گنجور

شمارهٔ ۱۱۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را

امروز دو بالا کن، پیمانه دوشین را

آویخته دل هر دم در زلف تو با تاری

بیمار همی خواهد، گرداندن بالین را

بی باکتر از تیغت، مژگان بلای تو

خون ریز چه آموزی، این رخنه گر دین را؟

از تیرگی عالم، تیره نشود عارف

زنگار نمی باشد، آیینه حق بین را

چون گرد بیفشاند، از دامن آزادی

شوریدگی مغزم، بوی گل و نسرین را

سازد کف خون خود در عشق حلال او

شاخ گل اگر بیند، آن دست نگارین را

با عارف رومی شد، هم نغمه حزین کلکم

ای ساقی جان پر کن، آن ساغر نوشین را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط