رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکستهای
جسمی و جسم لاغری جانی و جان خستهای
میشکنی دل کسان ای پسر آه اگر شبی
سر زند آه آتشین از دل دلشکستهای
منتظرم به کنج غم گریهکنان نشاندهای
خود به کنار مدعی خنده زنان نشستهای
زان دو کمند عنبرین تا نروم ز کوی تو
سلسلهای به پای دل بسته و سخت بستهای
غنچه لطیف خندد و پسته ولی چو آن دهن
لب نگشوده غنچهای خنده نکرده پستهای
خون جگر خورد یقین هر که چو هاتفش بود
کوکب نامساعدی طالع ناخجستهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق و دلشکستگی خود به خاطر جدایی از محبوبش میگوید. او احساس میکند که بدون محبوب، نه تنها جسمش لاغر و جانش خسته است، بلکه دل دیگران را نیز میشکند. شاعر از غم و انتظارش سخن میگوید و ابراز میکند که چگونه عاشق به دور از محبوب، همواره در غم به سر میبرد. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که مانند غنچهای که در انتظار لبخند است، نبوده و هیچ شادیای در این جدایی نمیبیند. در نهایت، شاعر به وضعیت نامساعد خود و نشانههای بدبختی اشاره میکند که بر او سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: وقتی رفتی، دلم به شدت شکسته شد. بدنی دارم که ضعیف و ناتوان است و روحی که خسته و بیقرار است.
هوش مصنوعی: اگر شبی دلت بشکند و از دل داغدارت آهی آتشین برآید، دلهای زیادی را میشکنی، ای پسر.
هوش مصنوعی: من در گوشهای در حال گریه و غم به انتظار تو نشستهام، در حالی که تو در کنار کسی که من را مدعی میدانی، با خنده و شادی نشستهای.
هوش مصنوعی: از آن دو کمند خوشبو، تا زمانی که از کوی تو نروم، رشتهای به پای دلم بسته و محکم بستهام.
هوش مصنوعی: غنچهای نرم و زیبا میخندد، اما پستهای که هنوز پوستش را باز نکرده، مانند غنچهای است که هنوز نخورده و نمیتواند بخندد.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند هاتفش با ستارهای نامساعد و طالع بد مواجه شود، به طور حتم رنج و درد زیادی را تحمل خواهد کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای که ز دیده غایبی در دل ما نشستهای
حسن تو جلوه میکند وین همه پرده بستهای
خاطر عام بردهای خون خواص خوردهای
ما همه صید کردهای خود ز کمند جستهای
از دگری چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلم
[...]
در همه شهر حاضری در بَرِ ما نشستهای
چهره به دل گشادهای پرده به چشم بستهای
بافته زلف سرکشش در رگ و ریشهام رسن
تا نکنی تصوری کِش ز کمند رَستهای
داغ تو از آرزوی دل زخم زن و نمک بهل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.