گنجور

حاشیه‌های رها

رها


رها در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

برخلاف بقیه اشعار که کم حاشیه تر هستند به لطف آواز استاد شجریان عنایت مردم به این غزل بیشتر شده

تا باد چنین بادا...

 

رها در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:

به نقد اندر بهشتست آن که یاری مهربان دارد

بسیار زیبا!

 

رها در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

شاید غزل انقدر روانه که هیچ حاشیه ای نداره...

بسیار دل نشین!

 

رها در ‫۵ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

به هیچ روی نشاید خلاف رای تو کردن

کجا برم گله از دست پادشاه ولایت

 

 بسیار زیبا!

 

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:

مور میان بسته افتان خیزان!

چقدر جالب مورچه رو توصیف کرده!

 

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۱ در پاسخ به حسینی تبار دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

اتفاقا این بیت فورا من و یاد رمان گتسبی اف اسکات فیتزجرالد انداخت

تمام داستان رمان خلاصه شده در یک بیت سعدی!!!

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵:

دریاب دمی صحبت یاری که دگربار

چون رفت نیاید به کمند آن دم و ساعت

 

انصاف نباشد که من خسته رنجور

پروانه او باشم و او شمع جماعت

 

لیکن چه توان کرد که قوت نتوان کرد

با گردش ایام به بازوی شجاعت

 

خیلی به دلم نشست این ابیات...

 

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

چه غزل سوزناکی...

جناب ۷ توضیحات شما خیلی به فهم شعر کمک کرد، تشکر میکنم.

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:

در تو حیرانم و اوصاف معانی که تو راست

و اندر آن کس که بصر دارد و حیران تو نیست

 

آن چه عیبست که در صورت زیبای تو هست

وان چه سحرست که در غمزه فتان تو نیست

 

بسیار زیبا!

 

 

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:

این بیت سعدی:

ور به سنگ از صحبت خویشم برانی عاقبت

خود دلت بر من ببخشاید که آخر سنگ نیست

من رو یاد این بیت از حافظ میندازه:

گر چه میگفت که زارت بکشم میدیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۵ در پاسخ به امیر دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:

سلام

اولین چنگ به معنی ساز دومین به معنی پنجه انسان، دست

دل در چنگ نیست به معنی دلی در دست نیست که پند بشنود، دل از دست رفته

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸:

سلام

معنی این بیت رو متوجه نشدم:

چشم نابینا زمین و آسمان

زان نمی‌بیند که انسانیش نیست

اگر راهنمایی بفرمایید ممنون میشم

 

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، جمعه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

سلام

من معنی مصرع اول این بیت رو متوجه نمیشم، اگر کسی میدونه راهنمایی بفرمایید:

لوحش الله از قد و بالای آن سرو سهی

زان که همتایش به زیر گنبد دوار نیست

 

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳:

چو بر ولایت دل دست یافت لشکر عشق

به دست باش که هر بامداد یغماییست

 

خیلی زیباست!

 

 

 

رها در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:

سلام

ممنون میشم اگر معنی این بیت رو بفرمایید:

هر آن که رای تو معلوم کرد و دیگربار

برای خود نفسی می‌زند نه بس راییست