شکوه در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲:
بیت سوم کلمه اول ای صحیح است و نه (آن) که در آن صورت معنی به این صورت خواهد شد :
ای کسی که پزشک معالج من عاشق هستی ، روی زبان مرا نگاه کن و ببین که آه و ناله های دلم بصورت غبار روی زبانم نشسته!
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲:
سوزیان یعنی معامله و تجارت از سود بعلاوه زیان است و کوتاهیده شده است ، امیر معزی در بخشی که داریم OCR می کنیم بکار برده همچنین .
شکوه در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳:
ملیحه جان با سپاس فکر میکنم معنی بیت اول اینگونه باشد:
هر قدر غم هجران و جدایی خود را با پزشکان در میان گذاشتم این بیچارگان بیگانه از عالم عشق نتوانستند درمانم کنند یعنی پزشکان عاشقان را نمیتوانند درمان کنند چون از درد عشق بیخبرند
محسن خ در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۷:
اصطلاح چهارم اصلاح شود.
طارم چارم: فلک چارم
محسن خ در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۷:
معانی برخی اصطلاحات دشوار:
سجین : وادیی است در جهنم
علیین: بالاترین طبقه بهشت
فلک چارم: فلک چارم
تخمه : سوءهاضمه .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:
سلام فیه ...... یعنی تا بامداد در ان درود و سلام است
و لو أذیتنی..... یعنی اگر مرا با سنگ و نیز دوری ازرده سازی
فان الربح .... یعنی سود و زیان در بازرگانی است
bi naam در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۴:
در بیت سوم "مرغول" خود یک کلمه است به معنی "زلف پیچیده". لطفا فاصله ی بین "مر" و "غول" رو بردارید تا به صورت دو کلمه ی مجزا به نظر نیاد
حسین در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:
میشه معنای مصرع های عربی رو هم بنویسید؟
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - پند و اندرز:
Dressage که اموختن اسب هاست بهترین جایگزینش اسب افسایی است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - پند و اندرز:
اکنون که مارافسا را سعدی برای رام کننده مار بکار برده است ، اسب افسا را برای رام کننده اسب پیشنهاد میکنم ، و کبوتر افسای را محترمانه کبوتر باز می خوانم و هزار افسا یعنی کسی که با بلبل فال می گیرد!
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
با درود به تو محمد جان کیخا یا کی خا یا کیخوا یعنی کدخدا و وارون کدبانو است . سپاس که نوشتارک هایم را می خوانید .
محمد در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
ببخشید آقای امین کیخا شما که کارتان شکار واژه است راستی فامیلی خودتان کِی خا درست است یا کیخا و لطفا هرکدام درستند معنی آن را بنویسید
او در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
ببخشید آقای حمید رضا گوهری گفتید همه این ها که نظر داده اند مانند آن کور ها هستند حالا شما که بینایید نظر درست را بگویید
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۵۱ - مکه:
بد خلقی مردم پیرامون خدای خانه داستانیست! ولی از نیکی ایشان یکی اینکه روزی در بازار مردی با لباس عربی و ریش فروهشته ساعت می فروخت ویرا گفتم این ساعت چند به فارسی نیکی پاسخ بداد که شگفتیدم. پس گفتم در این دو هفته بسیار کسان دیدم که پارسی می گویند ولی تو نغز و نکو می گویی ! گفتم نشستنگه تو کجاست ؟ گفت خوارزم نیای من خوارزمی است ، و او پرسید تو کجایی؟ من گفتم خوزستان ! گفت باید که من نغز تر سخن کنم یا نه ؟ شوریده شدم بپذیرفتم و رفتم و این سال 1376 بود!
شکوه در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۹ - سیر سلطان مصر:
با درود
تیمچه به معنی پاساژ با تیم که کاروانسرا معنی کردید ارتباط دارد
شکوه در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۹ - سیر سلطان مصر:
ب
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۹ - سیر سلطان مصر:
دام نهادند یعنی توری روی مالهایشان می کشند فروشندگان ، لغت دام به معنی تله است اما تور هم که معنی میدهد چون تله ها تورند گاهی ، پایدام هم واژهای در پیوند است .
برای تور واژه نژنک با زبر هر دو ( ن) را داریم
به عربی شرک یعنی شبکه و تور
تیم یعنی کاروانسرای به انگلیسی این واژه با ریخت فارسی أش پذیرفته شده است . Caravansary
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۷ - آسایش در مصر:
بر دل سلطان بار است
سلطان ازرده دل شده اند
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۷ - آسایش در مصر:
استوار داشتن تأیید کردن
خرمی کردن شادی کردن
شکوه در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۲: