گنجور

حاشیه‌گذاری‌های میم الف

میم الف


میم الف در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

تصحیح میشود:
هادی سعیدی کیاسری

 

میم الف در ‫۷ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

این غزل به خط بیدل در حاشیه صفحات نخست دیوان بیدل به خط وارث صدیقی. منتشر شده در اینستاگرام آقای هادی سعیدی کیاری
تاریخ کتابت : 1126 هجری قمری / حدود 7 سال پیش از وفات جناب ابوالمعانی
(کتابخانه ی الکترونیک بنیاد بیدل دهلوی)
:
پیوند به وبگاه بیرونی/

 

میم الف در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

در جواب آقای علی قندیلی
.
بیت :
قطراه دریاست اگر با دریاست / ورنه او قطره و دریا دریاست
از مولانا نیست و بیت پایانی مثنوی آشتی یا بازگشت عقاب است که مرحوم فخرالدین مزارعی به عنوان جوابیه ای برای شعر عقاب استاد خانلری سروده است... با این مطلع:
همه آفاق به زیر نظرش‏
کهکشان زیر پَر تیزپرش‏
..
به دلیل طولانی بودن این شعر ابیات آخرش را مینویسم. و شما را راهنمایی میکنم به خواندن این مطلب دکتر رستگار فسایی درین زمینه:
قطره را تا که به دریا جایی‏ست‏
پیش صاحبنظران دریایی‏ست‏
ور ز دریا به کنار آید زود
شود آن قطره ناچیز که بود
قطره دریاست اگر با دریاست‏
ورنه او قطره و دریا دریاست
...
آدرس مطلب دکتر فسایی:
پیوند به وبگاه بیرونی/

 

میم الف در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران » بخش ۴۷ - التمثیل فی اَصحابِ الغَفلةِ والجُهّال:

مجالس سبعه / مجلس اول / مولانا:
...
زنگی همیشه دشمن آیینه بود. ناصحان و واعظان آینهاند یا آینه دارند. عاشقان نفس و طالبان دنیا زشت رویانند، زنگی چهرگانند که:« واتبعنا هم فی هذه الدنیا لعنه و یوم القیمه هم من المقبوحین»اما در ولایت زنگبار، زشتی زنگی کی نماید که آنجا مرد و زن همه زنگیند و جنس همدیگرند، باش تا از این ولایتش بر مرکب اجل بیرون برند بر خو بچهرگان ترک و روم که فرشتگان نورانیند«کِرامٌ بَرَرَه»که مسکن ایشان هفت آسمان است، آنگه رسوایی خویش میان رومیان روحانیان ببینند، حسرت خورند و هیچ سود ندارد. لاجرم از این سبب دشمن آینهاند و آیینه دارند.
«زنگئی یافت آینه در راه/ اندر او روی خویش کرد نگاه
بینیی پخش دید و رویی زشت/ چشم چون آتش و رخ از انگِشت
چون بر او عیبش آینه ننهفت/ بر زمینش زد آن زمان و بگفت:
کانکه این زشت را خداوند است/ بهر ننگش به راه بفکندست
گر چو من خود به کاری بودی این/ کی در این راه خوار بودی این؟»

 

میم الف در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

درباره بیت ششم و جوابی که سیمین دانشور درباره شیراز به جلال میدهد و همان باب آشناییشان میشود این خاطره از آقای دانایی خواهرزاده جلال را بخوانید:
پیوند به وبگاه بیرونی

 

میم الف در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل:

آیا می دانستید که حتا بسیاری از اهل ادب و کتاب نیز ضرب المثل زیر را که از گفته های مولانا است نادرست می خوانند و نادرست می فهمند ؟
مولانا می فرماید : ماهی از سر گنده گردد، نِی ز د ُم
و این گروه که از آن یاد کردیم آن را چون این می فهمد که ماهی نه از قسمت د ُم بلکه از ناحیه ی سر است که می گَندد ( که به خودی خود معنایی غیر عادی دارد و با علم جانور شناسی نیز نمی خواند ). این نادرستی در خواندن و دریافتن، نتیجه ی کم توانی خط فارسی در نمایاندن صدای حروف است.
معنی اصلی این ضرب المثل آن است که ماهی از سمت سر خود رشد می کند و بزرگ می شود ( گُنده می شود ) و نِی ( که گیاهی است که در کنار رودخانه و دریا می روید ) از قسمت پایین خود که در درون آب قرار دارد قوی و کلفت می شود.
آریا ادیب

 

میم الف در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:

ادمین محترم صفحه
با سلام.
لطفا پیش از تایید حاشیه ی بنده به جای «شرح شرح» ویرایش بفرمایید «شرح شطح». ممنونم

 

میم الف در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست...
حافظ درین مصرع شطح گفته است. شبیه همانی که ابوالخیر گفت: لیس فی جبتی سوالله!
درخصوص شرح شرح، مطلبی از دکتر شفیعی کدکنی از کتاب دفتر روشنایی میراث عرفانی بایزید اینجا همخوان میکنم:
شطح کلمه ای است که تعریف علمی آن محال است. "گزاره ای" است "هنری و عاطفی." این گونه گزاره های هنری و عاطفی ظاهری غامض و پیچیده دارند و معنای آن برای بعضی قابل قبول است و برای بعضی دیگر غیرقابل قبول. همه کسانی که در طول تاریخ ستایشگران "اناالحق" حلاج و "سبحانی" بایزید بوده اند، کسانی بوده اند که این گزاره ها ایشان را اقناع کرده است و تمامی کسانی که به کشتن حلاج و آواره کردن بایزید کوشیده اند، و در طول تاریخ منکران ایشان بوده اند، کسانی بوده اند که این گزاره ها آنان را اقناع نکرده است. کسی را که این گزاره ها اقناع نکرده باشد با هیچ دلیل علمی و منطقی نمی توان به پذیرفتن آنها واداشت و برعکس نیز اگر اقناع شده باشد با هیچ دلیل منطقی نمی توان او را از اعتقاد بدان بازداشت. رد و قبول "شطح" رد و قبول "علمی و منطقی" نیست. رد و قبول "هنری" و "اقناعی" است.

در ساختار شطح های معروف نوعی بیان نقیضی و پارادوکسی نهفته است. اگر به چهار شطح معروف تاریخ عرفان ایران که همه جا نقل می شود و از زبان چهار عارف برجسته برجوشیده است بنگریم، این ویژگی بیان پارادوکسی و نقیضی را می توان، به نوعی، مشاهده کرد:
1) سبحانی ما اعظم شانی (بایزید متوفی 261)
2) اناالحق (حلاج مقتول در 309)
3) الصوفی غیرمخلوق (ابوالحسن خرقانی متوفی 425)
4) لیس فی جبتی سوی الله! (ابوسعید ابوالخیر متوقی 440)

تناقضی که در جوهر این گزاره ها نهفته است، چنان آشکار است که نیازی به توضیح ندارد: قطره ای که دعوی اقیانوس بودن کند، دعوی او یاوه است و گزافه. اما همین گزاره های یاوه و گزافه را اگر از دید دیگری بنگریم، عین حقیقت خواهد بود. مگر دریا جز مجموعه بی شماری از قطره هاست؟ اینجا مجال مته به خشخاش گذاری های معمول نیست. فقط می توان گفت این چشم انداز یا کسی را "اقناع" می کند یا نمی کند. اگر اقناع کرد، این چهار شطح پذیرفتنی است و اگر نکرد ناپذیرفتنی درست به همان گونه که شما از شنیدن یک سمفونی یا لذت می برید یانه. اگر لذت نمی برید تمام براهین ریاضی و منطقی عالم را هم که برای شما اقامه کنند، بر همان حال نخستین خویش باقی خواهید ماند و کمترین تغییری در شما ایجاد نمی شود. شطح از خانواده هنر است و هنر را با منطق نمی توان توضیح داد. البته هر هنری منطق ویژه خویش را دارد که با همه منطق ها و برهان ها متفاوت است.

 

میم الف در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۸:

لطفا مصرع دوم بیت دوم تصحیح شود:
در فهمِ خط پرگار حکم دو سر نباشد

 

میم الف در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

توضیح و شرح برگرفته از:
پیوند به وبگاه بیرونی

 

میم الف در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

شرح بیت ششم:
شکیبائی تلخ است و عمر فانی است ; کاش میدانستم چه وقت او را می بینم.
بیت با توجه به نظری که علامه مرحوم قزوینی درباره حَتّام َ اظهار کرده اند معنی شد، و این است یادداشت قزوینی ذیل این بیت : چنین است در غالب نسخ ، بعضی نسخ چاپی : حتّی م َ، و این املای اخیر غلط است چه الی و علی و حتّی در صورت اتّصال بمای استفهامیّه پس از حذف الف ما چنانکه در علم صرف مقرّر است حتماً باید بصورت الف نوشته شوند یعنی اِلاَ م و علاَ م و حتّام نه الی م َ و علی م َ و حتّی م َ (رجوع شود به شرح رضی بر شافیه )، - و این نکته را نیز ناگفته نگذریم که حتّام در عربی بمعنی تاکی و تا چه زمان و تا چه وقت است نه به معنی کی و چه زمان و چه وقت ، شاعر عرب گوید:فتلک ولاة السّوءِ قد طال مکثهم فحتّام العناء المطوّل ،و به این معنی اخیر یعنی کی عرب متی گوید نه حتّام و بنابراین با اندک تأملی واضح می شود که استعمال حتّام در بیت محل بحث ما یعنی یا لیت شعری حتّام القاه بجای خود نیست چه مقصود اینست که ایکاش می دانستم کی او را می بینم نه تا کی او را می بینم که به کلّی ضد مقصود است ، پس برای توجیه کلام خواجه یا باید که فرض کرد که عموم نسخ در اینجا محرّف است و در اصل کلمه دیگری بوده به جای حتّام ، یا آنکه (بر فرض صحّت نسخ ) باید کلام را به تقدیر نفی گرفت یعنی یا لیت شعری حتّام لا القاه یعنی ایکاش می دانستم تا کی او را نمی بینم و تا چندی به بلای حرمان و هجران او مبتلا خواهم بود، نظیر توجیه بعضی از مفسرین در آیه شریفه یبیّن اللّه لکم ان تضلّوا یعنی لئلاّ تضلّوا

 

میم الف در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

کلمه کوردم غلط است و کاوردم درست است:
بدین مفتاح کاوردم گشاده گر نشد مخزن
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

۱
۲
sunny dark_mode