ای بیحذر ز سوز من بیخبر بترس
بیداد و جور کم کن و از دادگر بترس
هر شام تا سحر نفسم جفت ناله هاست
ای صبح رخ ز ناله شام و سحر بترس
دست قدر قضای غمت بر سرم نوشت
ای فارغ از غمم ز قضا و قدر بترس
داری دل و به بردن جان قصد می کنی
ای جان مکن که این خطر است از خطر بترس
تیر دعا ز شست سحر کارگر بود
زنهار پیش از آنکه شود کارگر بترس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر نسبت به بیتوجهی و بیخاطری دیگران نسبت به درد و رنج خود هشدار میدهد. او به مخاطب میگوید که باید از ظلم و سختیهایی که میتواند به او آسیب برساند، بترسد. شب و روزی که او به ناله و زاری مشغول است، نشاندهندهی عمق غمش است و او از کسی که از غمها و تقدیرش بیخبر است، میخواهد مراقب باشد. شاعر با تشبیه دعا به تیر سحر، به مخاطب میگوید که عواقب نادیده گرفتن این دردها میتواند خطرناک باشد و باید پیش از آنکه اوضاع وخیمتر شود، به فکر چاره باشد.
هوش مصنوعی: ای کسی که نسبت به آلام و رنجهای من بیتفاوتی، از ظلم و ستم بترس و کمتر به جفا و ستمگری بپرداز، زیرا از عدالتخواهی بترس.
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح، نفس من با نالههای غمگین همراه است. ای صبح، از نالههای شب و صبح بترس.
هوش مصنوعی: قدر و سرنوشت غمهای من بر سرم نوشته شده است. ای کسی که از غمهایم بیخبر و فارغی، از سرنوشت و مقدر بترس.
هوش مصنوعی: تو دلی داری و قصد از بین بردن جانت را می کنی، اما ای عزیز، این کار نکن چون این خطرناک است و از خطر بترس.
هوش مصنوعی: دعا مانند تیری است که از شست سحر پرتاب میشود و میتواند تأثیرگذار باشد. بنابراین، احتیاط کن و قبل از اینکه دعا تأثیر بگذارد، احتیاط کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.