هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
از سوز دلم سنگ به فرسنگ بنالد
هر صبحدم از درد فراق تو بنالم
زانگونه که در وقت سحر چنگ بنالد
از ناله من در غم تو کوه بگرید
وز گریه من هر سحری سنگ بنالد
بلبل به گلستان بخروشد چو دل من
وز آرزوی آن رخ گلرنگ بنالد
چون زهره سحرگه ز افق چنگ بسازد
با من به همان ناله و آهنگ بنالد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل تنگی و درد ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. او هر شب از شدت احساساتش ناله میکند و توصیف میکند که چگونه دلش به خاطر فراق معشوق بسیار رنج میکشد. او در صبحها نیز از این درد مینالد به گونهای که انگار کوهها و سنگها هم از غم او گریه میکنند. شاعر به بلبل نیز اشاره میکند که همچون دل او در آرزوی گل رنج میبرد و در نهایت، او به نالههای سحرگاهی و هماهنگی آن با احساسات خودش اشاره میکند. به طور کلی، شعر بیانگر عمیقترین احساسات عاشقانه و غم فراق است.
هوش مصنوعی: هر شب که به یاد جدایی تو، دلم به شدت ناراحت میشود، از شدت دلتنگیام، دلم مانند سنگی در دوردستها به فریاد در میآید.
هوش مصنوعی: هر صبح از درد جدایی تو ناله میکنم، به گونهای که در زمان سحر، ساز و چنگ نیز مینالد.
هوش مصنوعی: از اندوه و نالهی من، کوهها به گریه خواهند افتاد و از اشک و گریهی من، حتی سنگها در هر صبحگاهی ناله خواهند زد.
هوش مصنوعی: پرنده در باغ گل به پرواز درمیآید، مانند دل من که از آرزوی دیدن آن چهرهی زیبا به حالت ناله در آمده است.
هوش مصنوعی: در صبحگاه که زهره از افق ظاهر میشود، با صدای ناله و آهنگ خاصی، به گونهای با من سخن میگوید و همدردی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.