کمر می بندی ای یار سپاهی
مگر کاندر بسیج برگ راهی
مرو راه جفا و دوری ارچه
به روی رفتن بود رای سپاهی
کنی دعوی که ما هم زین سفرهاست
دلیل و حجتی روشن که ماهی
رخت را گو خط آوردن چه حاجت
که هم خود حاکمی هم خود گواهی
بکاهد مه ز بس منزل بریدن
تو هر مه تا نیفزائی نکاهی
بدان تن سیم نابی با قبائی
بدان رخ آفتابی با کلاهی
نیندیشی که راهت را بگیرم
به دود ناله های صبحگاهی
وز آب دیدگان طوفان ببارم
شود رخش جهان سیرت شناهی
دلم با تست یکتا کی پسندی
که گیرد قدم از هجرت دوتاهی
ندانم تا کجا در تو رسم باز
بدین بی روزی و بی دستگاهی
مرا گوئی که گاه آزمون را
گدای مات به با پادشاهی
تو دانی کاختیار من کدام است
زمرد کی کند هرگز گیاهی
بسا شب بی رخت دیدم به دیده
رخ روز قیامت را کماهی
شبی چون زلف جانان از درازی
شبی چون روز هجران از تباهی
شبی چون جور عشقت بی کرانه
شبی چون دور حسنت بی تناهی
شبی چون هجر تو در غم فزائی
شبی چون عیش من در عمر کاهی
بدم ناسوده و آسوده دد و دام
بدم بیدار و خفته مرغ و ماهی
بدان خوی جفا جوی ستمکار
سیه کردی مرا روز از سیاهی
من از خصمان به تو در می پناهم
تودر خصمان به رغمم می پناهی
من از تو صلح جویم با گناهت
تو جوئی رنج من بر بیگناهی
به جان خواهد ترا نازک دل من
تو ای سنگیندل از جانم چه خواهی
به میزان جفا یکپاره کوهی
به معیار وفا یک پر کاهی
زهی یار سبک سنگین که چون تو
نشان ندهد کس از دانا و داهی
همی ترسم که از سهوی خطائی
که باشد آدمی خاطی و ساهی
بنالم از تو پیش تخت آن شاه
که از وی باز گیرد تخت شاهی
سپهر معدلت سعد اتابک
که شد سعد سپهر ازوی مباهی
شهی کش تیر شد ز اصحاب دیوان
شهی کش زهره شد زاهل ملاهی
به نور معرفت جفت معارف
به داد و معدلت دور از مناهی
ایا پیرایه میدان و مجلس
تو شیر رزم و شید بارگاهی
اگر تخت و کله زیب شهان است
تو زیب و زینت تخت و کلاهی
سپه باشد شهان را پشت و یاور
تو هم خود شاهی و هم خود سپاهی
بود ورد ملائک اینکه تا حشر
نگهدارش ز هر آفت الهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و وفاداری اشاره میکند و از یار خود میخواهد که به راه جفا نرود و از او دوری نکند. او به مه و زیباییهای یار اشاره میکند و از شبهای پر از غم و دوری از او شکایت دارد. شاعر از رنج و درد ناشی از جدایی سخن میگوید و به نازکی قلب خود در برابر سنگدلی یار اشاره میکند. او به درگاه الهی پناه میبرد و از یار میخواهد که در این عشق و وفا ثابت قدم باشد. شعر به موضوعاتی مانند محبت، ناز و نیاز و نگاه به فضائل اخلاقی و انسانی میپردازد.
هوش مصنوعی: ای دوست، تو آماده میشوی برای نبرد، آیا نمیدانی که در حین این تلاش، باید راهی مناسب و درست را انتخاب کنی؟
هوش مصنوعی: به جادهای نرو که حاوی بیمحبتی و جدایی است، هرچند چهرهات نشانگر رفتن باشد.
هوش مصنوعی: اگر ادعایی داری که ما نیز در این سفرها شاهدی روشن و دلیلی قاطع داریم، مانند ماهی که به خوبی نمایان است.
هوش مصنوعی: لباس تو را چه نیازی به نامه است، وقتی خودت هم حاکم هستی و هم گواهی بر اعمال خودت.
هوش مصنوعی: هر ماه، به خاطر سفرهای تو، نازکی و زیبایی ماه کمتر میشود، چون نمیخواهی که به آن نگاه کنی و به آن افزوده شود.
هوش مصنوعی: بدان که بدنی با زیبایی ویژه و لباس فاخر و ظاهری همچون آفتاب و با کلاهی زیبا داری.
هوش مصنوعی: به فکر این نباش که من تو را متوقف کنم یا از مسیری که در پیش داری، بازدارم به خاطر نالههای صبحگاهی و غمهای درونی.
هوش مصنوعی: از چشمانم سیلابی میریزد که اگر ببارد، چهرهام در دنیا شناخته خواهد شد.
هوش مصنوعی: دل من تنها به تو گره خورده است، چطور ممکن است که بخواهم از دوری و جدایی قدم بردارم؟
هوش مصنوعی: نمیدانم تا چه زمانی میتوانم در عشق تو باقی بمانم، در حالی که در خیالی بیثبات و بیسرانجام زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که گاهی اوقات آزمون و امتحان، گدا را به پادشاهی میرساند.
هوش مصنوعی: تو میدانی که دختر جوان من کدام است، همان زنی که مانند زمرد ارزشمند و تماشایی هرگز هیچ گیاهی نمیتواند او را شبیه خود کند.
هوش مصنوعی: در شبهای زیادی چهرهات را ندیدم، اما به یاد تو تصویری از روز قیامت را به وضوح در ذهنم مجسم کردم، همچون ماهی که در آب دیده میشود.
هوش مصنوعی: شبی مانند زلف محبوب، دراز و طولانی بود و شبی همچون روز جدایی، پر از درد و خرابی بود.
هوش مصنوعی: شبی شبی مانند عشق توست که بیپایان است و شبی همچون زیبایی تو که هیچ حد و مرزی ندارد.
هوش مصنوعی: شبی که در آن دوری تو باعث ناراحتیام شد، شبی شبیه به آن، شبی بود که من در عمرم به خوشی و شادی گذرانیدم.
هوش مصنوعی: من در حالتی آرام هستم، در حالی که حیوانات و موجودات مختلف در حال فعالیت و خواب هستند.
هوش مصنوعی: بدان که خصیصه ظلم و ستم تو باعث شده است که من در طول روز نیز احساس تاریکی و اندوه کنم.
هوش مصنوعی: من از دشمنانم به تو پناه میآورم و تو به رغم همه دشمنان، به من پناه میدهی.
هوش مصنوعی: من با وجود گناهت میخواهم صلح کنم، اما تو برای آزار من بر بیگناهیام اصرار میوری.
هوش مصنوعی: دل نازک و حساس من به جان تو وابسته است، اما تو که سنگدل و بیاحساس هستی، به جان من چه نیازی داری؟
هوش مصنوعی: به اندازه ظلم و ستمی که بر شخصی میشود، وفاداری و محبت او نیز نسبت به آن شخص تعیین میشود. هر چه درد و رنج بیشتری تحمل کند، وفاداریاش به همان میزان بیشتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: چه خوب است یاری که مانند تو، نشانهای از دانایی و خردمندی را به کسی نشان نمیدهد.
هوش مصنوعی: من میترسم که به خاطر یک اشتباه یا غفلت، انسان دچار خطا و گناه شود.
هوش مصنوعی: از تو غصه میخورم و پیش آن پادشاه بزرگ میگویم که او میتواند تخت سلطنت را از من بگیرد.
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی به واسطه وجود سعد اتابک در آسمان زندگیام نمایان شده است.
هوش مصنوعی: شهریار عزم تیراندازی میکند و از طرفی، میتواند به طرز خاصی تأثیری بر کسانی که به لذایذ دنیوی مشغولاند، بگذارد.
هوش مصنوعی: به روشنایی شناخت، دو مفهوم آگاهی بخشیده شده و در عین حال، اعتدال از کارهای ناپسند دوری میکند.
هوش مصنوعی: آیا زینت و زیبایی میدان و مجلس تو، همانند شیر جنگ و نیزهدار در بارگاه است؟
هوش مصنوعی: اگرچه تخت و تاج شاهان زیباست، تو همان زیبایی و زینت آن تخت و تاج هستی.
هوش مصنوعی: شما به عنوان فردی برجسته و قدرتمند، هم از حمایت و پشتیبانی دیگران برخوردار هستید و هم خود دارای مقام و قدرت هستید.
هوش مصنوعی: ملائکه همیشه دعا میکنند که او در روز قیامت از هر نوع آفت الهی حفظ شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
و لیکن عالم کون و تباهی
دگر گون یافت فرمان الهی
اتی النیروز یا ظل الاله
و من بجلاله الدنیا تباهی
و من خضعت له الافلاک طرا
خضوعا فی الاوامر والنواهی
زهی بر تو جهانداری و شاهی
[...]
ریاحینبخشِ باغ صبحگاهی
کلید مخزن گنج الهی
بشوهر گفت بر گو خود چه خواهی
جوابش داد آن مرد الهی
قلم را داد سودای الهی
که بنوشت این سپیدی و سیاهی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.