تا ز نور معرفت در دل صفا را ننگری
جلوهٔ آیینهٔ گیتی نما را ننگری
ملک دل جای کدورت نیست، جای دلبر است
گر سرا تاریک شد، صاحب سرا را ننگری
روی جانان در دل روشن تجلی می کند
بی چنین آئینه روی آشنا را ننگری
تا نباشد پرتو عشق حقیقی رهبرت
گر چراغ عقل باشی، پیش پا را ننگری
در مقام عشق، بینور است عقل دوربین
چون کشد خورشید سر، نور سها را ننگری
نرم همچون دانه کی گردد نهاد سخت تو
تا فشار سخت این نه آسیا را ننگری؟
آخر از ترک هوا واصل به دریا شد حباب
چون تو پابست هوایی، جز هوا را ننگری
در فراموشی ترا دست کم از آئینه نیست
میبری ما را ز خاطر، تا که ما را ننگری
عاقبت گر بیوفائی میوه ی نخل وفاست
به که (صابر) روی ارباب وفا را ننگری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی اهمیت نور معرفت و عشق حقیقی در زندگی میپردازد. شاعر به ما یادآوری میکند که باید به عمیقترین جنبههای وجودی خود نگاه کنیم و از ظواهر و کدورتها دوری کنیم. او میگوید که عقل بدون عشق بیفایده است و برای درک بهتر زندگی باید به عشق و حقیقت توجه کنیم. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که صبر و وفاداری در عشق، با ارزشتر از هر چیز دیگری است. به طور کلی، این شعر دعوتی است به درک عمیقتر زندگی از طریق عشق و معرفت.
هوش مصنوعی: اگر به روشنی معرفت در دل خود نگاهی کن، جلوههای زیبای دنیا را نمیتوانی ببینی.
هوش مصنوعی: دل باید از هر گونه کدورت و ناخوشی خالی باشد و فقط محل عشق و محبت باشد. حتی اگر درون دل تاریک و غمگین شد، نباید به حال صاحب دل توجه کرد، بلکه باید به عشق و زیباییها تمرکز کرد.
هوش مصنوعی: چهره محبوب در دل روشن من نمایان میشود، پس بی آنکه آینهای داشته باشی، روی آشنای او را ننگرید.
هوش مصنوعی: اگر پرتو عشق واقعی راهنمای تو نباشد، حتی اگر عقل و دانش داشته باشی، قادر نخواهی بود به درستی در مسیر زندگی قدم برداری و پیش روی خود را مشاهده نکنی.
هوش مصنوعی: در عشق، عقل و اندیشه مانند یک دوربین فاقد نور میشود، زیرا وقتی که خورشید میتابد، دیگر نمیتوان نور ستارههای کوچک را دید.
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به نرمی و لطافت دانهای باشی، در حالی که تو دارای بافتی سخت هستی؟ چرا به فشار سنگین آسیاب توجه نمیکنی؟
هوش مصنوعی: حباب که به خاطر ترک محیط خود، به دریا رسید، اما تو همچنان به حالت خود و امیال خود چسبیدهای و جز آرزوهای خود چیزی نمیبینی.
هوش مصنوعی: تو که ما را فراموش کردهای، حداقل به اندازهی یک آئینه هم ما را به یاد داشته باش. ما را از ذهن خود خارج میکنی، اما بگذار حداقل تو را نگاه کنیم.
هوش مصنوعی: اگر در نهایت بیوفایی میبینی، بهتر است که به وفای واقعی و راستین نگاه کنی و از ناپایداریها دوری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.