گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۷

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

بیا با ما مورز این کینه داری

که حق صحبت دیرینه داری

نصیحت گوش کن کاین در بسی به

از آن گوهر که در گنجینه داری

ولیکن کی نمایی رخ به رندان

تو کز خورشید و مه آیینه داری

بد رندان مگو ای شیخ و هش دار

که با حکم خدایی کینه داری

نمی‌ترسی ز آه آتشینم

تو دانی خرقه پشمینه داری

به فریاد خمار مفلسان رس

خدا را گر می‌دوشینه داری

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ

به قرآنی که اندر سینه داری

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

اگر می شود تلفظ کلمات سخت را نشان دهید

پاسخ: روی کلمات دو بار کلیک کنید، در سایت لغتنامه حرکات واژه‌ها مشخص شده است.

👆☹

کوروش ایرانی اصل نوشته:

در بیت آخرین…

خوشتر بودنِ اشعار جناب حافظ، (نسبت) به سی پاره ای که ایشان از حفظ هستند…. گویایِ حقیقتی محض است…

همانطور که جناب حافظ نیز، در لفافه، اشارتی بر این موضوع دارد….

👆☹

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

بدِ رندان مگو ای شیخ و هش‌دار
که با ………………… کینه داری

مِهرِ خدایی: ۲۶ نسخه (۸۰۱، ۸۰۳، ۸۱۳، ۸۱۶، ۸۱۸، ۸۲۴، ۸۲۵، ۸۳۴، ۸۳۶ و ۱۷ متأخر یا بی‌تاریخ) خانلری، عیوضی، نیساری

با حُکمِ خدایی: ۹ نسخه (۸۲۷ و ۸ نسخۀ متأخر یا بی‌تاریخ) قزوینی، سایه، خرمشاهی

بر حُکمِ خدایی: ۱ نسخه (۸۲۲)
با مِهرِ سپهری: ۴ نسخه (۸۲۱، ۸۲۳، ۸۴۳ و ۱ نسخۀ متأخر: ۸۵۷)
با مِهرِ سپهر این: ۱ نسخۀ بسیار متأخّر (۸۹۴)

غزل ۴۳۸ در ۴۳ نسخه آمده و بیت فوق در نسخۀ مورخ ۸۱۹ نیست.گفته شده است که ضمن تناسب “مهر” با “کینه”، “مهر خدایی” هم ضبط اقدم و اکثر نسخ است و هم ناظر به «یُحِبُّهم و یُحِبّونه» (از آیۀ ۵۴ سورۀ مائده)
است.
**********************************
**********************************

👆☹

امیر نوشته:

بیت آخر یا قسم یاد کردن جناب حافظ هست به قرآن که منظور این می شود که به قرآن قسم که در میان اشعار خوب تر از شعر تو ندیدم
و یا منظور این هست که بواسطه قرآنی که در سینه داری شعرت بهترین شد همانطور که گفت دلنشین شد سخنم تا تو قبولش کردی / آری آری سخن عشق نشانی دارد
یا: عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ / قرآن ز بر بخوانی با ۱۴ روایت
و یا: هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم و دهها بیت دیگر
بنابراین تعابیر دیگر که ایشان خواسته مقایسه کند با کلام خدا بسیار عجیب است و باور پذیر نیست…

👆☹

رضا ساقی نوشته:

بیاباما مَورزاین کینه داری
که حق صحبت دیرینه داری
باتوجّه به بیت چهارم مخاطب این غزل “شیخ” است. ظاهراً بنظر می رسد که حافظ مدّتی بااین شیخ مراوده ودوستی داشته است لیکن پس ازاینکه حافظ طریق عشق ورندی اختیارمی کند دوستی آنها قطع شده وشیخ مبادرت به کینه ورزی وبدگویی حافظ می نماید.
مَورز: مپرداز،انجام مده،
کینه داری: دشمنی کردن،کینه ورزیدن
حق صحبت: حق دوستی
دیرینه: قدیمی
معنی بیت: بیا و حرمت حق دوستیِ قدیمیمان رانگاهدار ازاین پس بامادشمنی مکن.
سر وزَر ودل وجانم فدای آن یاری
که حق صحبت ومِهرووفانگه دارد
نصیحت گوش کن کاین دُربسی بِه
از آن گوهر که در گنجینه داری
دُر: مروارید
گنجینه: کنایه ازسینه ودل هست باتوجّه به اینکه روی سخن باشیخ است بی تردید چیزی که درسینه ی شیخ است ایمان واعتقادات وورد وذکراوست که حافظ در اینجابه طعنه با عنوان “گوهر” یادکرده است.
معنی بیت:(ای شیخ) پند واندرزمراگوش کن این نصیحت همچون مرواریدی ارزشمنداست این پند واندرزمن ازآن بظاهر گوهری که درسینه ی توست ارزشمندتر ومفیدتراست.(روشن است که پند واندرز حافظ به شیخ همین سخنانیست که دراین غزل گوشزدشده است: پرهیزازکینه توزی، نگاهداری حرمتِ حقِ صحبت ونکاتی که درابیات پیش رومطرح شده است‌.
ولیکن کی نمایی رُخ به رندان
توکزخورشید ومَه آیینه داری!
احتمالاً “شیخی” که مخاطب حافظ است ازمشایخ متظاهرومشهور شهر است شیخی که همانندِ اغلبِ خودزاهدان ِخودشیفته، توّهم ِ خودبزرگ بینی دارد واین پندار غلط سبب شده تااو ازخود تصویرتحریف شده داشته باشد. او می پندارد آدم خاصی هست وخورشید وماه آینه گردان روی اوهستند ومحاسن اوراانعکاس می دهند! چنین وانمود می کند نماینده ی خدا درروی زمین است درمرکزیّت خلقت قرار دارد و تصویرش درماه منعکس می گردد! چنین شخصی معمولاً دور ازدسترس عموم هست و ملاقات بااوبرای همگان به آسانی میسّرنیست.
کی نمایی: کی نشان دهی؟
معنی بیت: درادامه ی سخنان پیشین( نصیحت گوش کن که….) ولیکن نصیحت درتوتاثیری ندارد ای شیخ توکی می خواهی ازتوّهم خارج شده، ازآن بالانشینی دست کشیده به پائین فرودآیی بارندان بی سامان هم نشین شوی وچهره ی واقعی خودت رانشان دهی(نه تصویرتحریف شده را) توکه ازروی وَهم وگمان می پنداری خورشید وماه آینه گردان روی توهستند(می پنداری خیلی خاص هستی،انتظار داری همه باید باتوخاص رفتارکنند گمان می کنی درمرکز خلقت قرارگرفته ای نماینده ی خدا در روی زمینی ومردم باید پروانه وار گرد توبچرخند! )
یارب آن زاهدخودبین که بجز عیب ندید
دودِ آهیش درآئینه ی ادراک انداز
بدرندان مگوای شیخ وهش دار
که با حکم خدایی کینه داری
معنی بیت: ای شیخی که جزعیب نمی بینی ازرندان بدمگوی وبه هوش باش که بابدگویی ازرندان درحقیقت توباحکم خداوند کینه توزی می کنی. اگررندان به ظاهر لااُبالی وبی سروسامان هستند این مشیّت الهیست وتونباید بامشیّت الهی سرجنگ داشته باشی.
مکن به چشم حقارت نگاه درمن مست
که نیست معصیت وزهد بی مشیّت او
نمی‌ترسی ز آه آتشینم
تو دانی خرقه پشمینه داری
معنی بیت: ای شیخ توکه خرقه ات ازجنس پشمینه هست وخیلی هم خوب می سوزد آیا ازآه آتشین نمی ترسی که ناگاه درپشمینه ات بیافتد وآن رابه آتش بکشد؟
آتش زهر وریا خرمن دین خواهدسوخت
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز وبرو
به فریاد خُمار مُفلسان رس
خدا را گر می‌دوشینه داری
خُمار: کسالت و دردسر پس از مستی وباده نوشی، ناداری وبی چیزی
مُفلس: تهیدست،فقیر
می دوشینه: می باقی مانده از شب پیش
حافظ دراینجا به شیخ متظاهر طعنه می زند که تو درخفا وخلوت خویش باده نوشی می کنی ومن ازاین موضوع آگاهی دارم!
معنی بیت: اگرازآن شرابی که شب پیش نوشیدی چیزی باقی مانده محض رضای خدا به فریاد تهیدستان برس وبا بخشیدن شراب باقیمانده خماری آنها رابرطرف کن.
می خور که شیخ وحافظ ومُفتیّ ومحتسب
چون نیک بنگری همه تزویرمی کنند
ندیدم خوشترازشعرتو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
معنی بیت:
ای حافظ ، دلپذیرتر از شعر تو چیزی ندیدم سوگند به قرآنی که تو در سینه داری( حفظ هستی وازبر داری)
شعرحافظ همه بیت الغزل معرفتست
آفرین برنفس دلکش ولطف سخنش

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام