زردی برگ خزان عکس رخ زرد من است
نیز سرمای زمستان ز دم سرد من است
آسمان نیز که گه خندد و گه گرید زار
در غم و شادی از آنست که همدرد من است
بر تر از طارم افلاک کزین توده خاک
کامی آن سو ننهد همت نامرد من است
دشمن خویش منم نیست کسی چیره بمن
بجز این اهرمنی خو که هما ورد من است
گر از این ملک غریبی بوطن باز رسم
طوق و تاج مه و خورشید ره آورد من است
از زمین آنکه بیک گام سوی بام فلک
ره کند، آه کمند افکن شبگرد من است
کعبتین مه و خورشید که بر نطع فلک
میزند دور دغل لعبتی نرد من است
نفحه باد سحرگه که جهان زنده بدوست
اثری از نفس غالیه پرورد من است
جنگ اهریمن و جم، رزم بلیس و آدم
که شنیدی، همه افسانه ناورد من است
بر سر توده خاکم بحقارت مگذر
که فلک نیز غباری سیه از گرد من است
مختصر گر ز حساب دو جهان هر چه نگاشت
قلم قدرت یزدان، همه یکفرد من است
از لب حضرت ایشان سخنی گفت حبیب
ورنه این دعوی بیهوده نه در خورد من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات خود را نسبت به دنیای اطرافش بیان میکند. او زردی برگهای خزان و سرمای زمستان را به حال خود نسبت میدهد و از این میگوید که آسمان نیز همدرد اوست. شاعر به نوعی با طبیعت و فضای اطرافش همذاتپنداری میکند و احساس تنهایی و غم را به تصویر میکشد.
او همچنین به تقدیر و سرنوشت خود اشاره میکند و میگوید که نیازی به دشمن ندارد، چرا که خود را در برابر مشکلات و سختیها میبیند. اگرچه او عشق و زیباییهای دنیا را میستاید، اما از بیوفایی و دغلکاریهای زندگی نیز سخن میگوید.
شاعر به جایگاه انسانی خود در مقابل آسمان و زمین و تأثیرات ناچیزش در جهان اشاره میکند و نتیجه میگیرد که همه چیز در نهایت به اراده و قدرت الهی بازمیگردد. در پایان نیز به سخنان شخصی اشاره میکند که میتواند حقیقت را بیان کند و از بیهوده بودن برخی ادعاها میگوید.
هوش مصنوعی: برگهای زرد پاییزی نشاندهندهی رنگ چهرهی من است و سرمای زمستان هم نتیجهی سرما و冷ی وجود من است.
هوش مصنوعی: آسمان گاهی میخندد و گاهی میبارد، نشاندهنده احساسات من است؛ چرا که آن هم به نوعی همدردی میکند و در غم و شادی من شریک است.
هوش مصنوعی: برتر از بالاترین نقاط آسمان، هیچ چیز در این دنیای مادی نمیتواند باعث افتخار و موفقیت من شود. همت و تلاش من در این مرز و بوم به اندازهای نیست که بتواند به آن آرزوها دست یابد.
هوش مصنوعی: من هیچ دشمنی جز خودم ندارم و تنها عامل تسلط بر من، نفس امارهای است که همیشه با من است و مرا به سمت کارهای زشت میکشاند.
هوش مصنوعی: اگر از این سرزمین دور بشوم و به وطنم برگردم، تاج و گردنبند و نور ماه و خورشید همراه من خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسی که از زمین به سمت آسمان قدم برمیدارد و به سوی بلندیها میرود، آه و نالهاش مانند دلهرهی شبان است که در جستجوی من است.
هوش مصنوعی: ماه و خورشید مانند دو کعبه در آسمان در حال چرخش هستند و من در این میان، بازیگر نیرنگی هستم که در این بازی به نرد نقش میزنم.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی که جهان را زنده میکند، نشانهای از نفس خوشبوی معلم من است.
هوش مصنوعی: سرگذشت جنگ بین اهریمن و جم، و نبرد بین ابلیس و آدم که شنیدهای، همگی داستانهایی هستند که من آنها را ساختهام.
هوش مصنوعی: به خاکی که بر روی آن ایستادهام، با بیاحترامی نگاه نکن، زیرا آسمان هم گردی تیره از من دارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به طور خلاصه بگوییم، هر چیزی که قلم قدرت خدا در مورد دو جهان نوشته، در حقیقت به نوعی به من و وجود من مرتبط است.
هوش مصنوعی: از زبان محبوب، سخنی شنیدم، وگرنه این ادعا که به من مربوط باشد، بیهوده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گریه ابر بهار از دل پر درد من است
چهره زرد خزان از نفس سرد من است
به چه تقریب مه از هاله حصاری شده است؟
گر نه شرمنده ز حسن مه شبگرد من است
غوطه در چشمه شمشیر زدن آسان نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.