ای خواجه شنیدستم زین کوچه رهی داری
بر چهره این بت رو، پنهان نگهی داری
هر صبحدم اندر بر، سیمین صنمی گیری
هر نیمه شب اندر دست، زلف سیهی داری
روز و شب تو خوش باد، وقتت همه دلکش باد
که روز و شب اندر کوی، تابنده مهی داری
ای بنده فرخنده، خوش باش زهی بنده
کز دولت پاینده، رو سوی شهی داری
باید بزنی تسخر بر چهره ماه و خور
کز سایه دیوارش آرامگهی داری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش زیباییها و جلوههای عاشقانه زندگی میپردازد. او به معشوقی اشاره میکند که در کوچهای خاص در حال عبور است و با نگاهی پنهانی دلها را میرباید. زیباییهای روز و شب به مثابه نمادی از خوشبختی و دلنشینی توصیف میشود، و شاعر آرزو میکند تا این زیباییها همیشه در زندگی او جاری باشد. همچنین، او به بندگی و خوشبختی اشاره میکند و از آرامش و سایههای دلنشین معشوق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای آقا، شنیدم که از این کوچه راهی برای عبور داری، اما بر چهره این معشوق، نگاهی پنهانی داری.
هوش مصنوعی: هر صبح که به خانهات میآیم، دوستی زیبا به نام سیمین را در آغوش میگیرم و هر شب که به خواب میروم، زلفی تیره را در دست دارم.
هوش مصنوعی: روز و شب خوشی برایت آرزو دارم و امیدوارم همهٔ زمانهایت زیبا و دلانگیز باشد، زیرا در هر لحظه از روز و شب، نوری در دلت میتابد.
هوش مصنوعی: ای بندۀ خوشبخت و شاد، خوش باش! تو از نعمت بزرگی بهرهمند هستی و راهات به سوی پادشاهی بزرگ است.
هوش مصنوعی: باید به چهره ماه و خورشید نگاهی بیندازی، از پشت سایه دیوارش که مکانی برای آرامش توست، استفاده کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.