گنجور

شمارهٔ ۵۴ - حضرت بیچون

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

بی تماشای جمالت روضه را هامون کنم

حور عین را از درون قصرها بیرون کنم

حور زیبا روی را خواهیم دادن سه طلاق

گرنه رو در نور روی حضرت بیچون کنم

روضه را جلوه مده رضوان که بالله العظیم

من به یک آهش بسوزانم تو را مجنون کنم

آب دارد ای بهشتی کوثر و طوبای تو

من به یکدم کار و بار هر دو را یکسو کنم

گرنه در فردوس باشد دیدن دیدار دوست

زاویه در هاویه بگزیده دیده خون کنم

ایهاالعشّاق اگر معشوق بردارد نقاب

دیده ما در خور او نیست ،آیا چون کنم

محیی با ما دار خود را بی ریاضت تا تو را

چون جنید و شبلی و بایزید و ذوالنّون کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام