قدسی، منم و دلی چو آتش همه سوز
رنگم ز شراب عافیت، گو مفروز
بر غمزده جز بخت سیه نیست شگون
محروم بود ز شعله پروانه به روز
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
قدسی، منم و دلی چو آتش همه سوز
رنگم ز شراب عافیت، گو مفروز
بر غمزده جز بخت سیه نیست شگون
محروم بود ز شعله پروانه به روز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او در حالی که خود را قدسی و پاک میداند، دلش همچون آتش میسوزد. او به رنگ خود که ناشی از شراب عافیت است اشاره میکند و میگوید که در زندگی غمزده، تنها شانس بد نصیبش شده و مانند پروانهای که در روز از شعله محروم است، از عشق و زیباییها دور مانده است.
هوش مصنوعی: من موجودی پاک و فرشتهوار هستم، و قلبم مانند آتشی میسوزد. رنگ و حالتم از شراب خوشبختی نشأت میگیرد، اما میگوید که من جدا هستم.
هوش مصنوعی: فردی که غمگین و ناراحت است، به جز بدشانسی و تقدیر نامساعد چیزی برایش مناسب نیست. او از عشق و شور و شعلهای که پروانه به خاطر آن به سوی شمع میرود، محروم است و نمیتواند از آن لذت ببرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شاه علاء دولت ملک افروز
امروز نه پیداست خزان از نوروز
باز آمد تاریک شب از روشن روز
بر دشمن ملک باد بختت فیروز
آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز
ای دوست شب و روز ز دل میافروز
نی نی که غلط گفتم ای عشق آموز
عشق تو و سودای تو آنگه شب و روز
ای زلف تو بر رخ تو همچون شب و روز
ما از تو بعیدیم به عید نوروز
هم عید خجسته باد و هم نوروزت
بازآی و نشین به گلشن جان افروز
نوروز تو سعد باد و فرخّ، بهروز
دیدار تو خاص و عام را بزمافروز
تا بر نفتد عادت نوروز از دهر
هر روز تو باد از سعادت نوروز
ای بزم ترا ساغر می مجمره سوز
هر روز ز ایام تو روز نوروز
از گلشن اقبال تو کان خرم باد
خورشید بود یک گل بستان افروز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.