گنجور

 
قدسی مشهدی
 

بهشت جاودانی نورباغ است

که این معموره را چشم و چراغ است

چنارش دست بر دل می‌گذارد

دماغ ناز سرو و گل ندارد

نباشد لاله را پیش گل آن حال

که پوشد از ته دل، جامه آل

کف تاکش مگر مغز خود افشرد؟

که حسن پنجه خورشید را برد

شکسن شاخ را دل کی دهد بار؟

هوا گو مومیایی را نگه دار

نسیمش کز رطوبت نیست خالی

شکسته شیشه بی‌اعتدالی

تعالی الله چه باغ دلپسندست

که از سروش قیمات‌ها بلندست

بود خاکش عبیر طره حور

ازین گلزار بادا چشم بد دور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۴ نوشته:

که از سروش قیامتها بلند است----درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سید محسن در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۶ نوشته:

شکستن شاخ را دل......------درست است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.