لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
قدسی مشهدی

دوش بر خاک درت عرض جبین می‌کردم

وز جبین درخور آن، سجده گزین می‌کردم

گر خیال تو به آیینه گمان می‌بردم

در دل آینه، چون عکس، کمین می‌کردم

من چه دانم که مثنا نشود وصل تو، کاش

روز اول، نگه بازپسین می‌کردم

تهمت خرمی از هر دو جهان برمی‌خاست

گر به اندازه غم، ناله حزین می‌کردم

گر نسیم سحری همره خویشم می‌برد

از سر زلف بتان، غارت چین می‌کردم

عشق می‌گویم و رخساره به خون می‌شویم

عمرها خدمت دل بهر همین می‌کردم

نگرفتم ز لب نوش تو بوسی، ای کاش

تازه، کامی ز می عشق چنین می‌کردم

فال حسرت زدم و گشت اجابت شب دوش

کاش امروز دعایی به ازین می‌کردم

تا نگاهی نکند سوی تو پنهان از من

در پی دیده چو دل، دوش کمین می‌کردم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فصیحی هروی

شب که غمهای ترا پرده‌نشین می‌کردم

از تبسم لب زخمی شکرین می‌کردم

هجر می‌سوخت دلم را و من از دیده خویش

نظری در خور آن روی گزین می‌کردم

گرد اوراق پریشان نفس می‌گشتم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فصیحی هروی
بیدل دهلوی

شب‌ که در حسرت دیدار کمین می‌کردم

دو جهان یک نگه باز پسین می‌کردم

یاد ناسکه به وحشتکده عنقایی

ناله می‌شد همه‌گر نقش نگین می‌کردم

باد برد آن همه طاقت ‌که به خاکستر ریخت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه