گنجور

شمارهٔ ۳۸۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

تا آفرین شست تو گوید زبان زخم

پیکان زبان خویش کند در دهان زخم

یک دم بمان چو زخم زدی، تا که بشنوی

تحسین تیغ خود ز لب خون‌فشان زخم

جنس جفا کسی نستاند به نیم جو

جایی که تیغ یار گشاید دکان زخم

بس گرم شکر گفتن بازوی قاتل است

ترسم که تیغ، آب شود در دهان زخم

دل را پر از ذخیره لذت کند کنار

غلتد چو نیم بسمل تو در میان زخم

زخم خدنگ عشق چو درمان‌پذیر نیست

بیهوده، ای مسیح مکن امتحان زخم

قدسی دلم شکاف شکاف است در درون

بر سینه گرچه نیست ز بیرون نشان زخم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام