گنجور

شمارهٔ ۳۷۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

کی به غیر از دیدنش اندیشه دیگر کنم

چون نظر هرجا شوم گم، سر ز مژگان بر کنم

حال دل خاطرنشان او کنم روز وصال

گر دهد نظاره‌ام فرصت که چشمی تر کنم

چون خیال عافیت بندم، بسوزم خویش را

تا چو اخگر داغ را مرهم ز خاکستر کنم

شعله را گر سر فرود آید به جسم زار من

می‌توانم زین کف خاشاک، دودی بر کنم

از خیال غمزه‌ات، چون غنچه بر اوراق دل

روز و شب مشق خراش سینه با نشتر کنم

خوشدلم از ناامیدی، ورنه از تاثیر عشق

{بیاض} تر کنم

سوختم قدسی و اشکم ماند برجا، تا به کی

این کف خون را نثار مشت خاکستر کنم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام