گنجور

شمارهٔ ۳۶۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

امشب ز دیده از قدح افزون گریستم

تا دل چو شیشه داشت نمی، خون گریستم

یک بار، دیده‌ام به غلط فال خواب زد

عمری ز شرمساری آن، خون گریستم

تلخی ندید عیش حریفان ز گریه‌ام

چون آمدم ز میکده بیرون، گریستم

تا کس به عشق او نبرد پی ز گریه‌ام

شبها به شهر و روز به هامون گریستم

روید به جای سبزه ازان خاک، نخل سرو

هرجا به یاد قد آن موزون گریستم

طوافن پناه برد به گیتی ز گریه‌ام

ای نوح سر بر آر، ببین چون گریستم

اول شدم شکفته ز ارسال نامه‌اش

آخر ز شرمساری مضمون گریستم

گویند دل به گریه تهی می‌شود ز درد

چون درد من فزود، چو افزون گریستم؟

هرکس که دید اشک من، اندوهگین شود

قدسی ز بس که با دل محزون گریستم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن نوشته:

؟؟؟؟؟ پناه برد به گیتی زگریه ام—- لطفا تکمیل بفرمائید

👆☹

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید