ما در صبح طرب، ز آب و گل غم بستهایم
چون کدورت، خویش را بر شام ماتم بستهایم
بس که آمد جای اشک از چشم ما خون جگر
تهمت طوفان خون بر چشم پر نم بستهایم
در حریم درد عشق ما، کسی را بار نیست
ما ز رشک این در به روی هر دو عالم بستهایم
تا نگردد یاربی در دفع درد ما بلند
راه گردون را شب از آه دمادم بستهایم
ما چو قدسی مایه دردیم، راحت عار ماست
بیشتر بر زخم خویش از مشک، مرهم بستهایم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق غم و اندوه شاعر میپردازد. شاعر از وضعیت خود در صبحی خوشایند سخن میگوید، در حالی که در دلش غم و اندوهی بزرگ وجود دارد. او بیان میکند که با توجه به درد و رنجهای عاشقانهاش، دیگر هیچ کس نمیتواند بار این درد را بر دوش بکشد و به همین خاطر بر در ورودی حریم عشق خود بسته است. شاعر همچنین از درد و زخمهای خود به عنوان بخشی از وجودش یاد میکند و بر این باور است که آرامش برای او عار و ننگ است. او به طور کلی بر احوال خود و دردهایش تأکید کرده و نشان میدهد که چگونه این دردها را به شکل عمیقتری در زندگیاش تجربه میکند.
هوش مصنوعی: در صبح شادمانی و خوشحالی، غم و اندوهی که به وجود آمده را به گردن گرفتهایم، همانطور که کدورت و تاریکی، خود را در شب سوگواری میبینیم.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت ناراحتی و اشکهایی که از چشمان ما ریخته، خون دل میخوریم و در برابر اتهامات و سختیها چارهای جز خاموشی نداریم.
هوش مصنوعی: در فضای آزار عشق ما، هیچکس اجازه ورود ندارد. ما از حسادت به این حریم، در را به روی تمام جهان بستهایم.
هوش مصنوعی: ما در طول شب تنها با آه و نالههای پیوستهامان، راه آسمان را به خاطر دردهایمان بستهایم تا یارمان بیاید و ما را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: ما مانند موجودات قدسی، دردی عمیق داریم و آرامش ما در واقع زخمهای خود ما را بیشتر آزار میدهد. ما خود را با مشک تسکین دادهایم، اما در واقع این درد همچنان با ماست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.