گنجور

 
قدسی مشهدی
 

سر تا قدم ز داغ تمنا در آتشم

شاخ گلم مگر، که سراپا در آتشم؟

تا کرده‌اند نسبت آتش به خوی دوست

هرجا که آتشی‌ست، من آنجا در آتشم

ترسم غم تو جای کند گرم در دلی

ورنه چرا ز گرمی دلها در آتشم؟

رخسار یوسف از عرق حسن درگرفت

یعنی ز رشک عشق زلیخا در آتشم

خواهم ز طبع شعله کنم جذب سوختن

چون دود، ازان همیشه بود جا در آتشم

چشم ترم چو شیشه ز بس خون گرم ریخت

از موج خون چو ساغر صهبا در آتشم

دورم کند ز خویشتن از ننگ، چون سپند

هرچند افکنند به عمدا در آتشم

بر طور دل، تجلی غیرت فکنده نور

از سوز رشک خواهش موسی در آتشم

روی تو در برابر و دل خون ز بیم هجر

موج زلال خضرم و گویا در آتشم

هردم ز جای خویشتن از اضطراب دل

قدسی چنان جهم، که مگر پا در آتشم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.