سر تا قدم ز داغ تمنا در آتشم
شاخ گلم مگر، که سراپا در آتشم؟
تا کردهاند نسبت آتش به خوی دوست
هرجا که آتشیست، من آنجا در آتشم
ترسم غم تو جای کند گرم در دلی
ورنه چرا ز گرمی دلها در آتشم؟
رخسار یوسف از عرق حسن درگرفت
یعنی ز رشک عشق زلیخا در آتشم
خواهم ز طبع شعله کنم جذب سوختن
چون دود، ازان همیشه بود جا در آتشم
چشم ترم چو شیشه ز بس خون گرم ریخت
از موج خون چو ساغر صهبا در آتشم
دورم کند ز خویشتن از ننگ، چون سپند
هرچند افکنند به عمدا در آتشم
بر طور دل، تجلی غیرت فکنده نور
از سوز رشک خواهش موسی در آتشم
روی تو در برابر و دل خون ز بیم هجر
موج زلال خضرم و گویا در آتشم
هردم ز جای خویشتن از اضطراب دل
قدسی چنان جهم، که مگر پا در آتشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از آتش عشق و داغ تمنا مینویسد و به شدت آسیبپذیری خود را در برابر غم و فراق معشوق ابراز میکند. او از گرما و شدت احساساتش میگوید و در هر کجا که آتش دیده میشود، خود را در آنجا حس میکند. قلبش در اثر عشق و غم مانند شیشهای شکننده است و اضطرابش او را از خویشتن دور کرده است. به تصویرهای عاشقانه و با احساساتی چون رشک و شوق اشاره میکند و در نهایت، حالاتی از سرسپردگی و دیوانگی را در برابر عشق توصیف میکند.
هوش مصنوعی: من از سر تا پا به خاطر آرزوی عمیقم در آتش هستم. آیا شاخ گلی وجود ندارد که تمام وجودم را در آتش عشق بسوزاند؟
هوش مصنوعی: هر جا که نشانی از عشق و دوستی باشد، من نیز در آنجا حضور دارم و در عین حال، در آتش اشتیاق و احساسات خود میسوزم.
هوش مصنوعی: میترسم که غم عشق تو در دلم جا بگیرد، وگرنه چرا آتش وجودم اینگونه شعلهور است؟
هوش مصنوعی: چهره زیبای یوسف به خاطر زیباییاش درخشنده است، اما به خاطر عشق زلیخا در دل من آتش به پا کرده است.
هوش مصنوعی: میخواهم از ذات خود شعلهای بسازم که مانند دود، جذب آتش شود؛ زیرا همیشه در آتش بودهام.
هوش مصنوعی: چشمان اشکآلود من مانند شیشه است که به خاطر خون گرم و زیاد، پر از اشک میشود. مانند جامی از شراب که در آتش میسوزد.
هوش مصنوعی: از ننگ خودم به دور میشوم، همانند گیاهی که وقتی در آتش میافتد، به طور عمدی دور از آتش قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: در دل من، عشق و غیرت مانند نوری درخشیده است که به خاطر آرزوی عمیق و سوزان من نسبت به موسی، در آتش عشق شعلهور شده است.
هوش مصنوعی: چهرهات در برابر من است و دلم به خاطر ترس از جدایی، در حال خون گریه کردن است. احساس میکنم که مثل آب زلالی هستم و در عین حال، گویا در آتش میسوزم.
هوش مصنوعی: هر لحظه از جای خود به خاطر اضطراب قلبم مانند یک روح پاک دچار آشفتگی میشوم، گویی که پایم در آتش است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.