گنجور

شمارهٔ ۳۲۴

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

تا کی کنی به گریه، طلب آرزوی دل؟

ای دیده پیش خلق مریز آبروی دل

دل آرزوی خون جگر کرد بی لبت

چندان گریستم که نماند آرزوی دل

یا رب به دامنش ننشیند غبار غم

آن کس که رفت گرد ملالم ز روی دل

آلوده مردنش مپسند و شهید کن

کز خون به آب تیغ دهم شستشوی دل

تا چون پیاله، دیده نباشد ز خون تهی

عشقت مرا چو شیشه فشارد گلوی دل

از زخم دشمنان شده دل پر ز خون و نیست

یک دوستم که سنگ زند بر سبوی دل

قدسی دلت نرفته چنان کآوری به دست

بنشین به گوشه‌ای و مکن جستجوی دل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام