مرده را زنده کند چون سخنآراست لبش
غنچه گلشن اعجاز مسیحاست لبش
سخن از لعل لبش دیر جدا میگردد
بس که آلوده به شیرینی جانهاست لبش
غیرت عشق مرا بین، که چو دیدم رویش
کشت رشکم چو نهان جان ز دلم خواست لبش
هر سخن کز لب دلدار برون میآید
شکرآلوده بود، بس که شکرخاست لبش
هر جفا کز تو رسد بر دل قدسی، خوش باد
آشنا کی به حدیث گلهآراست لبش؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیبایی و تاثیر کلام معشوق میپردازد. شاعر از قدرت زندهکنندگی سخنان معشوق میگوید و لبهای او را به غنچه گلشن اعجاز مسیح تشبیه میکند. او بیان میکند که سخنان این لبها آنقدر شیرین و دلنشین هستند که به سادگی از دل جدا نمیشوند. شاعر به شدت تحت تاثیر زیبایی و جاذبه معشوق قرار دارد و عشقش را بیان میکند. هر سخنی که از لب عشقش بیرون میآید، همچون شکر شیرین و لطیف است و حتی جفاهای معشوق برای او خوشایند است. به طور کلی، این شعر از محبت، زیبایی و تاثیر عمیق عشق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: سخنان او میتوانند مردگان را زنده کنند، لبش مانند غنچهای است که زیبایی و شگفتی مسیح را در خود دارد.
هوش مصنوعی: سخن از لبان زیبای او به سختی جدا میشود، زیرا آنقدر شیرین و دلانگیز هستند که روحها را به خود جذب میکنند.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و احساساتم، وقتی که چهرهاش را دیدم، حسادت و آرزویم به قدری زیاد شد که انگار جانم را از دل خواستهام تا لبهایش را ببوسم.
هوش مصنوعی: هر کلامی که از زبان محبوب خارج میشود، به خاطر شیرینی و محبت آن، شیرین و جذاب است، چون لب او خود سرشار از شکر است.
هوش مصنوعی: هر آزاری که از سوی تو به دل پاک من برسد، خوش است. زیرا آشنای من از لبان گلهآراستش داستانها و حکایتها را میشنود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.