گنجور

شمارهٔ ۳۰۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

عشقم آتش زد به دل، در دیده مسکن کردمش

آستین زد بر چراغم، خانه روشن کردمش

این زمان عطر ریاحین برنمی‌تابد به باغ

دل که ترتیب دماغ از درد گلخن کردمش

عاجزم در دست دل، کاین شعله عالم‌فروز

سوحت تا نقش قدم، هرجا که مامن کردمش

زخم دل چون غنچه پنهان داشتم، خاکم به سر

کز دل آوردم، چو گل آرایش تن کردمش

سوی باغم گو مخوان کس، کز سرشک لاله‌گون

یک نفس هرجا نشستم، رشک گلشن کردمش

رسم طاعت، عشق بت از یاد قدسی برده بود

بردم از مسجد سوی دیر و برهمن کردمش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید محسن نوشته:

سوخت تا نقش قدم……—–درست است

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.