سوای تو در سینه هر خام نگنجد
خوش باش که این باده به هر جام نگنجد
شوقی که من از دیدن رخسار تو دیدم
در حوصله دیده ایام نگنجد
از نور توام هر بن مو مطلع صبح است
در ملک تنم تیرگی شام نگنجد
وصل تو کجا و من بیظرف که از شوق
در حوصلهام لذت پیغام نگنجد
در سینه عشاق هوس راه ندارد
بت در حرم کعبه اسلام نگنجد
قدسی نبود رنگ وفا در رخ خوبان
در دفتر خوبان ز وفا نام نگنجد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عمیقترین احساسات عشق و شوق صحبت میکند و تأکید میکند که هیچ چیز به اندازه عشق و زیبایی محبوبش نمیتواند در دل و جانش جا بگیرد. او به بیان تجربیات خود از عشق و شوق میپردازد و میگوید که در دل عاشقان، هوس و کشش وجود ندارد و وفا در زیباییهای دنیوی به سختی پیدا میشود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی به گونهای است که در هیچ ظرف و جایگاهی نمیگنجد و تنها در وجود او زنده است.
هوش مصنوعی: جز تو، هیچ چیز دیگری در دل خام نمیتواند جا بگیرد. خوش باش که این می (شراب) در هر جامی نمیتواند قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: شوق و هیجانی که من از دیدن چهره تو احساس کردم، فراتر از آن است که در مرزهای زمان و توجه بگنجد.
هوش مصنوعی: وجود نازنین تو مانند نوری است که هر قسمتی از من را روشن کرده و به آن حیات میبخشد. در وجودم، تاریکی و ناامیدی جایی ندارد و همیشه صبح و روشنی برقرار است.
هوش مصنوعی: پیوند تو کجا و من که به خاطر اشتیاقم، ظرفیت برای درک لذت پیام را ندارم.
هوش مصنوعی: عشاق برای غم و آرزوهای خود جایی در دل ندارند و معشوق در مکان مقدس مثل کعبه، جایگاه مناسبی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: در چهرهی زیباهای عالم، رنگی از وفا وجود ندارد و در دفتر این زیبایان، نام وفا ثبت نخواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.