زورم به یک اشاره ابرو نمیرسد
هرگز به ناتوانی من مو نمیرسد
قمری فکنده طوق به تقلید در گلو
چون گردنش به حلقه گیسو نمیرسد
انصاف بین که پای به دامن کشیدهام
با جامهای که تا سر زانو نمیرسد
لبتشنگان ناز، تسلی نمیشوند
تا چین زلف یار به ابرو نمیرسد
ازچشم تو که دیده بد دور باد ازو
غیر از نگاه دور به آهو نمیرسد
زلفت به بردن دلم اعجاز میکند
نوبت بدان دو نرگس جادو نمیرسد
دل گوشهگیر موی تو گردید از ازل
چون گوشهای بدان خم گیسو نمیرسد
دل در میان گرفته سر زلف یار را
ای شانه دور شو به تو یک مو نمیرسد
قدسی چو تیغ آه ضعیفان شود بلند
کس را سخن ز قوت بازو نمیرسد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ناتوانی و کمبود قدرت شاعر است که احساس میکند نمیتواند به محبوب خود نزدیک شود یا او را تحت کنترل داشته باشد. شاعر به تصاویر طبیعی و نمادهای زیبایی مانند ابرو، گیسو و زلف اشاره میکند که نشاندهنده جذابیت معشوق است و بیانگر این است که هرگز و به هیچ صورت به ایشان نخواهد رسید. او از محدودیتها و دردهایی که از عشق و فاصله با معشوقش تحمل میکند، سخن میگوید و به نوعی حسرت و ناامیدی را منتقل میکند. در کلیت، شعر به موضوع عشق، فاصله و ناتوانی در ابراز عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: قدرت من به اندازهای نیست که حتی به یک اشاره ساده برسم، و ناتوانی من به حدی است که نمیتوانم حتی به مو و لطافت آن نزدیک شوم.
هوش مصنوعی: قمری، گردنبندی را به عنوان تقلید به گردن آویخته است، اما چون موهایش به اندازه کافی بلند نیست، نتوانسته به آن برسد.
هوش مصنوعی: به انصاف نگاه کن که من با این لباس که هیچوقت تا زانویم نمیرسد، پای به درگاه تو گذاشتهام.
هوش مصنوعی: تشنگان لب، هرگز آرام نمیگیرند تا زمانی که چینهای زلف محبوب به ابرویش برسد.
هوش مصنوعی: از نگاه تو که چشمانتظار بدیها نیست، هیچ چیز دیگری جز دیدن آهو به آن نزدیک نمیشود.
هوش مصنوعی: دختر زیبا، زلفهای تو قدرتی جادویی دارند که دل مرا میربایند و هیچ چیز دیگری به زیبایی چشمهای تو نمیرسد.
هوش مصنوعی: دل من از ابتدا به خلوت و گوشهگیری موی تو دل بسته است، زیرا هیچ گوشهای نمیتواند به آن خم گیسوی تو برسد.
هوش مصنوعی: دل من در حال و هوای زلفهای محبوب است. ای شانه، دور شو که به تو حتی یک مو هم نمیرسد.
هوش مصنوعی: وقتی که قدرت و قدرتنمایی به کمک افراد ضعیف بیاید و صدای آنها به بلندای آسمان برسد، هیچکس نمیتواند با زور بازوی خود بر آنها غلبه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز به چشم شوخی ابرو نمی رسد
پای به خواب رفته به آهو نمی رسد
با صد زبان چگونه شود یک زبان طرف
گفتار لب به چشم سخنگو نمی رسد
یک شب زیاده خوبی پا در رکاب نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.