گنجور

شمارهٔ ۲۳۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

ز دلها درد دل برداشتن هم عالمی دارد

به بالای غم من ریز گو هرکس غمی دارد

طبیعی نیست با مردم، تواضعهای می‌خواران

ملایم می‌نماید خار تا اندک نمی دارد

من از تنهایی خود گر زنم فریاد، معذورم

چرا نالان بود بلبل که چون گل همدمی دارد

رکاب آن سوار آخر به دستم خواهد افتادن

نیم نومید من هم، گر سلیمان خاتمی دارد

مصیبت دیده پهلوی طربناکان ندارد جا

بیا گو در صف ما باش هر کو ماتمی دارد

ز چوب خشک، خوبان می‌تراشند آشنا قدسی

نگر چون زلفشان از شانه هر سو محرمی دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام