تا عشق مرا بر سر بازار نیاورد
حسن از نگه گرم، خریدار نیاورد
پهلو به صبا میزند این حرف که گویم
با شانه، که از زلف تو یک تار نیاورد
در خواب، سر زلف تو بسیار گرفتم
جز خواب پریشان ثمری بار نیاورد
داغم که چرا جاذبه ناله بلبل
گل را به چمن از سر بازار نیاورد
از نرگس جادوگر او تا به مسیحا
صدبار خبر برد که یکبار نیاورد
قدسی نکنی شکوه ز سودای محبت
تسبیح که برد از تو که زنار نیارود؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و longing شاعر میپردازد. شاعر از عشق خود و بلاتکلیفیاش میگوید و اشاره میکند که عشقش او را در معرض قضاوت و خواست دیگران قرار داده است. او از زیبایی و جذابیت معشوق یاد میکند که هرگز از او دور نشده و در خوابش نیز نتوانسته به حقیقت نزدیک شود. شاعر همچنین به حسرت و درد ناشی از عشق میپردازد و از ناتوانی در انتقال احساساتش سخن میگوید. در نهایت، او از ناتوانی قدرت عشق در تغییر وضعیت خود و درک زیبایی معشوقش گلایه میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق من را در معرض نمایش نگذاشته، حسن با نگاه گرم خود، کسی را به خرید من ترغیب نکرده است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که نسیم با ناز و آهنگی خاص در کناری میگذرد و من میخواهم با شانه کردن موهایم بگویم که نتوانستم حتی یک تار از مویت را به دست آورم. این مفهوم نشاندهندهی احساس ناکامی و اندوه در عدم دسترسی به زیبایی و محبت معشوق است.
هوش مصنوعی: در خواب، تعدادی از موهای تو را بسیار به دست گرفتم، اما جز خواب ناراحتکننده، هیچ ثمرهای نداشت.
هوش مصنوعی: من از این موضوع ناراحت و داغدارم که چرا صدای ناله و نزاری بلبل، زیبایی گل را به طبیعت و چمنزار نیاورده است.
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت خاص او خیلیها بارها شنیدند و او را ستودند، اما هیچکدام نتوانستند او را به دلخواه خود به حضور دعوت کنند.
هوش مصنوعی: اگر در عشق و محبت از خودگویی و شکایت دست برداری، به یاد داشته باش که هیچ چیز نمیتواند تو را از بندگی و راهی که باید بروی، بازدارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وان سیب چو مخروط یکی گوی تبرزد
در معصفری آب زده باری سیصد
بر گرد رخش بر، نقطی چند ز بسد
وندر دم او سبز جلیلی ز زمرد
با آن نبرد هیچکس از ماء معین نام
با این نکند هیچکس از خلد برین یاد
شادست به تو دولت و شادی تو بهدولت
همواره چنین خواهم و همواره چنین باد
امروز شد از جاه تو آراسته مسند
و امروز بخندید گل شرع محمد
قطب فلک دولت ابو نصر محمد
آن بخت بدو بوده موافق چه دو فرقد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.