باز تیر ستمت رخنهگر جان که شد؟
دست بیداد تو مخصوص گریبان که شد؟
گشته تاریک مرا خانه دل حیرانم
که چراغ دل من شمع شبستان که شد
سر ز من تافت سوی غیر، ببین کان سر زلف
رهزن دین که بود، آفت ایمان که شد
ما ز گلزار خزان یافته پژمردهتریم
تا گل نازه ما زیب گلستان که شد
باز از دیده قدسی شده خونابه روان
تا دگر ریش دلش تازه ز حرمان که شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با مضامین درد و ستم و غم فراق سروده شده است. شاعر از رنج و ظلمی که بر جان او رفته سخن میگوید و به تاریکی دل و حیرت خود اشاره میکند. او احساس میکند که نور و آرامش زندگیاش از بین رفته و به مانند شمعی در شبستان، خاموش شده است. همچنین، به سرنوشت خود و غم از دست دادن ایمان و عشق اشاره میکند و خود را در حال پژمرده شدن در گلزار زندگی میبیند. در نهایت، شاعر اشاره به خونابهای دارد که از چشمانش روان است و به خاطر حرمانهایش دوباره دلش دچار درد و رنج شده است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کینه و ظلم تو به قلب و جان کسی نفوذ کرده است. آیا نمیدانی که دستان ستمگر تو فقط به گردن چه کسی افتاده است؟
هوش مصنوعی: خانه دل من تاریک و حیران شده است، زیرا چراغی که باید روشناییام را تأمین کند، همان شمعی است که در شبستان خاموش شده است.
هوش مصنوعی: سر من به جایی غیر از خودم نرود، چون ببین که آن تار موی فریبندهای که دین را به خطر میاندازد، چه کسی است و چه آسیبی به ایمان میزند.
هوش مصنوعی: ما در این فصل سرد و بیروح از شکوفهها، پژمردهتر و ضعیفتر هستیم، در حالی که گل ناز و زیبا همچنان در باغستان سرحال و شکوفاست.
هوش مصنوعی: دوباره از چشمان مقدس او اشک و خون جاری شده است، تا دلش که از ناامیدی زخم خورده دوباره تازه و شاداب شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.