گنجور

شمارهٔ ۱۶۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

مرا عشق تو گاهی پرورد دل، گاه جان سوزد

همان آتش که دارد شمع را روشن، همان سوزد

ز بس کز دیده اشک گرم ریزم بر سر کویش

جبین آفتاب از سجده آن آستان سوزد

شکافم سینه را تا بر تو حال دل شود روشن

وگرنه چون کنم تقریر حال دل، زبان سوزد

چو فانوس آتش از پیراهنم امداد می‌خواهد

دلم از سادگی از دیده مردم نهان سوزد

چو محفل روشن است از آتشت، غمگین مشو قدسی

چو شمع امشب گرت تا روز، مغز استخوان سوزد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام