دلبستگی نماند به وارستگی مرا
وارستگی مباد ز دلبستگی مرا
آسودگی به شربت مرگم علاج کرد
دشمن طبیب گشت درین خستگی مرا
کردم ز عشق شکوه تلافی نمیشود
سوزند اگر به آتش وارستگی مرا
روزی که جامه بر قد احباب دوختند
عشقت قبول کرد به شایستگی مرا
ترسم ز نازکی شکند شیشه دلم
در بر کش ای نسیم به آهستگی مرا
قدسی روم طفیل حریفان به بزم او
هرگز نخواند یار به دانستگی مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره دلبستگی و وارستگی است. شاعر میگوید که دلبستگیاش به عشق نمیتواند به راحتی برود و وارستگی نیز به معنای رهایی از این دلبستگی برایش غیرممکن است. او به تلخی میگوید که مرگ برایش آرامشبخش شده و احساس میکند که عشقش باعث سوزش و رنج بیشترش شده است. همچنین، او از نازکی و ظرافت دلش میهراسد و میخواهد که این احساسات با احتیاط مدیریت شوند؛ زیرا آسیبپذیری او ممکن است باعث دردسر شود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که با وجود تلاشها و زحماتی که برای عشق میکشد، به نظر میرسد این عشق به خاطر بیتوجهی و نازایی طرف مقابل، از او دور است.
هوش مصنوعی: علاقهام به آزادگی باقی نمانده و نمیخواهم آزادگیام تحت تأثیر محبت و وابستگیام قرار گیرد.
هوش مصنوعی: آسایش من به وسیله مرگ به دست آمد و در این خستگی، دشمن من به مانند یک پزشک عمل کرد و مرا درمان کرد.
هوش مصنوعی: از عشق به معشوق شکایت کردم، اما نتیجهای نمیگیرم. حتی اگر وجودم را در آتش عشق بسوزانند، باز هم هیچ چیز تغییر نمیکند.
هوش مصنوعی: روزی که لباس محبوبان را بر تنم دوختند، عشق تو مرا به شایستگی پذیرفت.
هوش مصنوعی: مبادا در این دل حساس و لطیف من، آسیبی به وجود آید. ای نسیم، لطفاً با ملایمت و آرامی من را در آغوش بگیر.
هوش مصنوعی: در یک مهمانی یا مجلس عاشقانه، هیچ وقت دوست من به من در تواناییام نپرداخته و خود را از دیگران متمایز نکرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.