گنجور

شمارهٔ ۱۳۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

منم که نور خرد در چراغ من غلط است

بجز هوای جنون در دماغ من غلط است

سرود مرغ من الماس بر جگر پاشد

ترانه‌سنجی بلبل به زاغ من غلط است

نگه ز دیدن آن، ریش گردد ای همدم

برو که دیده گشودن به داغ من غلط است

تمام، خون دل است و فشرده الماس

نبرده پی لب من، یا ایاغ من غلط است

نشان پا طلبد خصر و من به وادی عشق

به دیده می‌سپرم ره، سراغ من غلط است

تمام شعله شوای طایر حرم، زنهار

به بال و پر هوس گشتِ باغ من غلط است

طبیب گو مده آزار خود، که چون قدسی

اسیر گشته عشقم، فراغ من غلط است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام