گنجور

شمارهٔ ۱۲۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت

هرجا که رود دل ز پی دل نتوان رفت

خون می‌مکد از تیغ شهادت لب زخمم

تا بر اثر خون پی قاتل نتوان رفت

هر گوشه لبی پر ز فغان است درین راه

بر صوت جرس از پی محمل نتوان رفت

گر کعبه مقصد طلبی تن به قضا ده

کاین راه به اندیشه باطل نتوان رفت

نقش مژه از صورت پا گر نشناسی

در بادیه عشق به منزل نتوان رفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام