گنجور

 
قدسی مشهدی

پیوسته فکر وصل بتان پیشه من است

کوتاه‌تر ز فکر من اندیشه من است

سنگی اگر به شیشه برد راه سنگ اوست

گر شیشه‌ای به سنگ خورد شیشه من است

زحمت ندید مورچه‌ای زیر پای من

کاین پای نیست، چوب ته تیشه من است

هرجا نهال مهر و محبت شود بلند

چون نیک بنگری ز رگ و ریشه من است

کی آشنا بود دل هرکس به درد عشق

قدسی به من گذار که این پیشه من است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اهلی شیرازی

در خیال وصل جفا پیشه من است

فکر محال بین که در اندیشه من است

ای آنکه سنگ جور بمستان خود زنی

قصدت شکستن دل چون شیشه من است

دشمن بسوزن مژه خار از دلش کشی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه