پیوسته فکر وصل بتان پیشه من است
کوتاهتر ز فکر من اندیشه من است
سنگی اگر به شیشه برد راه سنگ اوست
گر شیشهای به سنگ خورد شیشه من است
زحمت ندید مورچهای زیر پای من
کاین پای نیست، چوب ته تیشه من است
هرجا نهال مهر و محبت شود بلند
چون نیک بنگری ز رگ و ریشه من است
کی آشنا بود دل هرکس به درد عشق
قدسی به من گذار که این پیشه من است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی عاطفی سخن میگوید. شاعر ادامهٔ فکر و احساساتش را به معشوقش نسبت میدهد و این احساسات را بخشی از وجود خود میداند. او بیان میکند که آسیبها و دردها، اگرچه ممکن است ناشی از دیگران باشد، اما در نهایت به خود او بازمیگردد. همچنین به ارزش محبت و مهربانی اشاره میکند و این را در وجودش میبیند. در پایان، شاعر تأکید میکند که درد عشق جزئی از سرنوشت و زندگی اوست.
هوش مصنوعی: من همیشه در حال فکر کردن به وصال معشوقان هستم، اما این اندیشهام به اندازهای کوتاه است که نمیتواند به عمق افکارم برسد.
هوش مصنوعی: اگر سنگی به شیشه برخورد کند، این نشاندهنده سنگی بودن طبیعت اوست. اما اگر شیشهای به سنگ برخورد کند، این نشاندهنده لطافت و fragility شیشه است.
هوش مصنوعی: توپ و تیشهای که در دست دارم، به من قدرت و توان میدهد و این پای من نیست که در زیر پایم احساس سنگینی میکند، بلکه تنها یک چوب است که به آن وابستهام.
هوش مصنوعی: هرجا که محبت و دوستی شکوفا شود و رشد کند، اگر به دقت نگاه کنی، میبینی که من هم در آنجا ریشه و ارتباطی دارم.
هوش مصنوعی: چه کسی است که دلش به درد عشق الهی آشنا باشد؟ من این کار را انجام میدهم و این شغل من است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در خیال وصل جفا پیشه من است
فکر محال بین که در اندیشه من است
ای آنکه سنگ جور بمستان خود زنی
قصدت شکستن دل چون شیشه من است
دشمن بسوزن مژه خار از دلش کشی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.