گنجور

شمارهٔ ۱۰۷

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت

نغمه تا بود بدین نازکی آهنگ نداشت

ناله از جای دگر خورد به گوشم ورنه

مطرب این نغمه در آواز دف و چنگ نداشت

عشق تا دید مرا زار، چنین زار ندید

شوق تا داشت مرا تنگ چنین تنگ نداشت

بود کج‌بینی ما باعث حرمان ورنه

هیچ‌وقت آینه حسن بتان زنگ نداشت

عشق را شیوه دگر گشته وگرنه زین پیش

داشت نیرنگ، ولی این همه نیرنگ نداشت

از شکستن به نوا می‌رسدم دل ورنه

هرگز این شیشه چنین آرزوی سنگ نداشت

گر ز هم‌صحبتی‌ام یار کند ننگ چه غم

شکر لله که غم از ضحبت من ننگ نداشت

قدسی از روز ازل کز عدم آمد به وجود

از در صلح درآمد به کسی جنگ نداشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام