لذت شادی نداند جان چو با غم خو گرفت
دشمن عیدست هر دل کو به ماتم خو گرفت
دایم از جام بلا زهر هلاهل میکشد
کی لب عاشق به آب خضر و زمزم خو گرفت؟
زاهد از عشق نکورویان مکن منع دلم
هست مشکل، کندن از هم دل، چو با هم خو گرفت
دل ز سنبل نشکفد، تکلیف گلزارش مکن
هرکه را چون من دلش با زلف پرخم خو گرفت
دامنت خواهد شدن قدسی پر از خون جگر
گریه از هم نگسلد چشمی که با غم خو گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به بیان احساسات عمیق خود نسبت به شادی و غم میپردازد. او بیان میکند که انسان نمیتواند از خوشیها لذت ببرد اگر با غم آشنا شده باشد. همچنین، عشق و دلدادگی را امری دشوار و غیرقابل اجتناب میداند و میگوید که دل نمیتواند از زیباییها و زخمهای عشق دور بماند. شاعر اشاره میکند که عواطف و احساسات طوری با دل انسان ترکیب میشوند که جدا شدن از آنها سخت میگردد و در نهایت، تجربه غم و اندوه را به عنوان بخشی از زندگی میپذیرد.
هوش مصنوعی: وقتی که دل انسان به غم عادت کند، دیگر از شادی واقعی خبری نخواهد بود. در واقع، کسی که عید را نمیبیند و در اندوه و ماتم غرق شده، در حقیقت به دشمنی با خوشیها مشغول است.
هوش مصنوعی: همیشه از ظرف سختی و مشکلات، زهر تلخی میچشد. کی عاشق میتواند به شیرینی و آرامش آبی مانند آب خضر و زمزم عادت کند؟
هوش مصنوعی: زهد و پرهیزکاری را از عشق زیبارویان نپرهیز. دل من به دشواری از عشق جدا میشود؛ مانند کسی که به زندگی با یکدیگر عادت کردهاند و جدا شدن از هم برایشان سخت است.
هوش مصنوعی: دل آدمی مانند سنبل نیست که به راحتی بشکفد و شکوفا شود، بنابراین برای هر کسی که مانند من دلش به زلفهای پیچ و خم دار عادت کرده، نباید انتظار داشته باشی که به سادگی بتواند از گلزار عشق جدا شود.
هوش مصنوعی: دامنت مانند دامنهای پاکان و معصومان خواهد شد، اما اشکهای خونی و دلشکسته به راحتی چشمی را که با غم سازگار شده، جدا نخواهند کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.