گنجور

شمارهٔ ۸۷

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

به کامم زهر شد تریاق هستی

به مِی ساقی بشوی اوراق هستی

نبود ار نیستی پایان هر هست

نگشتی هیچ کس مشتاق هستی

اگر دستم نبستی رشتۀ مهر

شکست افکندمی بر طاق هستی

نهان در جوهر عشق آتشی هست

که تاثیر وی است احراق هستی

مرا با دوست پیمان محبت

بود محکمتر از میثاق هستی

به نَرد نیستی تا باختم عشق

گرو بردم ز جفت و طاق هستی

دلیل راه: عشق آمد وگرنه

ندارد عقل استحقاق هستی

اگر همت نبودی همره خاک

نگشتی قابل اشراق هستی

غبار از بحر حیرت کی برآید

که سر تاپاست استغراق هستی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان