گنجور

شمارهٔ ۷۴

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

هان ای مُغَنّی صبح شد برخیز و چنگی ساز کن

ناخن براندامش بزن وز خواب چشمش باز کن

برخاست مرغ صبح خوان برداشت نوبت را فغان

از خواب مستی خیز هان برگ صبوحی ساز کن

ساقی بهنگام صبوح آن جام راحت بخش

را پیش آر از دوران نوح انجام را آغاز کن

همچون مسیحا رخت خود بر گردۀ گردون بنه

وین زنگ پر آهنگ را از گردن خر باز کن

شام فراق ار پیش شد صبح وصال آمد زپِی

برخیز و ساز راز دل با آن بت طنّاز کن

با خرقۀ زهد و ورع زنّار نتوان داشتن

یا سُبحه از کف باز نِه یا رشته ای ابراز کن

تا چند سازی در جهان با خار و خاشاک آشیان

ای مرغ لاهوتی مکان بر اوج خود پرواز کن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام