گنجور

شمارهٔ ۳۵

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

هرکه دست از جان نشوید کی ز جانان کام جوید

وان که در آتش نسوزد کی ز آب آرام جوید

عاشق و آرام دل هیهات هیهات این بلا کش

کی به یاد خویشتن پرداخت تا آرام جوید

دل پناه از جور گردونم به جانان برده هِی هِی

آهوی مسکین امان از شیر خون آشام جوید

عاشقی را خاک بر سر کن که وصل و کام خواهد

عارفی را ننگ عارف دان که ننگ و نام جوید

مَنعم از زلفش مکن زاهد که چون صید بلاکش

عاشق صیّاد شد پیوسته حلقۀ دام جوید

از شکنج زلف جانان دل به رویش گشت مایل

صبح گم کردست او را در میان شام جوید

از حجاب زلف بیرون آ که این بیچاره عاشق

بگسلد زُنّار و بیزاری از این اصنام جوید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور