گنجور

شمارهٔ ۳۱

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد

کِی ز آتش میگریزد هرکه در وی غش نباشد

گر کنند ایمن زهجرانم غم از نیران ندارم

بیمم از آن است ورنه باکم از آتش نباشد

بی غشم کن ساقیا از مِی که بسیار آزمودم

دفع غم را داروئی چون بادۀ بی غش نباشد

کی در او خاصیت آتش بود یا ذوق مستی

باده گر همرنگ با آن لعل آتش وش نباشد

سرو بستان پیش سرو قامت آن ماه پیکر

گر خرام کبک دارد همچنان دلکش نباشد

می توانم گویی از میدان غبارا در ربودن

توسن بخت ز پای افتاده گر سرکش نباشد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify