بخش ۹۵ - پیدا کردن آن که دارو ناخوردن در بعضی از احوال فاضلتر و آن مخالفت رسول (ص) نبود
بدان که بسیاری از بزرگان علاج نکردند. و باشد که کسی گوید، «اگر این کمالی بودی رسول (ص) دارو نخوردی». پس این اشکال بدان برخیزد که بدانی که دارو ناخوردن را شش سبب است:
اول آن که مکاشف بود و بدانسته بود که اجل فرا رسیده است. و از این بود که صدیق را گفتند، «طبیبی را بخوانیم؟» گفت، «طبیب مرا دید»، و گفت، «انی افعل ما ارید، من آن کنم که خواهم».
سبب دوم آن که بیمار به خوف آخرت مشغول بود و دل علاج ندارد، چنان که ابوالدردا را گفتند، «از چه می نالی؟» گفت، «از گناهان»، گفتند، «چه آرزو داری؟» گفت، «رحمت خدای تعالی»، گفتند، «طبیب را خوانیم؟» گفت، «مرا طبیب بیمار بکرده است».
و ابوالدردا چشم به درد آمد گفتند، «علاج نکنی؟» گفت، «شغل دارم از این مهمتر». و مثال این چنان بود که کسی را پیش ملکی می برند تا سیاست کنند. کسی وی را گوید، نان نخوردی. گوید چه پروای نان و گرسنگی است؟ این طعن نباشد در کسی که نان خورد و مخالفت وی نبود. و این مستغرقی همچنان است که سهل را گفتند، «قوت چیست؟» گفت، «ذکر حی قیوم است»، گفتند، «تو را از قوام می پرسیم؟» گفت، «قوام علم است»، گفتند، «از غذا می پرسیم؟» گفت، «غذا ذکر است»، گفتند، «از طعام تن می پرسیم؟»، گفت، «دست از تن بدار و به صانع تسلیم کن».
سبب سیم آن که باشد که علت مزمن بود. نزدیک بیمار آن دارو چون افسون بود که منفعت آن نادر بود و کسی که طب نداند باشد که بیشتر داروها چنین نگرد. ربیع بن خثیم گوید که قصد کردم که علاج کنم علت خویش را. لکن اندیشه کردم که عاد و ثمود و گذشتگان با طبیبان بسیار در میان ایشان همه بمردند و طب سود نداشت، ظاهر آن است که وی طب را از اسباب ظاهر نمی شناخته است.
سبب چهارم آن که بیمار نخواهد که بیماری زایل شود تا ثواب بیماری وی را می بود. و خویشتن در صبر بیازماید که در خبر است که خدای تعالی بنده را به بلا بیازماید چنان که زر به آتش بیازمایند. کس بود که از آتش خالص بیرون آید و کس بود که تباه بیرون آید. سهل دیگران را دارو فرمودی و خود علتی داشتی، دارو نکردی. گفت، «بیمار نشسته با رضا به بیماری فاضلتر از بیمار بر پای با تندرستی».
سبب پنجم آن که گناه بسیار دارد و خواهد که بیماری کفارت آن باشد که در خبر است که تب در بنده آویزد تا آنگاه که وی را از گناهان پاک کند که بر وی هیچ گناه نبود چنان که بر تگرگ هیچ گرد نبود. و عیسی (ع) گفت، «عالم نبود هرکه بر بیماری و مصیبت اندر تن و مال شاد نبود و در امید کفارت گناهان». و موسی (ع) در بیماری نگریست و گفت، «بارخدایا! بر وی رحمت نکنی؟» گفت، «چگونه رحمت کنم بر وی در چیزی که رحمت بر وی بدان خواهم کرد که گناه وی را کفارت بدین کنم».
سبب ششم آن که داند که از تندرستی بطر و غفلت خیزد و طغیان. خواهد که بیماری بماند تا بر سر غفلت نیفتد و هرکه به وی خیر خواسته باشند همیشه وی را تنبیه می کنند به بلا و بیماری. و از این گفته اند که مومن خالی نبود از سه چیز: درویشی و بیماری و خواری و در خبر است که خدای تعالی گفت که بیماری بند من است و درویشی زندان من. کسی را در بند و زندان کنم که دوست دارم. پس چون تندرستی به معصیت کشد عافیت در بیماری بود.
امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) قومی را دید آراسته. گفت، «این چیست؟» گفتند، «روز عید ایشان است»، گفت، «آن روز که معصیت نکنم روز عید من است». یکی از بزرگان کسی را پرسید که چگونه ای؟ گفت، «به عافیت»، گفت، «آن روز که معصیت نکنی به عافیت باشی. و اگر کنی آن کدام بیماری است صعب تر از آن».
و گفته اند که فرعون دعوی خدایی از آن کرد که چهارصد سال بزیست وی را هرگز نه تبی آمد و نه دردسری گرفت. و اگر وی را یک ساعت درد شقیقه بگرفتی پروای آن فضولش نبودی. و گفته اند که چون بنده یک دو بار بیمار شود و توبه نکند، ملک الموت گوید یا غافل! چند بار سوال خود فرستادم و سود نداشت؟ و گفته اند نباید که مومن چهل روز خالی باشد از رنجی یا بیماریی یا خوفی یا زیانی. رسول (ص) زنی را نکاح خواست کرد. گفتند، «وی را هرگز بیماری نبوده است پنداشتید که این ثنایی است». گفت، «هرگز نخواهم وی را». و یک روز در پیش رسول (ص) حدیث صداع می رفت. اعرابیی گفت، «صداع چه باشد که مرا هرگز نبوده است؟» گفت، «دور از من، هرکه خواهد که در اهل دوزخ نگرد در وی بنگرد». و عایشه پرسید از رسول (ص) که هیچ کس در درجه شهیدان باشد؟ گفت، «باشد. کسی که در روزی بیست بار از مرگ یاد آورد». و شک نیست که بیماری مرگ را بیش با یاد آورد.
پس بدین اسباب گروهی علاج نکرده اند، و رسول (ص) بدین محتاج نبود، علاج از آن کرد. و در جمله حذر از اسباب ظاهر مخالف توکل نیست. عمر رضی الله عنه به شام می رفت. خبر رسید که آنجا طاعون عظیم است. گروهی گفتند نرویم. گروهی گفتند از قدر حذر نکنیم. عمر گفت، «از قدر خدای به قدر خدای گریزیم». و گفت، «اگر یکی را از شما دو وادی بود یکی پر گیاه و یکی خشک، به هرکدام که گوسفند برد به قدر برده باشد». پس عبدالرحمن بن عوف را طلب کرد تا وی چه گوید. وی گفت که من از رسول (ص) شنیدم که چون بشنوید که جایی وباست آن جا مروید. و چون آنجا باشید هم آنجا مقام کنید و بمگریزید. پس عمر شکر کرد که رای وی موافق خبر بود و صحابه بر این اتفاق کردند، اما نهی از بیرون آمدن آن است که چون تندرستان بیرون آیند، بیماران ضایع مانند و هلاک نشوند و آنگاه چون هوا در باطن اثر کرد بیرون آمدن سود ندارد. و در بعضی از اخبار است که گریختن از این هم چنان است که کسی از مصاف گاه بگریزد، و این به آن است که دلهای بیماران تنگ شود و کس نبود که ایشان را طعام و شراب دهد و به یقین هلاک شوند و خلاص آن کس که بگریزد و در شک باشد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن درباره دلایل عدم استفاده برخی از بزرگان از دارو و روشهای درمانی سخن گفته شده است. نویسنده شش دلیل را مطرح میکند:
1. **مکاشفه**: برخی از انبیا مانند رسولالله (ص)، چون میدانستند که اجل آنها نزدیک است، از دارو استفاده نمیکردند.
2. **فکر در آخرت**: بیمارانی که مشغول به فکر در آخرت هستند، ممکن است دل به درمان ندهند.
3. **مزمن بودن بیماری**: در برخی از موارد، به دلیل نادر بودن اثرات مثبت دارو، پزشکان درمان را موثر نمیدانستند.
4. **عدم تمایل به زوال بیماری**: ممکن است بیماران بخواهند بیماریشان ادامه یابد تا پاداش صبر را دریافت کنند.
5. **کفاره گناهان**: برخی معتقدند بیماری میتواند به عنوان کفارهای برای گناهان عمل کند.
6. **نگرانی از غفلت**: بعضی ممکن است بیماری را به عنوان یک یادآوری برای دوری از معصیت و غفلت در نظر بگیرند.
در نهایت، نویسنده به اهمیت توکل بر خدا در کنار استفاده از اسباب درمان اشاره کرده و به داستانهایی از زندگی صحابه پیغمبر (ص) و تفکرات آنها درباره بیماری و درمان نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از بزرگان درمان نمیشدند و ممکن است کسی بگوید: «اگر این درمانی مؤثر بود، پیامبر (ص) از آن استفاده نمیکرد.» اما این سوال به دلایل مختلفی پاسخ داده میشود و باید بدانیم که عدم استفاده از دارو دلایل ششگانهای دارد.
هوش مصنوعی: نخست این که شخصی الهی بود و میدانست که زمان فوتش نزدیک شده است. به همین دلیل به او گفتند که آیا باید پزشکی را بخوانیم؟ او پاسخ داد: «طبیب من را دیده است» و افزود: «من آنچه را بخواهم انجام میدهم».
هوش مصنوعی: دلیل دوم این است که بیمار به فکر آخرت و نگرانیهای آن مشغول است و نمیتواند به درمان خود بپردازد. به همین دلیل، وقتی از ابوالدردا پرسیدند که از چه چیزی ناراحت است، او پاسخ داد که از گناهانش نالان است. وقتی از او خواستند که آرزویش را بگوید، گفت که فقط آرزوی رحمت خداوند را دارد. زمانی که پیشنهاد کردند طبیبی برای او بیاورند، او گفت که خودش به واسطه دردهایش، به نوعی پزشکش را پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ابوالدردا به دلیل جراحات چشمی که داشت، وقتی از او پرسیدند که آیا درمان نمیکند، پاسخ داد که مشغولیتی دارد که برایش از این مشکل مهمتر است. مثال این موضوع شبیه به موقعیتی است که فردی را نزد سلطانی میبرند تا امور را سامان دهد. در اینجا شخصی میگوید که آیا نانی نخوردهای؟ او پاسخ میدهد که نگران نان و گرسنگی نیست. این انتقاد نسبت به کسی که خورده و در مقابل آن مخالفتی نکرده، درست نیست. همچنین در بحثی از سهل، وقتی از او میپرسند که قوت چیست، او میگوید که ذکر خداوند حی قیوم است. سوالات ادامه پیدا میکند و او توضیح میدهد که قوام به علم مربوط میشود و در نهایت به این نتیجه میرسد که برای تغذیه جسمی، باید توجه را از تن برداشته و به خالق تسلیم کرد.
هوش مصنوعی: علت این که بیماریهای مزمن در افراد به سختی درمان میشود، به این دلیل است که داروهایی که برایشان تجویز میشود، نتایج محدودی دارند و خیلی از داروها تأثیر زیادی نمیگذارند. ربیع بن خثیم اشاره میکند که تصمیم گرفته بوده بیماری خود را درمان کند، اما به این فکر افتاده که اقوام قدیمی مثل عاد و ثمود، با این که با پزشکان زیادی در ارتباط بودهاند، باز هم از بیماریهای خود جان سالم به در نبردند و در نهایت داروهای پزشکی به آنها کمک نکرده است. این نشان میدهد که او به اثرات واقعی داروها و علم پزشکی شک کرده است.
هوش مصنوعی: چهارمین دلیل این است که بیمار نمیخواهد بیماریاش از بین برود تا پاداش و ثواب آن را دریافت کند. او همچنین در صبر خود را آزمایش میکند، زیرا در احادیث آمده که خداوند بنده را با بلایا میآزماید همانطور که طلا را در آتش میسوزانند. برخی از افراد از این آزمایش موفق بیرون میآیند و برخی دیگر فاسد میشوند. دیگران به آنها دارو میدهند، اما خود بیمار با وجود اینکه دچار بیماری است، از مصرف دارو خودداری میکند و میگوید: "بیماری که با رضایت تحمل میشود از بیماران سالمی که میایستند بهتر است."
هوش مصنوعی: پنجمین دلیل این است که انسان گناهان زیادی دارد و باید به نوعی از بیماری دچار شود تا گناهانش پاک شوند. در روایتی آمده که تب بر بندهای میافتد تا زمانی که او را از گناهانش پاک کند؛ گناهانی که در واقع در او وجود نداشتهاند. عیسی (ع) فرمود: «هیچ عالم نیست که در زمان بیماری و مصیبت در بدن و مال خود خوشحال نباشد و به امید پاک شدن از گناهان نباشد.» همچنین موسی (ع) زمانی که به بیماری نگریست، از خداوند خواست که بر او رحمت کند. خداوند پاسخ داد: «چگونه میتوانم به کسی که از طریق این بیماری پاداش گناهانش را میدهم، رحمت کنم؟»
هوش مصنوعی: ششمین دلیل این است که باید دانست که نداشتن تندرستی، به دلیل غفلت و بیتوجهی به خود به وجود میآید و ممکن است باعث طغیان شود. فرد ممکن است بخواهد که بیماری او ادامه پیدا کند تا در دام غفلت نیفتد. هر کس که برای دیگران خیرخواهی کرده باشد، همواره باید او را با مشکلات و بیماریها تنبیه کند. گفته شده که مؤمن از سه چیز خالی نیست: فقر، بیماری و ذلت. همچنین در روایتی آمده که خداوند فرمود بیماری از بندگان من است و فقر زندان من است. من کسی را در بند و زندان میکنم که دوستش دارم. پس وقتی که تندرستی فرد را به سمت معصیت سوق دهد، در واقع عافیت در بیماری نهفته است.
هوش مصنوعی: امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) مردمی را دید که آراسته و خوشحال به نظر میرسیدند. از آنها پرسید: «این چه میباشد؟» پاسخ دادند: «امروز روز عید ماست». ایشان فرمودند: «برای من روز عید آن روزی است که معصیت نکنم». یکی از بزرگان شخصی را پرسید که حالش چگونه است، او گفت: «من سالم و در عافیت هستم». آن بزرگ گفت: «روزهایی که در آنها معصیت نمیکنی و در عافیت هستی، همان روزهای خوب است. ولی اگر در گناه باشی، آن عافیت نیست و بیماری سختتر از این است».
هوش مصنوعی: در تاریخ آمده است که فرعون به خاطر این که به مدت چهارصد سال زندگی کرد و هرگز به بیماری یا مشکلی دچار نشد، ادعای خدایی کرد. اگر او فقط برای یک ساعت هم دچار سردرد میشد، به این موضوع اهمیتی نمیداد. گفتهاند اگر بندهای چند بار بیمار شود و توبه نکند، ملک الموت به او میگوید: «چند بار باید به تو تذکر بدهم و تو توجه نمیکنی؟». همچنین گفتهاند که باید مؤمن هر چهل روز حداقل با رنج، بیماری، ترس یا زیانی روبرو باشد. رسول الله (ص) خواستگاری از زنی کرد که گفته شد هیچگاه بیمار نشده است. ایشان فرمودند: «هرگز او را نمیخواهم». یک روز وقتی حدیثی در مورد سردرد مطرح بود، یکی از اعراب گفت: «سردرد چیست که من هرگز آن را تجربه نکردهام؟» رسول الله (ص) پاسخ داد: «از من دور باش، هر که نخواهد در زمره اهل دوزخ باشد به این سخن توجه کند». عایشه از رسول الله (ص) پرسید که آیا هیچ کس در مقام شهیدان وجود دارد؟ ایشان پاسخ دادند: «بله، کسی که روزی بیست بار به مرگ فکر کند». و روشن است که یادآوری بیماری به مرگ نزدیکتر است.
هوش مصنوعی: به همین دلیل، گروهی درمان نکردند و پیامبر (ص) نیازی به درمان نداشتند. احتیاط نسبت به عوامل ظاهری با توکل منافات ندارد. زمانی که عمر (رض) به شام میرفت، خبری رسید مبنی بر طاعون شدید در آن منطقه. عدهای گفتند نرویم و عدهای دیگر گفتند از سرنوشت خود نترسیم. عمر گفت: "برای فرار از مقدر الهی، به مقدر الهی پناه میبریم." او همچنین گفت: "اگر یکی از شما دو دره داشته باشد، یکی پر از علف و دیگری خشک، باید به هر کجا که گوسفند ببرد، برود." سپس از عبدالرحمن بن عوف خواست تا نظرش را بگوید. او گفت: "من از پیامبر (ص) شنیدم که وقتی میشنوید جایی وبا است، به آن جا نروید و اگر در آنجا بودید، در آن جا بمانید و از آنجا فرار کنید." عمر از اینکه نظر او با سخن پیامبر همخوانی داشت، خوشحال شد و صحابه نیز با این امر هم نظر بودند. اما نهی از خروج به این خاطر است که اگر سالمندان بیرون بیایند، بیماران آسیبپذیر میشوند و ممکن است هلاک گردند. همچنین گفته شده است که فرار از این بیماری همانند فرار از میدان جنگ است، زیرا دلهای بیماران تحت فشار قرار میگیرد و کسی نیست که به آنها غذا و آب دهد و به یقین آنها از بین میروند، مگر اینکه آن فرد فرار کند و در تردید باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.