بدان که معیل را مسلم نیست که در وادی شود و اسباب کسب دست بدارد، بلکه توکل معیل جز به درجه سیم نبود. و آن توکل مکتسب است چنان که صدیق می کرد. برای آن که کمال توکل به دو معنی مسلم بود: یکی آن که بر گرسنگی صبر تواند کرد و به هر چه بود قناعت تواند کرد اگرچه گیاه بود. و دیگر آن که ایمان دارد که باشد که روزی وی گرسنگی و مرگ است و خیرت وی در آن است. و عیال را بدین نتوان داشت، بلکه به حقیقت نفس وی نیز عیال وی است. اگر قوت صبر ندارد بر گرسنگی و اضطراب خواهد کرد وی را توکل به ترک کسب نشاید. و اگر عیال نیز قوت صبر دارد و به توکل رضا دهد، هم ترک کسب روا نبود. پس فرق بیش از این نیست که خویشتن را به قهر فرا گرسنگی داشتن روا بود، اما عیال را روا نبود.
و چون کسی را ایمان تمام بود و به تقوی مشغول گردد، اگرچه کسب نکند اسباب رزق وی ظاهر بود، چنان که کودک که در رحم مادر عاجز است از کسب روزی، ولی را از راه ناف به وی می رسد. چون بیرون آید از سینه مادر می رساند. چون طعام دیگر تواند خورد به وقت خویش دندان بیافریند. اگر مادر و پدر بمیرند و یتیم ماند، چنان که شفقت را بر مادر موکل کرد، رحمت یتیم در دل خلق پدیدار آید. پیش از این مشفق یکی بود و دیگران به وی بازگذاشته بودند. چون مادر و پدر برفت صد هزاران را به شفقت برانگیخت. چون مهتر شد وی را قدرت کسب داده و بایست آن را بر وی مسلط کرد تا خود را تیمار دارد به شفقتی که بر وی موکل است. چنان که مادر تیمار می داشت به شفقتی که بر وی موکل بود.
اگر این بایست از وی برگیرد تا از کسب خویش یتیم شود و روی به تقوی آورد، همه دلها را از شفقت وی پرکند تا همه گویند این مرد به خدای تعالی مشغول است هرچه بهتر و نیکوتر به وی باید داد. پیش از این مشفق وی تنها بود بر خویشتن، اکنون همه خلق بر وی بردن ایستند، چنان که بر یتیم. اما اگر کسب تواند کرد و به بطالت و کاهی مشغول بود، این شفقتها در دلها پدید نیاورد، وی را توکل به ترک کسب روا نبود که چون به نفس خویش مشغول است باید که تیمار خویش دارد، اگر روی به حق آورد و از خویشتن یتیم شود، آنگاه خدای تعالی دلها را بر وی رحیم و مشفق گرداند. و بدین سبب است که هرگز هیچ متقی را ندیدند که از گرسنگی هلاک شد.
پس هرکه در این تدبیر محکم نگاه کند که خداوند مملکت کار ملک و ملکوت چون تدبیر کرده است و چگونه به کمال نهاده است، به ضرورت این آیت وی را مشاهده شود که گفت، «و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزق ها»، و بداند که کار مملکت چنان زیبا و به تدبیر کرده است که هیچ کس ضایع نماند مگر به نادر و آن از آن باشد که خیرت وی در آن بود و از آن نباشد که کسب دست بداشت که آن که مال بسیار کسب کرده باشد نیز به نادر باشد که ضایع شود و هلاک گردد.
و حسن بصری که این حال به مشاهده بدید گفت که خواهم که همه بصره عیال من باشند و یک دانه گندم به دیناری بود. وهب بن الورد گفت که اگر آسمان آهنین شود و زمین رویین و من اندر خویشتن اندوه روزی خود بینم، مشرک باشم. و خدای تعالی رزق به آسمان حوالت کرد تا بدانند که هیچ کس راه بدان نبرد. جماعتی در نزدیک جنید رفتند. گفتند، «روزی خویش را به چه کنیم؟» گفت، «اگر دانید که کجاست طلب کنید». گفتند، «از خدای تعالی روزی خویش را سوال کنیم»، گفت، «اگر دانید که فراموش کرده است با یاد وی دهید»، گفتند، «توکل کنیم و می نگوییم تا خود چه بود»، گفت، «توکل به آزمایش، شک بود»، گفتند، «پس حیلت چیست؟» گفت، «دست از حیلت بداشتن». پس در حقیقت ضمان رزق کفایت است. هر که او را به ضامن آورد باید که روی به وی آورد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، به موضوع توکل و کسب روزی پرداخته شده است. نویسنده تأکید میکند که توکل واقعی تنها به ترک کسب منتهی نمیشود، بلکه باید در کنار آن صبر و قناعت نیز وجود داشته باشد. او بیان میکند که طبیعی است انسانها در برابر گرسنگی و مشکلات صبر کنند، اما نمیتوانند به خاطر توکل تنها بر کسب تکیه کنند و انتظار روزی داشته باشند.
نویسنده به نقش والدین در تأمین روزی و مراقبت از فرزندان اشاره میکند و توضیح میدهد که اگر یک شخص نتواند کسب کند، باید به خدا توکل کند و مطمئن باشد که او روزیاش را خواهد رساند. او همچنین به تجربه حسن بصری و وهب بن الورد اشاره میکند که به اهمیت اعتماد به خدا در تأمین روزی پرداختهاند.
در نهایت، نتیجهگیری میشود که توکل به خدا نباید به معنای بیتوجهی به تلاش و کسب روزی باشد، بلکه باید تلاش و توکل در کنار هم وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: بدان که معیل (شخصی که به دیگران وابسته است) نمیتواند به طور قطع به این اطمینان داشته باشد که در شرایط سخت معیشتی خواهد بود و به منابع درآمدی دسترسی خواهد داشت. توکل معیل به خداوند در سطح پایینتری قرار دارد. این توکل نوعی تلاش در کسب رزق است، مانند آنچه که صدیق (شخص راستگو) انجام میدهد. کمال توکل به دو معنا است: نخست اینکه فرد میتواند در برابر گرسنگی صبر کند و به هر آنچه دارد قناعت کند، حتی اگر آن چیز اندک باشد. دوم اینکه او باید ایمان داشته باشد که ممکن است روزی بر او گرسنگی یا مرگ برسد و او در آن وضعیت خیر خاصی برای خود مییابد. اما نمیتوان انتظار داشت که خانوادهاش نیز این چنین تحملی داشته باشند، زیرا حتی نفس خود شخص نیز نوعی وابستگی و مسئولیت است. اگر او توانایی صبر بر گرسنگی را ندارد، توکل بر عدم کسب و کار برای او مناسب نیست. اگر خانواده نیز قدرت صبر دارند و در توکل به سرنوشت راضی هستند، باز هم ترک کسب و کار صحیح نیست. در نهایت، تفاوت در این است که شخص میتواند به اجبار با گرسنگی روبرو شود، اما برای خانوادهاش این کار صحیح نیست.
هوش مصنوعی: وقتی کسی ایمان واقعی دارد و به تقوا روی میآورد، حتی اگر از جایی رزق و روزی نداشته باشد، نعمتها و امکانات به طور طبیعی برای او فراهم میشود. مانند کودکی که در رحم مادر به هیچ وجه قابلیت کسب روزی ندارد، ولی به او رزق از طریق ناف میرسد. وقتی که او به دنیا میآید، نعمتها به او میرسد و به تدریج میتواند غذاهای مختلف را بخورد و دندان درآورد. اگر والدینش فوت کنند و یتیم بماند، محبت و شفقتی که مادر برای او داشت، اینک در دل دیگران نسبت به او شکل میگیرد. پیش از این، مادرش تنها کسی بود که به او توجه داشت، ولی بعد از رفتن والدینش، هزاران نفر به محبت و حمایت از او برمیخیزند. وقتی بزرگتر میشود، به او توانایی کسب و کار داده میشود و ناگزیر باید مسئولیت خود را برعهده بگیرد تا از محبتهایی که بر او نازل شده، بهرهمند گردد؛ همانطور که مادرش به او رسیدگی میکرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی تصمیم بگیرد که از کسب و کار خود دست بکشد و به تقوای الهی رو آورد، این عمل باعث میشود که مردم نسبت به او احساس رحمت و محبت کنند و بگویند او در حال عبادت خداست و باید از او به بهترین نحو حمایت کنند. در گذشته، این محبت فقط شامل او بود، اما اکنون همه مردم به او توجه میکنند، مانند توجه به یتیم. اما اگر او بتواند کار کند و به بطالت و بیکاری مشغول شود، آن محبتها و شفقتها در دل مردم شکل نمیگیرد و حق ندارد که به توکل بر خداوند کسب و کار را رها کند، زیرا او باید به خود و نیازهایش توجه کند. اما اگر به سمت حق بیاید و از خودخواهی کنار برود، خداوند دلهای مردم را نسبت به او مهربان میکند. به همین دلیل، هرگز دیده نشده که هیچ انسان متقیای از گرسنگی بمیرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی با دقت به تدبیر خداوند در مدیریت دنیا و امور آسمانی نگاه کند و ببیند که چگونه همه چیز به کمال رسیده است، به وضوح متوجه خواهد شد که هر موجود زندهای در زمین به خداوند وابسته است و روزیاش از اوست. او متوجه خواهد شد که این نظام چنان با زیبایی و تدبیر طراحی شده که هیچ کس نمیتواند از آن محروم بماند، مگر به ندرت و در موارد خاص که خیر او در آن باشد. همچنین، این مساله به این معنا نیست که برای کسب و کار تلاشی انجام ندهیم؛ حتی کسانی که ثروت زیادی به دست آوردهاند نیز به ندرت دچار زیان و فساد میشوند.
هوش مصنوعی: حسن بصری که این وضعیت را مشاهده کرده بود، گفت دوست دارم تمام بصره خانواده من باشند و تنها یک دانه گندم به ارزش یک دینار باشد. وهب بن الورد میگفت اگر آسمان آهنی و زمین برنزی شود و من در دل خود نگران روزیام باشم، این نشان از کفر من است. خداوند بر رزق آسمانی تأکید کرده تا همه بدانند هیچکس نمیتواند به آن دست یابد. گروهی به نزد جنید رفتند و از او پرسیدند چگونه باید روزی خود را به دست آوریم؟ او گفت اگر میدانید روزیتان کجاست، آن را جستوجو کنید. گفتند ما از خداوند درخواست میکنیم روزیمان را. جنید پاسخ داد اگر میدانید او فراموش نکرده، با یاد او به این موضوع بپردازید. آنها گفتند ما توکل میکنیم و نمیگوییم که چه بر سر ما خواهد آمد. جنید گفت: توکل به منفعت نیازمند آزمایش است و نشانه شک است. سپس از او پرسیدند پس راه چاره چیست؟ جنید گفت: دست از حیله و تقلب بردارید. در واقع درک و ایمان به ضمانت روزی کافیست و هرکس او را به عنوان ضامن بپذیرد، باید به او روی آورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.