بخش ۸۷ - علاج به دست آوردن این حالت
بدان که این سخت عزیز حالتی بود که کسی بضاعتی دارد اگر بدزدند و به زیان آید وی بر جای می باشد، لکن اگرچه عزیز است و نادرست محال نیست، و این بدان بود که ایمان و یقین حاصل اید به کمال فضل و رحمت و به کمال قدرت تا بداند که بسیار کس را بی سرمایه روزی می دهد و بسیار سرمایه که سبب هلاک آن کس است، پس خیرت باشد که در هلاک شدن آن بود.
رسول (ص) گفت که بنده باشد که شب اندیشه کاری می کند که هلاک وی در آن باشد، خدای عزوجل از فوق عرش به نظر عنایت به وی نگرد و آن از وی صرف کند، بامداد اندوهگین برخیزد و گمان بد می برد که این که کرد و چرا کرد؟ و این قصدی بود که همسایه کرد. و این عمرو کرد و فلان کرد و آن رحمت خدای تعالی بود که به وی رسیده است.
و از این بود که عمر رضی الله عنه گفت، «باک ندارم که بامداد درویش خیزم یا توانگر که ندانم که خیرت در کدام است».
و دیگر آن که بداند که بیم درویشی و گمان بد تلقین شیطان است که، «الشیطان یعدکم الفقر». و اعتماد در چنین نظر حق کمال معرفت است. خاصه که بدانسته است که روزی از اسباب خفی نیز که کسی را بدان نبرد بسیار است. و در جمله بر اسباب خفی نیز اعتماد نکند، بلکه بر ضمان خداوند اسباب کند.
عابدی متوکل در مسجدی بود، امامی چند بار گفت که تو چیزی نداری، اگر کسب کنی فاضل تر. گفت، «جهودی در این همسایگی هر روز ضمان دو نان کرده است که به من می رساند»، گفت، «اگر چنین است اکنون روا بود اگر کسب کنی». گفت، «ای جوانمرد! تو باری اگر امامی نکنی اولیتر که ضمان جهودی نزدیک تو از ضمان حق تعالی قوی تر است. امامی مسجد به دیگری ده». گفت، «نان از کجا خوری؟» گفت، «صبر کن تا اول نمازی که از پس تو کرده ام بازکنم، یعنی که تو را به ضمان خدای تعالی ایمان نیست. و کسانی که این آزموده اند از جایی که نبیوسند فتوحها دیده اند و ایمان ایشان بدین که، «و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها»، محکم شده است.
حذیفه مرعشی را پرسیدند که چه عجب دیده ای از ابراهیم ادهم که تو خدمت وی کرده ای؟ گفت، «در راه مکه گرسنگی صعب کشیدیم. چون در کوفه آمدیم اثر آن بر من بدید. گفت: ضعیف شدی از گرسنگی؟ گفتم: آری. گفت: کاغذ و دوات بیاور. بیاوردم بنوشت: بسم الله الرحمن الرحیم ای آن که همه مقصود در احوال تویی و اشارت همه به توست من متوکل و ثناگوی و شاکرم بر اکرام تو، ولکن گرسنه و تشنه و برهنه ام. من این سه که نصیب من است ضامن آنم. آن سه که نصیب توست تو ضامن باش. و رقعه به من داد و گفت: بیرون شو و دل در هیچ خلق مبند جز در حق تعالی و هرکه را اول بینی به وی ده. چون بیرون شدم یکی را دیدم بر اشتری نشسته، به وی دادم برخواند و بگریست و گفت: کجاست خداوند رقعه؟ گفتم: در مسجد. کیسه ای زر به من داد ششصد دینار، پرسیدم که این کیست؟ گفتند: ترسایی. نزدیک ابراهیم آمدم و حکایت کردم. گفت: دست به آن مبر که هم اکنون خداوند این بیاید. در وقت ترسا بیامد و بر پای وی بوسه داد و مسلمان شد».
ابویعقوب گوید، «ده روز در حرم گرسنه بودم. بی طاقت شدم، بیرون آمدم. شلغمی انداخته دیدم. گفتم برگیرم. گفتی کسی از باطن من می گوید که ده روز گرسنه بوده ای آنگاه نصیب تو شلغمی پوسیده؟ دست بداشتم و با مسجد آمدم. شخصی را دیدم که قمطره شکر و مغز بادام پیش من بنهاد و گفت: در دریا بودم. بادی بر آمد. نذر کردم که اگر سلامت یابم این به اول درویش دهم که بینم. از هر یکی کفی برگرفتم و گفتم باقی به تو بخشیدم. و با خود گفتم که باد را فرموده اند در میان دریا که روزی تو راست کند و تو از جای دیگر طلب می کنی؟» پس شناختن امثال این نوادر ایمان را قوی گرداند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره اهمیت ایمان، توکل بر خدا و اعتماد به رحمت الهی در مواجهه با مشکلات مالی و زندگی است. نویسنده به این موضوع اشاره میکند که بر خلاف نظر عمومی، فقر و درویشی ممکن است به خیر و نیکی باشد و انسان باید بداند که روزیاش بر عهده خدا است. شخصیتهایی چون رسول خدا (ص) و عمر (رضی الله عنه) به این نکته اشاره میکنند که نباید از وضعیت مالی نگران بود و انسان باید بر خداوند توکل کند.
در این متن، مثالهایی از زندگی شخصیتهای مذهبی و تجربیات ایشان بیان میشود که چگونه در شرایط سخت، با اتکا به خداوند و ایمان به رحمت او، از مشکلات عبور کردهاند. به ویژه داستان ابراهیم ادهم ذکر میشود که نشاندهنده اهمیت شناخت و اعتماد به خدا در زمانهای دشواری است. در نهایت، نویسنده به این نکته تأکید میکند که باید به روزی الهی اطمینان داشت و از هرگونه نگرانی درباره فقر دوری کرد.
هوش مصنوعی: بدان که این حالت بسیار دشوار و باارزش است؛ مانند کسی که چیزی را دارد و اگر آن را بدزدند، به او آسیب میزند. با این حال، اگرچه این وضعیت ناگوار است، اما غیرممکن نیست. این به این معناست که ایمان و یقین باید به کمال فضل و رحمت و قدرت برسد تا درک کند که برخی افراد بدون سرمایه، روزی خود را میگیرند، در حالی که برخی دیگر با سرمایهای که دارند، به هلاکت میرسند. پس بهتر است که دقت کنی و در انتخابهایت احتیاط کنی تا در خطر نیفتی.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند که اگر فردی در شب به فکر کارهایی بیفتد که باعث هلاکتش میشود، خداوند بزرگ از عرش به او توجه نمیکند و این فکرها از او دور میشود. او صبحگاه با اندوه برمیخیزد و به بدی فکر میکند که چرا چنین کرد و چه عواملی باعث این وضعیت شده است. این نیز نشاندهنده رحمت خاص خداوندی است که به او میرسد.
هوش مصنوعی: عمر رضی الله عنه گفت: "مهم نیست که صبح از خواب بیدار شوم و درویش باشم یا ثروتمند، زیرا نمیدانم چه چیزی برای من بهتر است."
هوش مصنوعی: همچنین باید به این نکته توجه داشت که ترس از فقر و بدگمانی ناشی از وسوسههای شیطانی است. اعتماد بر این نگرش، نشانهای از شناخت درست و عمیق است. به ویژه وقتی که بدانیم روزی از راههای پنهان نیز به کسی میرسد که ممکن است از آن مطلع نباشد. بنابراین، به طور کلی نباید به این راههای پنهان اعتماد کرد، بلکه باید به رب و ضمانت خداوند تکیه کرد.
هوش مصنوعی: عابدی در مسجد به عبادت مشغول بود و امام چند بار به او گفت که تو چیزی نداری و بهتر است که به کسب و کار مشغول شوی. عابد پاسخ داد که همسایهاش هر روز دو نان به او میدهد. امام گفت اگر اینطور است، بهتر است که به کار مشغول شوی. عابد گفت: "ای جوانمرد! اگر تو در مسجد از کسی حمایت نکنی، بهتر است که به ضمانتی که همسایهام برای من میدهد، بیشتر اعتماد کنی." امام جواب داد که نان از کجا میخوری؟ عابد گفت: "صبر کن تا نمازم را به پایان برسانم و سپس توضیح میدهم که ایمان به ضمانت خداوند مهمتر است. کسانی که این را آزمایش کردهاند، از جاهایی که انتظارش را نداشتند، برکتهای زیادی دیدهاند و ایمانشان به این جمله تقویت شده که: «هیچ موجودی در زمین نیست مگر اینکه روزیاش بر عهده خداوند است.»"
هوش مصنوعی: حذیفه مرعشی نقل میکند که وقتی از ابراهیم ادهم پرسیدند چه چیزی از او دیدی که خدمتش کردی، گفت: در مسیر مکه به شدت گرسنه بودیم. وقتی به کوفه رسیدیم، ابراهیم ادهم متوجه حال من شد و پرسید: آیا از گرسنگی ضعیف شدهای؟ گفتم: بله. او از من خواست که کاغذ و قلم بیاورم و نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان، ای کسی که تمام مقاصد در وجود توست و هر اشارهای به توست، من متوکل و شکرگزار تو هستم، اما گرسنه و تشنه و برهنهام. من بر سه نیاز خود مسئولم و تو بر سه نیاز خود مسئول باش». سپس آن نوشته را به من داد و گفت: از اینجا برو و به هیچ کس جز خداوند اعتماد نکن و هر کسی را دیدی، به او کمک کن. وقتی از خانه بیرون آمدم، فردی را دیدم که سوار بر الاغی بود و به او آن نوشته را دادم. او آن را خواند و بر اشک ریخت و پرسید: خداوند آن نوشته کجاست؟ گفتم: در مسجد. او کیسهای پر از پول به من داد که ششصد دینار در آن بود و وقتی پرسیدم این کیست، گفتند: یک مسیحی است. سپس به نزد ابراهیم رفتم و ماجرا را برای او بازگو کردم. او گفت: دستت به آن نزن زیرا همین الآن خداوند این فرد به اینجا میآید. در همین زمان مسیحی آمد و به پای ابراهیم بوسه داد و مسلمان شد.
هوش مصنوعی: ابویعقوب میگوید: «برای ده روز در حرم گرسنه ماندم و به شدت بیطاقت شدم. وقتی بیرون آمدم، شلغم پوسیدهای را دیدم و خواستم آن را بردارم. ناگهان بصیرتی به من گفت که تو ده روز گرسنه بودی و حالا این شلغم پوسیده نصیبت شده؟ بنابراین دستم را عقب کشیدم و به سمت مسجد رفتم. در آنجا شخصی را دیدم که مقداری شکر و مغز بادام به من داد و گفت: من در دریا بودم و اگر از طوفان نجات پیدا کنم، نذر کردم که این خوراکی را به اولین درویش که ببینم تقدیم کنم. من از هر کدام کمی برداشتم و به او گفتم که باقیاش را به تو هدیه دادم. با خودم فکر کردم که آیا باد در دریا نگفته است که روزی تو را میرساند و تو در جستجوی آن از جایی دیگر هستی؟» اینگونه شناختن این نوع کرامات، ایمان را در او تقویت کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.