بخش ۴۶ - فصل (درویش صابر فاضلتر یا توانگر شاکر)
بدان که خلاف کرده اند که درویش صابر فاضلتر یا توانگر شاکر و درست آن است که درویش صابر فاضلتر از توانگر شاکر و این اخبار جمله دلیل آن است. اما اگر خواهی که سر کار بدانی حقیقت آن است که هرچه تو را از ذکر محبت حق تعالی مانع است آن مذموم بود. کس باشد که مانع وی درویشی بود و کس باشد که مانع وی توانگری بود. و تفصیل این آن است که در مقدار کفایت بودن از نابودن اولیتر، چه این قدر از دنیا چاره نیست و زاد راه آخرت است.
و از این گفت رسول (ص) که یارب! قوت آل محمد قدر کفایت کن». اما هرچه زیادت از آن است نابودن اولیتر، چون در حرص و قناعت حال هردو برابر باشد چه فقیر حریص و چه توانگر حریص هردو آویخته مالند و بدان مشغولند اما درویش را صفات بشریت کوفته همی شود و به رنجی که می بیند از دنیا نفور می شود. و چون دنیا زندان وی شود، اگرچه وی کاره آن بود، به وقت مرگ دل وی با دنیا کم التفات کند. و توانگر برخورداری برگرفت از دنیا و با آن انس گرفت و فراق ن بر وی دشخوارتر شد و در وقت مرگ بسیار فرق باشد میان این دودل، بلکه در وقت عبادت و مناجات هم چنین که آن لذت که درویش یابد هرگز توانگر نیاید و تا دل اسیر و کوفته نشود و در اندوه و رنج گداخته نگردد لذت ذکر در باطن فرو نیاید.
و همچنین اگر هردو در قناعت برابر باشند هم درویش فاضلتر، اما اگر درویش حریص باشد و توانگر شاکر و قانع بود و اگر آن مال از وی جدا شود چندان رنجور نشود و به شکر آن قیام همی کند و دل وی به شکر و قناعت طهارت می یابد، و دل درویش حریص به حرص آلوده همی شود ولکن به کوفتگی رنج و اندوه طهارت می یابد، این به یک دیگر نزدیکتر افتد.
و به حقیقت دوری هریکی به حق تعالی به قدر گسستگی دل و آویختگی آن باشد به دنیا. اما اگر توانگری چنان بود که وی را بودن و نابودن مال هردو یکی بود و دل وی از آن خارج بود و آنچه دارد برای حاجت خلق دارد، چنان که عایشه رضی الله عنها یک روز صد هزار درم خرج کرد و خویشتن را به یک درم گوشت نخرید که روزه گشاید، این درجه از درجه درویشی که دل وی بدین صفت نبود اولی تر.
اما چون احوال برابر تقدیر کنی درویش فاضلتر که بیشتر کار توانگر آن بود که صدقه دهد و خیر کند. و در خبر است که درویشان گله کردند و رسولی به نزدیک رسول (ص) فرستادند که توانگران خیر دنیا و آخرت ببردند که صدقه و زکوه می دهند و حج و غزا می کنند و ما نمی توانیم. رسول (ص) ایشان را بنواخت و گفت، «مرحبا بک و بمن جنت من عندهم از نزدیک قومی آمدی که من ایشان را دوست دارم. ایشان را بگوی که هرکه به درویشی صر کند برای خدای تعالی، وی را سه خصلت بود که هرگز توانگران را نبود. یکی آن که در بهشت کوشکها باشد که اهل بهشت آن را چنان بیند که اهل دنیا ستاره را و آن نیست الا پیغامبری درویش را یا شهیدی درویش را یا مومنی درویش را و دیگر آن که به پانصد سال پیشتر در بهشت شوند. و سیم آن که چون درویش یک بار بگوید، «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الاالله والله اکبر» و توانگر هم چنان بگوید، هرگز به درجه وی نرسد اگرچه ده هزار صدقه با آن بدهد. پس درویشان گفتند، «رضینا، خشنود شدیم».
و این از آن گفت که ذکر تخمی است که چون دل فارغ از دنیا و اندوهگین و شکسته یابد، در وی اثر عظیم کند و از دل توانگر که شاد باشد به دنیا هم چنان بازجهد که آب از سنگ سخت. پس چون درجه هریکی به قدر نزدیکی دل وی است به حق تعالی و مشغولی به ذکر و محبت و آن مشغولی به قدر فراغت بود از انس به چیزی دیگر. و دل توانگر از انس خالی نباشد، هرگز کی برابر باشد؟
اما بود که توانگر خویشتن گمان برد که وی در میان مال از مال فارغ است. و این غرور باشد و نشان درستی این آن بود که عایشه کرد که مال همه خرج کرد چون خاک، و اگر چنین بودی که ممکن بودی دنیا داشتن با فراغت از آن، پیغمبران چندین حذر چرا کردندی و چرا فرمودندی؟ تا رسول (ص) می گفت، «دور از من، دور از من که دنیا در چشم وی آمده بود و خویشتن بروی عرضه می کرد». عیسی (ع) می گوید، «در مال اهل دنیا منگرید که پرتو آن حلاوت ایمان از دل شما ببرد». و این از آن گفت که چون آن حلاوت در دل پیدا آید حلاوت ذکر حق تعالی را زحمت کند که دو حلاوت در یک دل گرد نیاید.
و دنیا خود دو چیز بیش نیست: حق است و غیر حق. چون دل در غیر حق بستی بدان قدر از حق گسسته شود و بدان قدر که از غیر وی گسسته شد به حق تعالی نزدیک تر می شود. ابوسلیمان دارانی گوید که آن یک نفس سرد که از دل درویش برآید به وقت آرزویی که از آن عاجز آید، فاضلتر از هزار سال عبادت توانگری. و یکی بشر حافی را گفت، «مرا دعا کن که عیال دارم و هیچ چیز ندارم». گفت، «در آن وقت که عیال تو را گوید که نان نیست و آرد نیست و تو از آن عاجز باشی و درد آن با دل تو گردد، مرا در ن وقت دعا کن، دعای تو در آن وقت از دعای من فاضلتر بود».
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، بیان شده است که درویش صابر از توانگر شاکر فاضلتر است، زیرا درویش به دلیل مشکلات و رنجهایی که از دنیا میبیند، کمتر به دنیا وابسته میشود و در مرگ و عبادت، دل کمتری به دنیا میدهد. همچنین اشاره شده که هرچه انسان بیشتر به دنیا وابسته باشد، در نزدیکیاش به خدا کمتر میشود. توانگر اگرچه ممکن است صدقه و کار خیر کند، اما اگر دلش به مال وابسته باشد، از حقیقت دور میشود. در نهایت، لازم است که انسان به عشق حق و یاد خدا مشغول باشد و وابستگی به دنیا را کاهش دهد تا به درجات بالاتری برسد.
هوش مصنوعی: بدان که برخی در این مورد دچار اشتباه شدهاند که درویش صابر از توانگر شاکر بهتر است. درست این است که درویش صابر در مقام فضیلت از توانگر شاکر بالاتر است و این موضوع به وضوح در اخبار آمده است. اگر میخواهی حقیقت را درک کنی، باید بدانی هر چیزی که تو را از ذکر محبت خداوند بازدارد، قابل سرزنش است. ممکن است چیزی که مانع تو شود، درویشی باشد یا از طرف دیگر، توانگری باشد. در اینجا توضیح بیشتری میدهیم که در مورد کافی بودن و نیاز داشتن به دنیا، اولویت با نابود شدن چیزهایی است که به آخرتمان آسیب میزنند، چرا که این مقدار از دنیا تنها وسیلهای برای راهیابی به آخرت است.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) دعا کردند که خداوند قوتی به خانواده محمد (ص) عطا کند که کفایت آنها شود. اما هر چیزی که بیشتر از این باشد، بهتراست که از آن صرفنظر شود. زیرا اگر هم فقیر و هم توانگر در حرص و قناعت برابر باشند، هر دو به مال دنیا وابستهاند و سرگرم آن. اما درویش به خاطر سختیهایی که تحمل میکند، از دنیا متنفر میشود. وقتی دنیا برای او مانند زندان شود، حتی اگر خودش در آن نقش داشته باشد، در آخر عمر، دلش کمتر به دنیا توجه میکند. برعکس، توانگر با دنیایش ارتباط برقرار کرده و از آن لذت میبرد و جدایی از آن برایش سختتر میشود. تجربه عبادت و مناجات هم همینطور است؛ لذتی که درویش در این لحظات مییابد، هرگز برای توانگر به دست نخواهد آمد. تا زمانی که دل اسیر مشکلات و دردها نشود، لذت ذکر و یاد خدا در عمق وجودش نمینشیند.
هوش مصنوعی: اگر هر دو فرد از نظر قناعت در یک سطح باشند، درویش از نظر فضیلت برتر است. اما اگر درویش حریص باشد و فرد ثروتمند شکرگزار و قانع باشد، در این صورت اگر مال از ثروتمند جدا شود، او به سختی نمیافتد و با شکرگزاری به زندگی ادامه میدهد و دلش به خاطر شکر و قناعت پاک میشود. در مقابل، دل درویش حریص به خاطر حرص و طمع آلوده میشود و در نتیجه، با تحمل رنج و اندوه به طهارت میرسد. این دو فرد بیشتر به هم نزدیک میشوند.
هوش مصنوعی: دوری هر فرد از خداوند به اندازهای است که دل او از دنیا جدا شده باشد. اگر کسی دارای ثروتی باشد که برایش فرقی نکند که مالش بماند یا از بین برود و دل او به آن تعلق نگیرد و آنچه دارد را برای کمک به دیگران بگذارد، مانند عایشه که یک روز صد هزار درهم خرج کرد و خود به یک درهم گوشت نخرید تا افطار کند، این نوع از زهد و بینیازی از دنیا برتر است.
هوش مصنوعی: در این متن صحبت از تفاوت میان درویشان و توانگران است. درویشانی که با وجود نداشتن امکانات مادی، با نیت خالص و برای خدای تعالی زندگی میکنند، دارای ویژگیهای ویژه و ارزشمندی هستند. پیامبر (ص) به درویشان میگوید که اگر آنها برای خداوند صبر کنند، سه فضیلت دارند که توانگران از آن بیبهرهاند: اول اینکه در بهشت، مقام آنها بسیار بلندتر از توانگران است و چنان جایگاهی خواهند داشت که اهل بهشت آن را همچون ستارههای درخشان در آسمان میبینند. دوم اینکه درویشان به بهشت میروند و پیش از دیگران در آنجا هستند. و سوم اینکه حتی اگر درویش و توانگر هر دو یک ذکر بگویند، درویش به خاطر نیت خالصش به درجات بالاتری خواهد رسید، حتی اگر توانگر صدها صدقه بدهد. در پایان درویشان از این سخنان خشنود میشوند.
هوش مصنوعی: این متن بیان میکند که ذکر و یاد خدا مانند بذری است که وقتی دل از دنیا و غمهای آن خالی و شکسته میشود، تأثیر بسیار عمیقی در آن میگذارد. برعکس، دلهای شاد و پررنگ که به دنیا وابستهاند، به سختی میتوانند مانند آب از سنگ سخت بیرون بیایند. در واقع، هر کس به اندازه نزدیکی دلش به خدا و مشغول بودنش به ذکر و محبت او، تأثیری از این ذکر خواهد گرفت، و این ارتباط به میزان فاصلهاش از وابستگی به چیزهای دیگر بستگی دارد. دلهای توانگر از وابستگی به چیزهای دیگر خالی نیستند و بنابراین هرگز نمیتوانند همسطح و برابر باشند.
هوش مصنوعی: بعضی از افراد فکر میکنند که میتوانند به راحتی از ثروت خود بهرهمند شوند و دلشان را از آن آزاد کنند. این تفکر نوعی غرور است و نشان میدهد که نمیتوان به راحتی از دنیا گذشت. به عنوان مثال، عایشه همه دارایی خود را خرج کرد و این نشان میدهد که نمیتوان به راحتی از تملکات دنیا جدا شد. اگر این وضعیت طبیعی بود، چرا پیامبران درباره دنیا هشدار میدادند و از آن دوری میکردند؟ پیامبر اسلام (ص) نیز میفرمود که دنیا را از خود دور کنید. عیسی (ع) نیز تاکید میکند که به مال و ثروت دنیا توجه نکنید، زیرا این کار میتواند شادی ایمان را از دل شما بزداید. این جمله به این معناست که وقتی لذت واقعی و حلاوت ایمان در دل انسان وجود دارد، نمیتوان همزمان به لذتهای دنیا نیز توجه کرد.
هوش مصنوعی: دنیا فقط از دو چیز تشکیل شده است: حق و غیر حق. هر چقدر که دل خود را به غیر حق متصل کنی، از حق دور میشوی و هرچقدر که از غیر حق جدا شوی، به حق نزدیکتر میشوی. ابوسلیمان دارانی میگوید که وقتی درویشی آرزویی دارد که به آن نمیتواند دست یابد و از دل او یک نفس سرد برمیخیزد، این نفس از هزار سال عبادت یک ثروتمند باارزشتر است. همچنین، بشری حافی به کسی که از وضعیت بدمحال خود شکایت میکرد گفت: «وقتی عیالت به تو بگوید که چیزی برای خوردن نیست و تو توان تأمین آن را نداری و این درد در دلت احساس شود، در آن زمان از من بخواه که برایت دعا کنم، زیرا دعای تو در آن لحظه از دعای من ارزشمندتر خواهد بود».
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.