بخش ۱۲۰ - علاج اثر کردن ذکر مرگ در دل
بدان که مرگ کاری عظیم است و خطری بزرگ و خلق از آن غافلند. و اگر یاد کنند در دل ایشان بس اثری نکند که دل به مشغله دنیا چنان مستغرق باشد که چیزی دیگر را جای نمانده باشد. و از این بود که از ذکر و تسبیح نیز لذت نیابد. پس علاج آن بود که خلوتی طلب کند و یک ساعت دل این کار را فارغ کند، چنان که کسی که در بادیه بخواهد شد تدبیر آن را در دل از دیگر چیزها فارغ کند و با خویشتن گوید که مرگ نزدیک رسید و باشد که امروز بود. و اگر تو را گویند که در بالانی تاریک شو که ندانی که در آن دهلیز چاهی است یا سگی در راه است یا هیچ خلل نیست، زهره تو بشود. آخر پوشیده نیست که کار تو پس از مرگ و خطر تو در گور کمتر از این نیست. غفلت از این چه دلیری است؟
و علاج بهترین آن بود که در اقران خویش نگرد که مرده اند و از صورت یاد آورد که در نیا هر یکی در منصب و کار خویش چگونه بودند. و اندوه و شادی ایشان در دنیا به چه مبلغ بود و غفلت ایشان از مرگ چگونه بود. پس ناگاه و ناساخته اشخاص، مرگ بیامد و ایشان را بربود و اکنون در گور اندیشه کن که صورت ایشان چگونه است و اعضای ایشان چگونه از هم فرو شده است و کرم در گوشت و پوست و چشم و زبان ایشان چه تصرف کرده است. ایشان بدین حال شدند و وارث ایشان مال قسمت کرده و خوش می خورند و زن ایشان با شوهر دیگر تماشا می کند، وی را فراموش کرده. پس از یک یک اقران خویش بیندیشد و از تماشا و خنده و غفلت و مشغولی ایشان به تدبیر کاری که بیست سال بدان نخواستند رسید و از آن رنج بسیار می کشیدند و کفن ایشان در دکان گازر شسته و ایشان از آن بی خبر. پس با خویشتن گوید که تو نیز همچون ایشانی و غفلت و حرص و حماقت تو هم چون غفلت ایشان است. تو را این دولت برآمد که ایشان از پیش شدند تا عبرت گیری، «فان السعید من وعظ بغیره».
نیکبخت آن است که وی را به دیگری پند دهد. پس در دست و پای و انگشتان خویش و در چشم و زبان خویش اندیشه کند که همه از یکدیگر جدا خواهد شد هرچه زودتر و علف کرم و حشرات زمین خواهد بود و صورت خویش در گور در خیال خویش آورد. مرداری گندیده و تباه شده و از هم فرو شده. این و امثال این هر روز یک ساعت با خویشتن می گوید تا باشد که باطن وی از مرگ آگاهی یابد که یاد کرد به ظاهر در دل اثری ندارد و آدمی همیشه می دیده است که جنازه می برند و همیشه خویشتن را نظارگی مرگ دیده است پندارد که همیشه نظاره مرگ خواهد کرد و خویشتن را هرگز مرده ندیده است و هرچه ندیده باشد در وهم وی نیاید.
و رسول (ص) از این گفت در خطبه که راست گویی این مرگ نه بر ما نبشته اند. و این جناره ها که همی برند راست گویی مسافرانند که زود باز خواهند آمد. ایشان را در خاک همی کنیم و میراث ایشان همی خوریم و از خویشتن غافل. و بیشتر سبب یاد کردن طول امل است و اصل همه فسادها وی است.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: متن درباره یادآوری مرگ و خطرات آن است. نویسنده به اهمیت توجه به مرگ و غفلت انسانها از آن اشاره میکند و اینکه مشغلههای دنیوی باعث میشود افراد از یاد مرگ دور شوند. او پیشنهاد میکند که انسانها باید وقتهایی را به تنهایی و با تفکر درباره مرگ اختصاص دهند و به سرنوشت کسانی که از دنیا رفتهاند بیندیشند. او به تصاویر گور و وضعیت مردگان و جدایی اعضای بدن از یکدیگر اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که انسانها باید عبرت بگیرند و به حیات مادی خود توجه نکنند. از نظر نویسنده، غفلت از مرگ و طول امید سبب فساد روحی و غفلت از واقعیتهای زندگی میشود. او در نهایت به همه توصیه میکند که با تفکر در مورد مرگ و سرنوشت مردگان، به خودآگاهی و توبه نزدیک شوند.
هوش مصنوعی: مرگ مسئلهای بسیار مهم و خطرناک است و بسیاری از مردم از آن غافلند. حتی زمانی که به یاد مرگ میافتند، تأثیر چندانی بر آنها نمیگذارد، زیرا دلشان به شدت به مشغلههای دنیوی مشغول است و توانایی توجه به چیز دیگری را ندارند. به همین دلیل، آنها از ذکر و تسبیح نیز لذت نمیبرند. برای رفع این مشکل، بهتر است زمانی را در تنهایی بگذرانند و ذهن خود را از دیگر مسائل خالی کنند، درست مانند کسی که در دشت میخواهد به فکر تدبیر باشد و از دیگر چیزها غافل شود و به خود بگوید که مرگ به او نزدیک است و ممکن است که حتی امروز به سراغش بیاید. اگر به شما بگویند که به جایی تاریک بروید و ندانید که آیا در آنجا چاهی هست یا سگی در مسیر است و یا هیچ خطری در انتظار شما نیست، حتماً ترس خواهید داشت. در واقع، وضعیت شما پس از مرگ و خطرهایی که در آنجا وجود دارد، کمتر از این نیست. عدم توجه به این واقعیت چه شجاعت عجیبی است؟
هوش مصنوعی: بهترین راه درمان این است که به همنسلان خود بیندیشی که چگونه از دنیا رفتهاند و در زندگیشان هر کدام در جایگاه و کار خود چه وضعیتی داشتند. آیا در زندگی شاد بودند یا غمگین، و چقدر از مرگ غافل بودند. ناگهان مرگ به سراغ آنها آمد و آنها را گرفت و حالا که در گور هستند، باید تصور کنی که حالشان چگونه است و اعضای بدنشان چه وضعیتی پیدا کرده است و کرمها چه تغییری در آنها دادهاند. آنها به این حال درآمدند و وارثانشان اموالشان را تقسیم کرده و بیخیال از یادشان به زندگی ادامه میدهند. همسرانشان با دیگران سرگرم هستند و آنها را فراموش کردهاند. بنابراین، باید به فکر یکایک از دوستان خود بیفتی و ببینی که در زمان خوشی و خنده چه میکردند، و نباید فراموش کنی که حتی برای کارهایی که بیست سال به آنها اهمیت نمیدادی و برایش زحمت میکشیدی، اکنون آن کفن در دکان قصابی شسته شده و آنها از آن بیخبر هستند. در این لحظه، باید با خودت بگویی که تو هم مثل آنها هستی و غفلت و حرص و حماقت تو هم مشابه غفلت آنهاست. این فرصت برای تو فراهم آمده است که از آنها عبرت بگیری.
هوش مصنوعی: نیکبخت کسی است که بتواند به دیگران اندرز دهد. بنابراین، باید در مورد اعضای بدن و حواس خود فکر کند و به این توجه کند که همه چیز به سرعت جدا میشود و به خاک سپرده خواهد شد. او باید تصور کند که چگونه بدنش در گور قرار میگیرد و به چه حالتی دچار میشود؛ حالتی پوسیده و خراب. این موضوع را باید هر روز مدتی با خود مطرح کند تا به درک عمیقتری از مرگ دست یابد. یادآوری ظاهری مرگ به دل نمینشیند و انسان همیشه جنازهها را میبیند، اما در واقع خود را در حال مرگ نمیبیند و فکر میکند که همیشه هم همینطور خواهد بود، به همین دلیل از واقعیت مرگ غافل است و هیچگاه در ذهنش نخواهد آمد که ممکن است خود او نیز روزی به این سرنوشت دچار شود.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) در خطبهای فرمودند که مرگ برای ما مقرر نشده است و این جنازهها که دیده میشوند، مسافرانی هستند که زود باز خواهند گشت. ما آنها را در خاک میگذاریم و از ارث آنها بهرهمند میشویم، غافل از خودمان. بیشتر به طولانینگری و امید داشتن به زندگی دنیوی مربوط میشود که این خود منبع تمام فسادهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.