بخش ۱۱۲ - پیدا کردن علاج محبت
بدان که چون محبت بزرگترین مقامات است علاج وی شناختن مهم است. و هرکه خواهد که بر نیکویی عاشق شود تدبیر او آن بود که روی از هرچه جز وی است بگرداند، پس بر دوام در وی نظاره می کند. چون روی وی می بیند و دست و پای و موی وی پوشیده بود و آن نیز نیکو بود جهد آن کند تا آن نیز ببیند تا هر جمال که می بیند میلی زیادت می افتد. چون بدین مواظبت کند در وی میلی پدید آید اندک یا بسیار. پس محبت خدای تعالی نیز هم چنین است:
شرط اول آن است که وری از دنیا بگرداند و دل از دوستی آن پاک کند که دوستی جز حق از دوستی وی مانع بود و این چون پاک کردن زمین بود از خار و گیاه. آنگاه طلب معرفت وی کند که هرکه وی را دوست ندارد از آن بود که وی را نشناسد. اگرچه کمال و جمال به طبع محبوب است تا کسی که صدیق و فاورق را بشناسد نتواند که ایشان را دوست ندارد که محامد و مناقب ایشان به طبع محبوب است و معرفت حاصل کردن چون تخم در زمین نهادن است. آنگاه بر دوام به ذکر و فکر در وی مشغول بود و این چون آب دادن باشد که هرکه یاد کسی بسیار کند لابد وی را با وی انسی پیدا آید.
و بدان که هیچ مومن از اصل محبت خالی نیست، ولکن تفاوت از این سه سبب است: یکی آن که در دوستی و مشغولی دنیا متفاوتند و دوستی هرچه بود در دوستی دیگری نقصان آورد. و دیگر آن که در معرفت متفاوتند که عامی شافعی را دوست دارد بدان که بر جمله دادن که وی عالمی بزرگ است، ولکن فقیه که از تفصیل علوم وی بعضی خبر دارد وی را دوست تر دارد که وی را بهتر شناسد. و دیگر آن که در ذکر و عبادت که انس بدان حاصل آید متفاوت باشند، پس تفاوت محبت از این سه سبب خیزد، اما آن که دوست ندارد اصلا آن است که وی را نداند اصلا. که چنان که نیکویی صورت ظاهر به طبع محبوب است، نیکویی صورت باطن همچنین است. پس محبت ثمرت معرفت است.
و کمال معرفت حاصل کردن به دو طریق بود: یکی به طریق صوفیان و آن مجاهده باشد و باطن صافی داشتن به ذکر دوام تا خود را و هرچه جز حق است فراموش کند، آنگاه در باطن وی کارها پدید آمدن گیرد که بدان عظمت حق تعالی روشن شود و چون مشاهدتی گردد و مثل وی چون فرو کردن دام باشد که تا بود که صیدی درافتد و بود که درنیفتد. باشد که موشی در افتد و باشد که بازی و تفاوت در این عظیم است و برحسب دولت و روزی بود.
و طریق دیگر آموختن علم معرفت است، نه علم کلام و علمهای دیگر و اول این تفکر بود عجایب صنع چنان که در کتاب تفکر اشارت کردیم. بعد از آن ترقی کند و تفکر در جمال و جلال ذات وی تا حقایق اسما و صفات وی را مکشوف گردد. و این علمی دراز است ولکن زیرک را بدین رسیدن ممکن است چون استادی عارف یابد، اما بلید بدین نرسد. و این نه چون دام فروکردن است که باشد که صید درافتد و باشد که نه افتد، بلکه این چون تجارت و حراثت است و کسب، و چنان است که کسی گوسپندی به دست آرد نر و ماده و در تناسل افکند. ازاین لابد مال زیادت شود، مگر به صاعقه هلاک شود.
و هرکه معرفت طلب کند جز از طریق محبت، طلب محال می کند و هرکه معرفت جز از این دو طریق طلب کند نیابد و هرکه پندارد که بی محبت حق تعالی به سعادت آخرت رسد غلط پندارد که آخرت بیش از آن نیست که به خدای رستی و هرکه به چیزی رسد، اگر آن را از پیش دوست داشته باشد ولکن به سبب عوایق از آن محجوب بود و روزگار در شوق آن گذاشته باشد، چون بدان رسد و عوایق برخیزد در لذتی عظیم افتد و سعادت این بود. و اگر دوست نداشته باشد هیچ لذت نیابد و اگر اندک دوست داشته باشد اندک لذتی یابد. پس سعادت بر قدر عشق و محبت باشد و اگر والعیاذبالله درون خویش چنان بکرده باشد که به چیزی که آن است ضد آشنا شده و الف و مناسبت گرفته، آنچه در آخرت پیدا آید ضد وی باشد و آن هلاک وی بود و در رنج و الم افتد و آنچه دیگران بدان سعید شوند وی به عین آن شقی شود و مثل وی چون آن کناسی بود که به بازار عطاران فرو شد از آن و بهای خویش بیفتاد و از هوش بشد. آمدند و گلاب و مشک بر وی ریختند و وی بتر می شد تا یکی که وقتی کنّاسی کرده بود آنجا رسید. بدانست باری نجاست آدمی در بینی وی بمالید، با هوش آمد و گفت این است خوش بویی! پس هرکه با لذت دنیا انس گرفت تا آن معشوق وی گشت هم چنان آن کنّاس است. و چنان که در بازار عطاران از آن نیابد بلکه هرچه آنجا بود ضد طبع وی بود و رنج وی از آن زیادت شود و آن نجاست که با آن الف گرفته بود آنجا نیابد. و در آخرت نیز از آن شهوات دنیا هیچ نیابد و آنچه آنجا باشد همه ضد طبع باشد، پس همه سبب رنج و شقاوت وی بود.
پس آخرت عالم ارواح است و عالم جمال حضرت الهیت است که آنجا پیدا شود. و سعید کسی است که اینجا طبع خود را با آن مناسبت داده باشد تا آن موافق وی بود، و همه ریاضتها و عبادتها و معرفتها برای این مناسبت است، «قد افلح من زکیها» این بود. و همه معصیتها و شهوتها و دوستیهای دنیا ضد این مناسبت است، «و قد خاب من دسّها» این بود.
و اهل بصیرت در مشاهده این معانی از حد تقلید درگذشته اند، و این از صدق پیغامبر بشناخته اند، بلکه صدق بی معجزه به ضرورت بدین شناخته اند، چنان که کسی که طب داند چون سخن طبیب بشنود به ضرورت بداند که طبیب است و چون سخن حکیمی بازارنشین بشنود بداند که جاهل است، پس نبی را از متنبی دروغ زن به ضرورت بدین طریق بشناسد. و آنگاه آنچه به بصیرت خود بتواند دانست بیشتر آن است که از نبی شناسد و این علم ضروری است نه چنان علم که از آن حاصل آید که عصاثعبان شود که آن علم در خطر آن بود که بدان که گوساله بانگ کند باطل شود که جدا کردن معجزه از سحر بدین آسانی نبود.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره محبت و عشق به خدا و چگونگی رسیدن به این محبت صحبت میکند. مولف بیان میکند که رسیدن به محبت الهی مستلزم دوری از محبتهای دنیوی و پاک کردن دل از وابستگیهاست. همچنین، شناخت خداوند و معرفت نسبت به او از اهمیت بالایی برخوردار است. برای کسب این معرفت، دو راه وجود دارد: یکی مجاهدت و ذکر مداوم و دیگری تحصیل علم معرفت از طریق تفکر در آیات و نشانههای خدا.
محبت به خدا نتیجه شناخت اوست و افراد با درجات مختلفی از محبت به خداوند نسبت به قبل و بعد از شناخت او برخورد دارند. در نهایت، مولف توضیح میدهد که سعادت واقعی در ارتباط با محبت به خدا و تحقق مناسبت میان طبع افراد با عالم آخرت است و اگر کسی به دلبستگیهای دنیوی مبتلا گردد، در آخرت با مشکل مواجه خواهد شد. او بر این باور است که فقط با محبت و شناخت درست الهی میتوان به سعادت واقعی رسید.
هوش مصنوعی: بدان که عشق، بزرگترین مقامها را دارد، پس شناخت آن بسیار اهمیت دارد. هرکس بخواهد عاشق نیکی شود، باید از هر چیزی جز او دوری کند و به تماشای او بپردازد. وقتی که به او نگاه میکند، هرچند که دستها و پایش پوشیده است، اما زیباییاش او را جذب میکند و تلاش میکند تا همهی زیباییهای او را ببیند. هر چه زیبایی بیشتری ببیند، میل و اشتیاقش بیشتر میشود. اگر دائماً به این توجه کند، بهطور حتم میلی در دلش شکل میگیرد، کم یا زیاد. عشق به خداوند نیز به همین نحو است.
هوش مصنوعی: شرط اول این است که انسان باید دنیای خود را پشت سر بگذارد و از دوستی های غیرالهی دل بکند، چرا که این دوستی ها مانع از عشق واقعی به خداوند میشوند. این کار مثل پاک کردن زمین از علفهای هرز و زبالههای اضافی است. سپس باید به جستجوی معرفت و شناخت خداوند بپردازد، زیرا هر کسی که خدا را دوست ندارد، به خاطر عدم شناخت اوست. تا زمانی که بتوان کمال و زیبایی خداوند را درک کرد، کسی نمیتواند او را نپسندد، زیرا صفات خوب و زیبای او ذاتاً محبوباند. کسب معرفت مانند کاشت تخم در زمین است. پس از آن، باید به طور مداوم در فکر و ذکر خداوند مشغول باشد، زیرا هر قدر که یاد او را بیشتر بکند، ارتباط و نزدیکی بیشتری با او خواهد یافت.
هوش مصنوعی: هیچ مؤمنی نمیتواند از محبت خالی باشد، اما دلایل مختلفی برای تفاوت در محبتها وجود دارد. یکی از این دلیلها این است که افراد در دوستی و علاقه به دنیا با یکدیگر متفاوت هستند و هر یک از آنها ممکن است در دوستی دیگری خلل وارد کند. دلیل دوم تفاوت در شناخت و معرفت است؛ به طور مثال، یک فرد عامی ممکن است به دلیل شهرت یک عالم بزرگ او را دوست داشته باشد، در حالی که فقیه که دانش بیشتری از آن عالم دارد، به خاطر آگاهی بهترش نسبت به او بیشتر علاقهمند خواهد بود. دلیل سوم به نحوه ذکر و عبادت مربوط میشود که ممکن است افراد از آن به گونههای مختلف لذت ببرند. به همین دلیل، محبتها به دلیل این سه عامل متفاوت میشود. اما کسی که هیچ محبتی ندارد، به این خاطر است که اصلاً او را نمیشناسد. درست مانند اینکه زیبایی ظاهری به طور طبیعی محبوب است، زیبایی باطنی نیز همینطور است. بنابراین، محبت نتیجهای از معرفت و شناخت عمیق است.
هوش مصنوعی: کمال معرفت به دو شیوه به دست میآید: یکی از طریق صوفیانه که شامل مجاهده و خلوص باطن است؛ به طوری که فرد با ذکر مداوم، خود و غیر خدا را فراموش کند. در این حالت، در درون او کارهایی رخ میدهد که عظمت خداوند را به روشنی نشان میدهد. این تجربه مانند نصب دام است؛ گاهی ممکن است صیدی در آن گرفتار شود و گاهی نشود. ممکن است موش یا پرندهای به دام بیفتد و این متفرق و متفاوت بودن، بستگی به شرایط و روزی دارد.
هوش مصنوعی: راه دیگری برای یادگیری علم معرفت وجود دارد که وابسته به علم کلام و دیگر علوم نیست. این روش ابتدا به تفکر در شگفتیهای آفرینش مربوط میشود، همانطور که در کتاب تفکر اشاره شده است. پس از آن، فرد باید در زیبایی و عظمت ذات الهی تأمل کند تا حقایق نامها و صفات خداوند برای او آشکار شود. این مسیری طولانی است، اما اگر فرد زیرک و با درک باشد و یک استاد عارف پیدا کند، میتواند به این شناخت برسد. این مسیر مانند شکار نیست که ممکن است موفقیتآمیز باشد یا نباشد؛ بلکه بیشتر شبیه تجارت و زراعت است. مانند کسی که گوسفند نر و مادهای را به دست میآورد و آنها را برای تولید مثل نگهداری میکند. در این حالت، ثروت و درآمد بیشتری حاصل میشود، اما ممکن است در اثر بلایای طبیعی از بین برود.
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد به معرفت دست یابد، اگر این را جز از طریق محبت جستجو کند، در واقع طلب غیرممکنی را دنبال کرده است. اگر کسی بخواهد معرفت را بدون محبت یا دیگر راهها پیدا کند، موفق نخواهد شد. همچنین، اگر کسی فکر کند بدون محبت به خداوند میتواند به سعادت آخرت برسد، سخت در اشتباه است، زیرا آخرت بیشتر از آن چیزی نیست که به خداوند ارتباط داشته باشد. هر کسی که به چیزی برسد، اگر پیش از رسیدن آن را دوست داشته باشد، و به خاطر موانع از آن دور مانده باشد، وقتی به آن برسد و موانع از بین بروند، به خوشی عظیمی دست مییابد و این همان سعادت است. اما اگر آن چیز را دوست نداشته باشد، هیچ لذتی نخواهد برد و اگر به مقدار کمی آن را دوست داشته باشد، تنها لذت کمی خواهد برد. بنابراین، سعادت به اندازه عشق و محبت بستگی دارد. اگر کسی به چیزهایی که با آن تناقض دارد نزدیک شده و به آنها وابسته شود، آنچه در آخرت به دست میآورد، برای او مضر خواهد بود و این موجب عذاب و رنج او خواهد شد. در واقع، آنچه برای سایرین خوشی میآورد، برای او شقاوت را به همراه خواهد داشت. مثالی از این وضعیت مانند کنّاسی است که به بازار عطاران رفت و بهای خود را گم کرد و بیهوش شد. وقتی دیگران بر او گلاب و مشک ریختند، حالش بدتر شد تا اینکه شخصی به او کمک کرد و با یادآوری بوهایی که برایش خوشایند بود، به هوش آمد. بنابراین، هر کس به لذتهای دنیوی وابسته شود و آن معشوق زندگیاش شود، مانند همان کنّاس خواهد بود. او در بازار عطاران چیزی نمییابد که با طبعش جور باشد و رنجش بیشتر میشود. در آخرت هم هیچگونه شهوات دنیوی نمیيابد و همه چیز در آنجا با طبع او در تضاد خواهد بود و این به رنج و شقاوت او خواهد انجامید.
هوش مصنوعی: آخرت، جهانی از ارواح و جلال الهی است که در آنجا حقیقت نمایش داده میشود. فردی خوشبخت است که در این جهان، روح و طبیعت خود را با آن حقیقت هماهنگ کرده باشد تا به او نزدیکتر شود. تمامی تمرینات روحانی، عبادتها و دانشها برای دستیابی به این هماهنگی طراحی شدهاند. همچنین، هر گونه معصیت، خواستههای نفسانی و وابستگی به دنیای مادی، برعکس این هماهنگی عمل میکنند.
هوش مصنوعی: افراد آگاه و با بصیرت، در درک این معانی فراتر از تقلید رفتهاند و این را از صداقت پیامبر میشناسند. آنها به گونهای به صداقت او یقین دارند که حتی نیاز به معجزه هم ندارند. مانند پزشکی که به محض شنیدن سخن یک پزشک دیگر، به وضوح میفهمد که او یک پزشک است و اگر به سخنان کسی که بیتجربه است گوش دهد، در مییابد که او دانش کافی ندارد. بنابراین، شخص میتواند به راحتی نبی را از فرد دروغگو تشخیص دهد. از این رو، کسانی که توانایی درک دارند، میتوانند اطلاعات بیشتری از نبی به دست آورند. این نوع دانش کاملاً بدیهی است و با دانش سطح پایین که ممکن است با اشتباهاتی همراه باشد، متفاوت است. جدا کردن معجزه از سحر به این سادگیها نیست و نیاز به دقت و شناخت عمیق دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.