بخش ۱۰۱ - پیدا کردن حقیقت نیکویی که چیست
بدان که کسی که به بهایم نزدیک است و راه جز به احساس چشم ندارد، باشد که گوید نیکویی هیچ معنی ندارد جز آن که روی سرخ و سپید و اعضای متناسب بود و حاصل آن با شکل و لون آید. و هر چه شکل و لون ندارد ممکن نبود که نیکو بود و این خطاست، چه عقلا گویند که این خطی نیکوست و آوازی نیکو و اسبی نیکو و سرای و شهری نیکو و باغی نیکو، پس معنی نیکویی آن بود که هر کمال که به وی لایق بود حاصل بود و هیچ چیز درنیابد. و کمال خط تناسب حروف وی بود و دیگر معانی و شک نیست که در نگریستن به خط نیکو و سرای نیکو و اسب نیکو لذتی است.
پس نیکویی به صورت روی مخصوص نیست، لکن این همه محسوس است به چشم ظاهر و باشد که کسی بدین اقرار دهد ولکن گوید که چیزی که به چشم آن را نتوان دید نیکو خیالات جهل است که ما می گوییم که فلان خلق نیکو دارد و مروتی نیکو دارد. و گویند علم با ورع سخت نیکو بود و شجاعت با سخاوت سخت نیکو بود و پرهیزکاری و قناعت و کوتاه طمعی از همه چیزی نیکوتر. این و امثال این معروف است و این همه به چشم ظاهر نتوان دید. بلکه به بصیرت عقل در توان یافت.
و در کتاب ریاضه النفس بگفته ایم که صورت دو است: ظاهر و باطن. و خلق نیکو صورت باطن است و محبوب است به طبع. و دلیل بدین آن که کسی شافعی را دوست دارد، بلکه ابوبکر و عمر را دوست دارد و محال نبود و چگونه محال بود که کس بود که در این دوستی مال و جان بذل کند و این دوستی برای شکل و صورت ایشان نبود که ایشان را خود ندیده است و صورت ایشان اکنون خاکی شده است، بلکه این دوستی برای جمال صورت باطن ایشان است و آن علم و تقوی و سیاست است و امثال این. و هم چنین پیغامبران را بدین دوست دارند.
و هرکه صدیق را دوست دارد به هر صورت که باشد دوست دارد که وی را بدان صفت دوست دارد که وی صدیق را بدانست. و صدق علم صفت یک جزو است از ذات صدیق که جزء لایتجزی گویند. این نه شکل دارد و نه لون. و این نزدیک گروهی جایگیر است و نزدیک گروهی جایگیر نیست. به هر صفت که هست وی را شکل و لون نیست و محبوب آن است نه پوست و گوشت ظاهر.
پس هرکه را عقل بود و جمال باطن انکار نکند و آن را دوست تر دارد از صورت ظاهر که بسیار فرق بود میان کسی که صورتی را دوست دارد که بر دیوار نقش کنند و میان کسی که پیغامبری را دوست دارد.
بلکه کودک خرد چون خواهند که کسی را دوست دارد از مردگان، چشم و ابروی وی را صفت نکنند بلکه سخاوت و علم و قدرت وی صفت کنند و چون خواهند که دشمن دارد زشتی باطن وی حکایت کنند نه زشتی ظاهر، و بدین سبب صحابه را دوست دارند و ابوجهل را دشمن.
پس پیدا شد که جمال دو است: ظاهر و باطن. و جمال صورت باطن محبوب است هم چون ظاهر، بلکه محبوب تر است نزدیک آن که اندکی عقل دارد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره مفهوم نیکویی و زیبایی است که تنها به ظاهر افراد محدود نمیشود، بلکه به صفات باطنی آنها نیز اشاره دارد. نویسنده بیان میکند که برخی افراد تنها زیبایی ظاهری را درک میکنند و نیکویی را به رنگ و شکل نسبت میدهند، در حالی که زیبایی واقعی در کمال صفات انسانی مانند علم، تقوی، شجاعت و مروت نهفته است.
گفتارهای این متن تاکید دارد که محبوبیت و دوستی افراد به خاطر ویژگیهای درونی آنهاست، نه فقط به خاطر ظاهرشان. به عنوان مثال، افراد به شخصیتهای مهمی مانند ابوبکر، عمر و پیامبران مهر میورزند، نه به دلیل چهرههای آنها، بلکه به خاطر ویژگیهای باطنیشان.
نویسنده به این نکته اشاره میکند که افراد خردمند به جای توجه به زیباییهای ظاهری، به صفاتی چون صداقت و علم توجه میکنند. به طور کلی، زیبایی باطنی و کمالات انسانی از نظر نویسنده بسیار مهمتر از زیبایی ظاهری است و باید درک بهتری از آنها داشت.
هوش مصنوعی: کسی که تنها به حواس خود تکیه دارد و به زیباییها توجه نمیکند، ممکن است فکر کند که زیبایی فقط در رنگهای سرخ و سفید و تناسب اعضا است و آنچه زیباست، باید شکل و رنگی داشته باشد. اما این تفکر نادرست است. عقل میگوید یک خط خوب، یک آواز زیبا، یک اسب عالی و یک خانه یا شهر زیبا وجود دارند و زیبایی به معنای داشتن کمالات متناسب است. در حقیقت، زیبایی به وجود تناسب و کمال مربوط میشود و نمیتوان آن را به ظواهر محدود کرد. در مشاهده خطوط و خانهها و اسبهای زیبا لذتی وجود دارد که بر کیفیت واقعی آنها دلالت دارد.
هوش مصنوعی: نیکویی به شکل ظاهری محدود نمیشود و فقط با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیست. ممکن است کسی این را بپذیرد، اما ممکن است بگوید چیزی که نتوان آن را با چشم دید، نیکویی نیست. ما اغلب میگوییم که فلانی خوشخلق یا نیکوکار است و بعضی علم و پرهیزکاری را با فضائل دیگر مانند شجاعت و سخاوت مقایسه میکنند. در حقیقت، پرهیزکاری و قناعت از همه اینها برتر است و این مفاهیم به راحتی با چشم دیده نمیشوند، بلکه باید با بینش عقلانی درک شوند.
هوش مصنوعی: در کتاب ریاضه النفس گفته شده که انسانها به دو حالت ظاهر و باطن تقسیم میشوند. خلق و خوی نیکو به باطن مربوط میشود و به طور طبیعی مورد محبت همگان است. دلیل این امر این است که افرادی مانند شافعی یا ابوبکر و عمر را دوست دارند، هرچند ممکن است هرگز آنها را از نزدیک ندیده باشند و اکنون چهرههایشان در خاک مدفون شده باشد. این محبت به خاطر زیبایی باطنی آنهاست که شامل علم، تقوا و تدبیر میشود. همچنین پیامبران نیز به همین دلیل مورد محبت قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: اگر کسی صدیق را دوست داشته باشد، به هر شکلی که باشد، دوست دارد که او را با همان صفاتی که میشناسد، دوست بدارد. صدق و حقیقت یکی از ویژگیهای اصلی صدیق است که قابل تقسیم نیست. این ویژگی نه شکل مشخصی دارد و نه رنگ خاصی. برای برخی افراد، این ویژگی به راحتی قابل درک نیست و برای برخی دیگر هم همینطور. به هر حال، آنچه که به صدیق چهره و ظاهری نمیدهد، همین محبوبیت و ارزش درونی اوست، نه ظاهر ظاهریاش.
هوش مصنوعی: هر کسی که دارای خرد باشد و زیبایی درونی را انکار نکند، باید آن را بیشتر از زیبایی ظاهری دوست داشته باشد. چرا که تفاوت فراوانی است میان کسی که فقط به زیبایی ظاهری توجه دارد و کسی که به زیبایی اثری از یک پیامبر علاقهمند است.
هوش مصنوعی: کودک خرد وقتی بخواهد کسی را از مردگان دوست داشته باشد، به ویژگیهای ظاهری مانند چشم و ابرو اشاره نمیکند، بلکه به سخاوت، علم و قدرت او توجه میکند. و وقتی بخواهد کسی را دشمن بداند، به صفات زشت باطن او اشاره میکند، نه به ظاهرش. به همین دلیل، او صحابه را دوست دارد و ابوجهل را دشمن میداند.
هوش مصنوعی: پس مشخص شد که زیبایی دو نوع است: زیبایی ظاهری و زیبایی باطنی. زیبایی باطن، که به روح و ویژگیهای درونی فرد مربوط میشود، همچنین به اندازه زیبایی ظاهری جذاب است و در واقع برای کسانی که اندکی عقل و فهم دارند، بهمراتب محبوبتر نیز است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.