بخش ۱۰۰ - پیدا کردن اسباب دوستی
بدان که اسباب دوستی پنج است:
سبب اول آن است که آدمی خود را دوست دارد و بقای خود دوست دارد و هلاک خود دشمن دارد، اگرچه عدمی باشد بی الم و رنج، چرا دوست ندارد؟ و چون علت دوستی موافقت طبع است، چه چیز بود وی را موافق تر و سازگارتر از هستی وی و دوام هستی وی و کمال صفات وی؟ و چه بود مخالف تر و ناسازگارتر از نیستی وی و نیستی صفات کمال وی؟ بدین سبب نیز فرزند را دوست دارد که بقای وی هم چون بقای خود داند چون از بقای خود عاجز است آنچه به بقای وی ماند به وجهی آن را نیز دوست دارد و به حقیقت خود را دوست می دارد که آن آلت وی باشد در بقای وی و در بقای صفات وی و اقارب را دوست دارد و نیز مال را دوست دارد که آن آلت وی باشد در بقای وی و در بقای صفات و ایشان را بال و پر خویش داند و خود را به ایشان کامل شناسد.
سبب دوم نیکوکاری است. که هر که با وی نیکویی کرده باشد وی را دوست دارد به طبع. و از این گفته اند، «الانسان عبید الاحسان» و رسول(ص) گفت، «یا رب! هیچ فاجر را بر من دست مده تا با من نیکویی کند که آنگاه دل من وی را دوست گیرد». و به حقیقت این نیز باز آن آید که خود را دوست داشته باشد که احسان آن بود که کاری کند که سبب بقای وی بود یا سبب کمال صفات وی بود، ولکن آدمی تندرستی دوست دارد نه به علتی و طبیب را دوست دارد به علت تندرستی و برای آن. هم چنین خویشتن را دوست دارد نه به علتی و کسی را که با وی نیکویی کند دوست دارد برای نیکویی کردن.
سبب سیم آن که نیکوکار را دوست دارد اگر چه با وی نیکویی نکرده باشد، چه اگر کسی بشنود که در مغرب پادشاهی نیکوکار است و عالم و عادل و همه خلق از وی به راحتند، طبع به وی میل گیرد، اگر چه داند هرگز به مغرب نخواهد رسید و احسان وی نخواهد دید.
سبب چهارم آن که کسی را دوست دارد که نیکو بود. نه برای چیزی که از وی حاصل کند، ولکن برای ذات وی و نیکویی وی. که جمال خود محبوب است به طبع در نفس خویش. و روا بود که کسی صورت نیکو دوست دارد. نه برای شهوت چنان که سبزه و آب روان دوست دارد نه برای آن که بخورد، ولکن چشم را خود جمال وی لذتی بود و جمال و حسن محبوب است. و اگر جمال حق تعالی معلوم شود درست شود که وی را دوست توان داشت و معنی جمال پس از این گفته آید که چیست.
سبب پنجم در دوستی مناسبت است میان دو طبع. که کس بود که طبع وی با دیگری موافق بود و وی را دوست دارد نه از نیکویی. و این مناسبت گاه بود که ظاهر بود، چنان که کودک بود و بازاری را به بازاری و عالم را به عالم و هر کسی را با جنس خویش. و گاه بود که پوشیده در اصل فطرت و در اسباب سماوی که در وقت ولادت مستولی باشد مناسبتی افتاده باشد که کس راه بدان نبرد، چنان که رسول(ص) گفت و از آن عبارت کرد که، «الارواح جنود مجند، فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف. یعنی که ارواح را با یکدیگر آشنایی باشد وبیگانگی باشد، چون در اصل آشنایی افتاده باشد که با یکدیگر الفت گیرند. و این آشنایی عبارت از آن مناسبت است که گفته آمد که راه به تفصیل آن نتوان برد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مقاله به بررسی پنج دلیل دوستی میپردازد:
1. **دوست داشتن خود:** انسان اولاً خود را دوست دارد و به دنبال بقای خود و صفات کمالیاش است. از این رو، فرزندان، نزدیکان و مال را که به بقای او کمک میکنند دوست دارد.
2. **نیکوکاری:** انسانهایی که با او نیکویی کردهاند، طبیعی است که او را دوست داشته باشد. نیکویی دیگران برای انسان، موجب دوست داشتن آنها میشود.
3. **محبت نسبت به نیکوکاران:** فردی که میشنود شخصی در جایی نیکوکار است و خوبی میکند، بهطور طبیعی به او علاقهمند میشود، حتی اگر به او نزدیک نشود.
4. **دوستداشتن ذات نیکو:** انسان میتواند کسی را به خاطر نیکویی و زیباییاش دوست داشته باشد، نه به خاطر منفعتی که از او میبرد.
5. **مناسبت طبعها:** دوستی ممکن است به خاطر نزدیکی طبعها و ویژگیهای شخصیتی باشد، که این نزدیک بودن گاهی آگاهانه و گاهی غیرآگاهانه است.
این دلایل نشان میدهند که دوستی همواره وابسته به منافع شخصی و همچنین صفات مثبت دیگران است.
هوش مصنوعی: بدان که عوامل دوستی پنج تا هستند:
هوش مصنوعی: یکی از دلایل اصلی این است که انسان خود را دوست دارد و به بقا و ادامه حیات خود اهمیت میدهد و از هلاکت خود متنفر است، حتی اگر این هلاکت به معنای عدم وجود و بدون درد و رنج باشد. چرا باید چنین باشد؟ چون دوستی و محبت ریشه در توافق با طبیعت دارد و هیچ چیزی نمیتواند برای او مناسبتر و سازگارتر از وجود و استمرار آن وجود باشد و همچنین کمال ویژگیهای او. برعکس، هیچ چیزی نمیتواند مخالفتر و ناهماهنگتر از نبودن او و فقدان ویژگیهای کمالش باشد. به همین دلیل، انسان فرزندش را نیز دوست دارد، زیرا بقای او را مشابه با بقای خود میبیند. در واقع، وقتی خود به تنهایی نمیتواند به بقای خود برسد، به هر چیزی که موجب بقای او باشد، محبت میورزد. در حقیقت، انسان خود را از طریق این وابستگیها و روابط، کامل میشناسد و به همین دلیل به اقوام و همچنین به مال و داراییهای خود علاقهمند است، زیرا این مال و داراییها نیز ابزارهایی برای بقا و استمرار ویژگیهای او به شمار میروند.
هوش مصنوعی: دلیل دوم برای نیکوکاری این است که هر فردی که با او نیکی کرده باشد، به طور طبیعی او را دوست دارد. به همین دلیل گفتهاند «انسان بنده نیکیهاست» و پیامبر (ص) فرمود: «خداوندا! هیچ فاجری را بر من مسلط نکن که با من نیکی کند، زیرا در آن صورت دل من به او تعلق میگیرد». حقیقت این است که این احساس به محبت به خود برمیگردد، چرا که نیکی به دیگران به صورت مستقیم به بهبود شرایط و کمال صفات خود فرد کمک میکند. انسان تندرستی را دوست دارد، نه به خاطر علت خاصی، بلکه پزشک را بخاطر تندرستیاش دوست دارد. همینطور فرد خود را به خاطر خودش دوست دارد و کسی که با او نیکی کند را به خاطر نیکوکاریاش دوست دارد.
هوش مصنوعی: دلیل این که نیکوکار مورد محبت دیگران قرار میگیرد این است که حتی اگر کسی هم با او نیکی نکرده باشد، باز هم دوستش دارند. چرا که اگر کسی بشنود که در دوردستها پادشاهی نیکوکار، عالم و عادل وجود دارد و همه مردم از او راضی هستند، به طور طبیعی به او جذب میشود، حتی اگر بداند که هرگز فرصتی برای دیدن او یا دریافت محبتهایش نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: چهارمین دلیل برای محبت این است که کسی شخصی را دوست دارد به خاطر خوبیهای او و نه به خاطر چیزی که از او به دست میآورد. این محبت به ذات و خوبی خود فرد است. زیبایی خود محبوب به طور طبیعی در دل انسان جایی دارد و اینکه کسی به یک چهره زیبا علاقهمند باشد، امری طبیعی و مجاز است. این علاقه باید به خاطر زیبایی باشد، نه به خاطر تمایلات جنسی مانند عشق به گیاهان یا آب روان. بلکه لذت چشم از زیبایی خود، به تنهایی جذاب است. همچنین اگر زیبایی خداوند شناخته شود، میتوان او را نیز دوست داشت و در ادامه درباره این زیبایی توضیح بیشتری داده خواهد شد.
هوش مصنوعی: دلیل پنجم برای دوستی، هماهنگی و تناسب بین دو شخصیت است. گاهی این هماهنگی آشکار است؛ مثلاً یک کودک به یک بازاری یا یک عالم به عالم دیگر نزدیکتر میشود. هر کسی با همنوع خود ارتباط میگیرد. اما گاهی اوقات این تناسب پنهان است و به عوامل فطری و آسمانی مربوط میشود که در زمان تولد وجود دارد و خود را نشان نمیدهد. به همین دلیل، رسول الله (ص) فرمودند که ارواح همنوعی مییابند و با هم ارتباط برقرار میکنند؛ زیرا در اساس، نوعی از آشنایی در میان آنها وجود دارد که به دوستی میانجامد. این نوع آشنایی همان تناسبی است که اشاره شده و نمیتوان به تفصیل درباره آن بحث کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.