بخش ۱۰۲ - پیدا کردن آن که مستحق دوستی به حقیقت خدای است عزوجل
بدان که مستحق دوستی به حقیقت جز خدا تعالی نیست و هرکه دیگری را دوست دارد از جهل بود، مگر بدان وجه که تعلق به وی دارد، چنان که رسول (ص) را دوست داشتن هم چون دوستی وی بود. که هرکسی را دوست دارد، رسول وی را و محبوب وی را دوست دارد، پس دوستی علما و متقیان همان دوستی خدای تعالی بود و این بدان بدانی که به اسباب دوستی نگاه کنی.
اما سبب اول آن است که خود را و کمال خود را دوست دارد و از ضرورت این آن است که حق تعالی را دوست دارد که هستی وی و هستی کمال وی و صفات وی همه از هستی وی است، اگرنه فضل وی بودی به آفرینش وی هست نبودی و اگر نه فضل او بودی به نگاهداشت وی نماندی و اگر نه فضل او بودی به آفرینش اعضا و اوصاف و کمال وی از وی ناقص تر نبودی.
پس عجب از آن کسی که از گرما بگریزد و سایه برگ درختی را دوست دارد و درخت را که قوام سایه به وی است دوست ندارد. خود نداند که قوام هستی ذات و صفات وی به حق است، چگونه وی را دوست ندارد، مگر که این خود نداند. و شک نیست که جاهل وی را دوست ندارد که دوستی وی ثمرت معرفت وی است.
سبب دوم آن که کسی را دوست دارد که با وی نیکویی کند، و بدین سبب هرکه را دوست دارد جز حق تعالی از جهل باشد که با وی هیچ کس نیکویی نتوان کرد و نکرده است مگر حق تعالی و انواع احسان وی با بندگان خود در شمار نداند آوردن، چنان که در کتاب شکر و تفکر گفته ایم. اما آن احسان که از دیگران می بینی آن از جهل است که هیچ به تو ندهد تا آنگاه که وی را موکلی بفرستد که خلاف آن نتوان کرد که در دل وی افکند که صواب و منفعت وی در دین و دنیا در آن است که چیزی فراوی دهد تا به مراد خویش رسد. پس آن به وی خویشتن داد که از تو سببی ساخت تا به ثواب آخرت رسید یا به ثنا و نام نیکو یا غیر آن. اما آن به حقیقت حق سبحانه و تعالی به تو داد که بی غرضی وی را موکلی کرد و بدین اعتقاد داعیه بگماشت تا آن به تو تسلیم کرد و این در اصل شکر بیان کرده ایم.
سبب سیم آن که نیکوکار را دوست دارد اگرچه با وی نیکویی نکرده باشد چنان که هرکه بشنود که در مغرب مثلا پادشاهی نیکوکار است عادل و مشفق بر خلق که خزانه خویش برای درویشان دارد و رضا ندهد که هیچ کس ظلم کند در مملکت وی، به ضرورت طبع وی را دوست دارد اگرچه داند که هرگز وی را نخواهد دید و از و از وی نیکویی به وی نخواهد رسید. بدین سبب جز حق تعالی را دوست داشتن جهل است که احسان خود جز از وی نیست، و هرکه در عالم احسان کند به الزام و فرمان وی کند و آنگاه آن نعمت که به دست خلق خدای است خود چند است؟ احسان آن است که همه خلایق را بیافرید و همه را هرچه بایست بداد. تا آنچه نیز حاجت نبود، ولکن زینت و آراستگی در آن بود بداد و این بدان بداند که در ملکوت آسمان و زمین و در نبات و حیوان تامل کند تا عجایب بیند و انعام و احسان بینهایت بیند.
سبب چهارم آن است که کسی را برای جمال دوست دارد یعنی برای جمال معانی، چنان که شافعی را و علی را دوست دارد. و دیگری ابوبکر و عمر را دوست دارد. و دیگری همه را دوست دارد، بلکه پیغمبران را دوست دارد. و سبب این دوستی جمال معانی و صفات ذات ایشان است و حاصل آن چون نگاه کنی با سه جزء آید: یکی جمال علم که علم و عالم محبوب است از آن که نیکوتر و شریف است، هرچند علم بیشتر و معلوم شریفتر آن جمال بیشتر.
و شریفترین علمها معرفت خدای تعالی است و معرفت حضرت الهیت که مشتمل است بر ملایکه و کتب و رسل و شرایع و انبیا و تدبیر ملک و ملکوت و دنیا و آخرت. و صدیقان و انبیا محبوب از آنند که ایشان را در این معلوم کمالی هست. دوم با قدرت آید چون قدرت ایشان بر اصلاح نفس خود و اصلاح بندگان خدای تعالی و سیاست ایشان و به نظام داشتن مملکت دنیا و نظام حقیقت دین. سیم با تنزیه آید و پاکی از عیب و نقص و خبایث اخلاق باطن و محبوب از ایشان این صفات است نه افعال ایشان. که هر فعل که نه به سبب این صفات بود آن محمود نبود، چون فعلی که به نفاق بود یا به غفلت بود. پس هرکه بدین صفات به کمال تر بود دوستی وی زیادت بود.
و از این است که مثلا صدیق را از شافعی دوست تر دارد و پیغامبر را از صدیق دوست تر دارد. و اکنون در این سه صفت نگاه کن تا خدای تعالی مستحق این دوستی هست و وی را این صفات هست: هیچ سلیم دل نیست که نه این مقدار داند که علم اولین و آخرین از آدمیان و فریشتگان در جنب علم حق تعالی تاچیز است. و همه را گفته اند، «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا»، بلکه همه عالم اگر فراهم آیند تا عجایب حکمت وی در آفرینش مورچه بدانند نتوانند. و آن قدر که دانند از وی دانند که در ایشان بیافرید. چنان که گفت، «خلق الانسان علمه البیان». و آنگاه علوم خلق متناهی است و علم وی بی نهایت. با آن چه اضافت گیرد؟ و علم خلق از وی است، پس همه علم وی است و علم وی از خلق نیست.
اما اگر در قدرت نگری قدرت نیز محبوب است و بدین سبب شجاعت علی را دوست دارند و سیاست عمر را که آن نوعی از قدرت است. و قدرت همه خلق در جنب قدرت حق تعالی چه باشد، بلکه همه عجزند الا آن قدر که وی ایشان را قدرت داد. و چون همه را از آن عاجز کرد که اگر مگسی از ایشان چیزی برباید باز نتواند ستد، همه عاجز باشند، پس قدرت وی بی نهایت است که آسمان و زمین و هرچه در میان آن است از جن و انس و حیوان و نبات همه از قدرت وی است.
و بر امثال این الی غیر نهایت قادر است، پس چگونه روا بود که به سبب قدری دیگری را جز وی دوست دارند؟ اما صفت تنزیه و پاکی از عیوب. آدمی را کمال این کجا تواند بود؟ و اول نقصان وی آن است که بنده است و هستی وی به وی نیست، بلکه آفریده است و چه ناقص بود بیش از این، و آنگاه جاهل است به باطن خویش تا به چیزی دیگر چه رسد. اگر یک رگ را در دماغ وی خلل رسد دیوانه شود و نداند که سبب چیست و باشد که علاج آن پیش وی بود و نداند و عجز وی و جهل وی چون حساب برگیری که چند است، علم و قدرت وی در آن مختصر گردد، اگرچه صدیق است و اگرچه پیغامبر است.
پس پاک از عیوب آن است که علم وی بی نهایت است که کدورت جهل را به وی راه نیست و قدرت وی به کمال از آن است که هفت آسمان و زمین در قبضه قدرت وی است و اگر همه را هلاک کند در بزرگی و پادشاهی وی هیچ نقصان نبود و اگر صد هزار عالم دیگر را در یک لحظه بیافریند تواند و یک ذره بر عظمت وی زیادت نشود. که زیادت را بدان راه نیست بلکه نقصان خود در حق وی ممکن نیست، پس هرکه وی را دوست ندارد بلکه دیگری را دوست تر دارد از غایت جهل است.
و این دوستی به کمال تر از آن که به سبب احسان بود. که آن به زیادت و نقصان نعمت می افزاید و می کاهد. و چون سبب این بود در همه احوال عشق وی به کمال بود، و برای این بود که به داوود (ع) وحی آمد که دوست ترین بندگان من کسی است که مرا نه برای بیم و طمع پرستد ولکن تا حق ربوبیت من گزارده باشد. و در زبور است که کیست ظالمتر از آن که مرا برای بهشت و دوزخ پرستد؟ اگر بهشت و دوزخ نیافریدمی مستحق طاعت نبودمی؟
سبب پنجم دوستی مناسبت است، و آدمی را نیز با حق تعالی مناسبتی خاص هست که «قل الروح من امر ربی» اشارت بدان است، و ان الله خلق آدم علی صرته اشارت بدان است و این که گفت، «بنده من به من تقرب می کند تا وی را دوست گیرم، چون او را دوست گرفتم سمع وی باشم و بصر و زبان وی باشم» و این که گفت، «مرضت فلم تعدنی یا موسی! بیمار شدم به عیادت نیامدی»، گفت، «تو خداوند عالمی چگونه بیمار شدی؟» گفت، «فلان بنده بیمار بود اگر وی را عیادت کردی مرا عیادت کرده بودی».
و حدیث مناسبت صورت آدم با حضرت الهیت در عنوان کتاب بعضی شرح کرده آمده است و آن دیگر معانی در کتب شرح نتوان کرد که افهام خلق طاقت آن ندارد، که زیرکان بسیار در این به سر درآمده اند. بعضی به تشبیه افتاده اند که پنداشته اند صورت جز صورت ظاهر نباشد و بعضی به حلول و اتحاد افتاده اند و فهم آن همه دشخوار بود.
و مقصود آن است که چون اسباب دوستی دانستی بدانی که هر دوستی که جز دوستی حق تعالی است از جهل است و بدین سلیم دلی آن متکلم بشناسی که گفت، «جز جنس خود را دوست نتوان داشت. چون وی جنس ما نیست دوستی ممکن نیست». پس معنی دوستی فرمانبرداری بود که این بیچاره ابله از دوستی جز شهوت که زنان را دوست دارند فهم نکرده است و شک نیست که این شهوت مجالست خواهد، اما این دوستی که ما شرح کردیم جمال و کمال معانی است نه مجانست در صورت که آن که پیغامبر را دوست دارد نه بدان دارد که وی نیز هم چون وی سر و روی و دست و پای دارد، بلکه از آن که در معانی مناسبت دارد. که وی نیز همچون وی حی و عالم و مرید و متکلم و سمیع و بصیر است و این صفات در وی به کمال است.
و اصل این مناسبت اینجا نیز هست ولکن تفاوت در کمال صفات بی نهایت است. و هر تباعد و دوری که از زیادت کمال خیزد دوستی کند، اما اصل دوستی را که بنابر مناسبت بود منقطع نکند. و همه کس بدین قدر مناسبت مقر آیند و بشناسند، اگرچه آن که سر و حقیقت مناسبت است که ان الله تعالی خلق آدم علی صرته نشناسند.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم دوستی و اصل آن در عالم میپردازد. نویسنده تأکید میکند که تنها خداوند شایسته دوستی حقیقی است و هر دوستی که غیر از او باشد ناشی از جهل است. هر دوستی که به خداوند مربوط است، نیاز به آگاهی و معرفت دارد.
نویسنده در پنج دلیل به تبیین این نکته میپردازد:
1. **دوستی خدا بهعنوان منبع وجود و کمال**: انسان باید خداوند را بهخاطر وجود و کمالش دوست داشته باشد، زیرا همه چیز از اوست.
2. **نیکی و احسان**: معتقد است که نیکی واقعی تنها از طرف خداوند است و هر نوع احسانی که از دیگران بنا به فعل و اراده خداوند صورت میگیرد، به او برمیگردد.
3. **محبت به نیکی**: دوستی نسبت به افرادی که نیکوکار و عادل هستند بر اساس فضیلتهای معنوی آنهاست و این تنها بهخاطر جمال معنویشان است.
4. **جمال معنوی**: دوستی ناشی از کمالات و ویژگیهای مثبت افراد است، به ویژه در مورد علم و قدرت.
5. **مناسبت**: انسان بهدلیل وجود مناسبت یا شباهت معنوی با خداوند، شایسته دوستی است، و این دوستی باید بیغرض و برای خود خداوند باشد.
در نهایت، هر دوستی که غیر از دوستی خداوند باشد، از آگاهی و شناخت صحیح به دور است و لذا ناکارآمد است.
هوش مصنوعی: بدان که تنها خداوند است که شایسته دوستی حقیقی است و هر کس دیگری را دوست داشته باشد، به خاطر نادانی اوست، مگر در صورتی که آن شخص به خداوند ارتباط داشته باشد. به عنوان مثال، دوستی با پیامبر (ص) به خاطر محبت و علاقه به خداوند است. بنابراین، کسی که به دیگران، به خصوص اهل علم و افراد متقی، محبت میورزد، در واقع به محبت خداوند توجه دارد. این نکته را در نظر داشته باش که برای درک دوستیها باید به دلایل و سببهای آنها توجه کنی.
هوش مصنوعی: اما دلیل اول این است که انسان خود و کمال خود را دوست دارد و این عشق به خود ناشی از این است که او خداوند متعال را دوست دارد. زیرا وجود او و کمال او و صفات او همه ناشی از وجود خداوند است. اگر فضل الهی نبود، او به وجود نمیآمد و اگر فضل الهی نبود، او پا برجا نمیماند. همچنین اگر فضل الهی نبود، در آفرینش اعضا و ویژگیها و کمالات او، نقص بیش تری را تحمل میکرد.
هوش مصنوعی: کسی که از گرما فرار میکند و سایه درخت را دوست دارد، اما خود درختی را که سایهاش به او وابسته است، دوست ندارد، دچار تناقض است. او نمیداند که وجود و صفاتش به حقیقت وابسته است، و نمیفهمد که باید آن حقیقت را دوست داشته باشد. اگر این شخص به این موضوع آگاه نباشد، درمییابیم که ignorance (جهل) او سبب میشود که نسبت به آن حقیقت احساس محبت نکند، زیرا دوستی واقعی همیشه حاصل شناخت و آگاهی است.
هوش مصنوعی: دلیلی دیگر برای دوست داشتن کسی این است که او با ما خوبی کند. در واقع، اگر کسی را دوست داریم غیر از حق تعالی، این ناشی از جهل است، چرا که هیچ کس به ما خوبی نمیکند مگر خداوند و نعمتهای او که قابل شمارش نیستند. احسان دیگران به ما معمولاً از روی نیتهای خودشان است، نه به خاطر محبت حقیقی. آنها تنها زمانی به ما خوبی میکنند که یک دلیل برای خودشان پیدا کنند، که این دلیل میتواند منفعتی برای آنها در دنیا یا آخرت باشد. به این ترتیب، آنها با کارهایشان به دنبال رضایت خودشان هستند، در حالی که خداوند با محبت و بدون هیچ دلیلی به ما احسان میکند. این نکته در حقیقت شکرگزاری را روشن میکند.
هوش مصنوعی: انسانها به طور طبیعی به کسانی که نیکوکار و عادلند علاقهمند میشوند، حتی اگر مستقیماً از آنها نیکی نداشته باشند. مثلاً اگر کسی بشنود که در جایی پادشاهی با ویژگیهای نیکو وجود دارد که نسبت به مردم ظلم نمیکند و ثروت خود را به نیازمندان اختصاص میدهد، به طور طبیعی به او گرایش پیدا میکند، حتی اگر هرگز او را از نزدیک نبیند. این نشان میدهد که تنها عشق به خداوند واقعی است، چرا که تمام نیکیها و احسانها در نهایت از اوست و هر اقدامی که در این دنیا از سوی انسانها به عنوان نیکی انجام میشود، در واقع بر اساس اراده و فرمان اوست. در حقیقت، خالق تمام نعمتها و زیباییهاست و با آفرینش موجودات، به همه آنها آنچه نیاز دارند عطا کرده است، و حتی بیشتر از آنچه که لازم است. انسان باید در طبیعت و آفرینش بیندیشد تا عظمت و فراوانی نعمتهای خداوند را ببیند.
هوش مصنوعی: چهارمین دلیل این است که فردی به خاطر زیبایی شخصیتها و معانی آنها دوستشان دارد، مانند محبت به امام شافعی و حضرت علی. همچنین برخی دیگر ابوبکر و عمر را دوست دارند و بعضی همه را دوست دارند، حتی پیامبران را. این محبت به خاطر زیبایی معانی و صفات ذات آنهاست و این احساس در سه جنبه خود را نشان میدهد: یکی زیبایی علم که هم علم و هم عالم برای انسان محبوب هستند، زیرا آنها نیکوتر و شریفترند، و هر چقدر علم بیشتر و موضوع آن شریفتر باشد، زیبایی آن نیز بیشتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: ارزشمندترین دانش، شناخت خداوند متعال و آگاهی از حضرت الهیت است که شامل معرفت ملایکه، کتب آسمانی، پیامبران، شریعتها و تدبیر عالم و آخرت میباشد. صدیقان و انبیا محبوبیت خود را از کمال این شناخت به دست میآورند. دومین ویژگی، قدرت است که به معنای توانایی اصلاح نفس خویش، بهبود بندگان خدا و اداره صحیح مملکت و حقیقت دین میباشد. سومین ویژگی، پاکی و دوری از عیبها و نقصهای اخلاقی است و محبوبیت ناشی از این صفات است نه از اعمال آنها. هر عملی که به خاطر این صفات نباشد، ارزشمند نیست، مانند عملی که به نفاق یا غفلت انجام شود. بنابراین، هر کسی که به این صفات نزدیکتر و کاملتر باشد، محبوبیت بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که برخی از افراد ممکن است شخصی را بیشتر از دیگران دوست داشته باشند، مانند اینکه فردی صدیق را بیشتر از شافعی دوست دارد و پیغمبر را بیشتر از صدیق. سپس به این نکته اشاره میشود که خداوند لایق این دوستی است و دارای صفات باعظمت است. هیچ دل سلیم و روشنفکری وجود ندارد که نداند علم خداوند بینهایت و فراتر از علم تمامی انسانها و فرشتگان است. به عبارت دیگر، حتی اگر تمام دانشمندان جمع شوند تا حکمت خداوند در آفرینش چیزهایی مانند مورچه را درک کنند، باز هم نخواهند توانست. آنچه انسانها میدانند فقط نازلی از علم خداوند است که در خلق او تجلی یافته است. علم مخلوقات محدود و مختصر است در حالی که علم خداوند بینهایت و کامل است. این امر نشاندهنده آن است که علم مخلوقات از خداوند نشأت میگیرد، بنابراین در نهایت تمام علم به علم خداوند برمیگردد و علم خداوند از مخلوقات نشأت نمیگیرد.
هوش مصنوعی: اگرچه قدرت خود محبوب است و به همین خاطر شجاعت علی و سیاست عمر مورد تحسین قرار میگیرند، اما در برابر قدرت خداوند، قدرت سایر مخلوقات هیچ است. همه موجودات جز به اندازهای که خداوند به آنها قدرت عطا کرده، عاجزند. حتی اگر مگسی چیزی از آنها برباید، نمیتوانند آن را پس بگیرند. بنابراین قدرت خداوند بیپایان و نامحدود است و همه چیز، از آسمان و زمین گرفته تا جن و انس و حیوان و گیاه، تحت تسلط و قدرت او قرار دارند.
هوش مصنوعی: انسان با وجود آن همه تواناییها و قابلیتها، چگونه میتواند به چیزی جز خداوند عشق و محبت ورزد؟ چرا که خداوند از عیوب پاک است و انسان به علت نواقصش نمیتواند به کمال برسد. او به خاطر بندگیاش و اینکه وجودش وابسته به دیگری است، ناتمام است. افزون بر این، انسان به عمق وجود خودش آگاه نیست و از اسرار درونش بیخبر است. اگر حتی در بدنش کوچکترین اختلالی پیش بیاید، ممکن است به دیوانگی دچار شود و نتواند علت آن را دریابد، در حالی که درمانش ممکن است در دسترسش باشد. ناتوانی و ناآگاهی او به حدی است که هیچگاه نتواند به درستی حساب کند که چه مقدار علم و قدرت دارد، حتی اگر فردی راستگو و پیامبر باشد.
هوش مصنوعی: خداوند از هر نقصی پاک و منزه است و علم او بیپایان است؛ به طوری که هیچگونه جهل و نادانی به او راه ندارد. قدرت او به قدری کامل است که هفت آسمان و زمین در دست اوست و اگر بخواهد میتواند همه را نابود کند بدون آنکه به عظمت و سلطنت او چیزی اضافه یا کم شود. او توانایی خلق صدها هزار دنیا را در یک لحظه دارد و این کار هیچ تأثیری بر بزرگی او نخواهد داشت. بنابراین، هیچگونه اضافهای بر مقام او متصور نیست و او از هر گونه نقصان نیز مبراست. اگر کسی خدا را دوست نداشته باشد و به جای او به چیز دیگری بیشتر محبت کند، به راستی در نهایت جهل است.
هوش مصنوعی: دوستی واقعی فراتر از احسان و لطف است، زیرا این حسنات ممکن است زیاد یا کم شوند. عشق به این نوع دوستی در همه حالات کامل است. به همین دلیل به داوود (ع) وحی شده که بهترین بندگان من کسی است که مرا نه از روی ترس یا طمع عبادت کند، بلکه به خاطر حق ربوبیت من. در کتاب زبور نیز آمده است که چه کسی ظالمتر از آن است که مرا تنها به خاطر بهشت و دوزخ پرستش کند؟ اگر بهشت و دوزخ را نیافریند، آیا باز هم سزاوار عبادت نبودم؟
هوش مصنوعی: پنجمین دلیل برای دوستی، همسانی و مناسبت است. انسان همچنین ارتباط خاصی با حق تعالی دارد، که اشاره به آن در آیات قرآنی وجود دارد. خداوند آدم را به صورت خود خلق کرده و در این زمینه بیان شده که انسان میتواند به خدا نزدیک شود و در این نزدیکی، خداوند او را دوست خواهد داشت. وقتی فردی به خدا نزدیک میشود، خداوند او را میشنود و با او خواهد بود. همچنین بیان شده که وقتی یکی از بندگان خدا بیمار میشود و کسی به عیادت او نمیرود، این در واقع نوعی بیتوجهی به خداست، زیرا عیادت از بندگان در حقیقت عیادت از خداوند محسوب میشود.
هوش مصنوعی: در برخی کتابها به ارتباط بین شکل آدم و مقام الهی پرداخته شده است، اما توضیح این مسائل در متون دینی دشوار است و فهم آن برای عموم مردم دشواریهایی دارد. برخی افراد در این زمینه به تشبیه روی آوردهاند و فقط به جنبه ظاهری شکل آدم تاکید کردهاند، در حالی که برخی دیگر به موضوعاتی مثل حلول و اتحاد پرداختهاند. درک همه این مفاهیم بسیار مشکل است.
هوش مصنوعی: مقصود این است که وقتی ضوابط دوستی را درک کردی، باید بدانی که هر دوستی که غیر از دوستی با خداوند باشد، ناشی از نادانی است. اینجا به سخن یک متکلم اشاره شده که میگوید نمیتوان غیر از جنس خود را دوست داشت. به این ترتیب، او توضیح میدهد که دوستی واقعی یعنی اطاعت و محبت از روی شناخت، نه تنها بر اساس هوس و کششهای جسمی مانند محبتی که نسبت به زنان وجود دارد. این نوع هوس، فقط به معنای نزدیکی فیزیکی است، در حالی که دوستی واقعی، تجلی زیباییها و کمالات است. برای مثال، کسی که پیامبر را دوست دارد، به خاطر مشابهتهای ظاهری او را دوست ندارد، بلکه به خاطر صفات معنوی مشترکی که دارند، از جمله حیات، علم، اراده، قدرت تفکر و شنوایی و بینایی که در او به کمال رسیده است.
هوش مصنوعی: در اینجا نیز اصل مناسبت وجود دارد، اما تفاوت در کمال بینهایت صفات است. هر چه بیشتر از کمال دور شود، تمایل به دوستی ایجاد میکند، اما اصل دوستی که بر اساس مناسبت است، تحت تأثیر قرار نمیگیرد. همه افراد میتوانند به مقدار مناسبت را درک کنند، هرچند که ممکن است حقیقت عمیقتری همچون این که خداوند آدم را به صورت خود خلق کرده است، برایشان مشخص نباشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.